''𝘢𝘴𝘢𝘭𝘪 𝘭𝘪𝘣𝘳𝘢𝘳𝘺<3
``خوشا روزی که دیدار ته وینم
گل و سنبل ز رخسار ته چینم
بیا بنشین که تا وینم شو و روز
جمالت ای نگار نازنینم>>
باباطاهر | 𝒂𝒔𝒂𝒍𝒊 𝒍𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚
#تیکه_کتاب
دست تو نیست که در این دنیا آسیب ببینی یا نه
اما یک جورهایی دست خودت است که
از چه کسی آسیب ببینی: )
نحسیستارههایبختما | جان گرین
𝒂𝒔𝒂𝒍𝒊 𝒍𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚
d184360d37d4b11295f0585985fd22cf.jpg
حجم:
65.8K
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جان شیرین منزلست: )
- سعدی | 𝒂𝒔𝒂𝒍𝒊 𝒍𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚
┃🎞 #دیالوگ
مرگ که ترس نداره تو میمیری و تموم میشه
این ترسناکه که مرگ دوستات رو ببینی...
- The Walking Dead | 𝒂𝒔𝒂𝒍𝒊 𝒍𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚
1jdikte5.jpeg
حجم:
589.5K
┃#تیکه_کتاب
جاوید مگسهای بیجانِ آخرِ فصل را
توی هوا میگرفت و میبرد بیرون ولشان میکرد.
گفتم: "چرا نمیکشیشان و این همه به خودت زحمت میدهی؟!
گفت: "خوشیمان را به رنج دیگران نمیخریم: )
#سالبلوا | 𝒂𝒔𝒂𝒍𝒊 𝒍𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚
شریعت میگوید: "آنچه برای توست، برای تو باشد
و آنچه برای من است، برای من باشد. ”
طریقت میگوید: ”آنچه برای توست، برای تو باشد
و آنچه هم برای من است، برای تو باشد. "
معرفت میگوید: "نه من چیزی دارم و نه تو چیزی داری."
و حقیقت میگوید: "نه من وجود دارم و نه تو."
#ملت_عشق <الیف شافاک> | 𝒂𝒔𝒂𝒍𝒊 𝒍𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚
📜« اگر قلمِ عشق باشد،
هر خطش افسانهایست...
نگارگر اگر ایرانی باشد
رنگها با جان سخن میگویند
هنرِ ما، بوی نانِ گرمیست
که در تنورِ عشق میپزد و
هر نقشش، آینهایست از ایرانِ بیکران ».
𝘢𝘴𝘢𝘭𝘪 𝘭𝘪𝘣𝘳𝘢𝘳𝘺 |( اثری از استاد (عزیز حیدری ممو
''دلت را بتکان، اشتباهاتت وقتے افتاد روی زمین،
بگذار همانجا بماند؛
فقط از لابہ لای اشتباههايت، يک تجربہ را
بيرون بکش، قاب کن و بزن بہ ديوار دلت.
اشتباه کردּن اشتباه نيست،
در اشتباه ماندن اشتباه است''
𝘢𝘴𝘢𝘭𝘪 𝘭𝘪𝘣𝘳𝘢𝘳𝘺
''𝘢𝘴𝘢𝘭𝘪 𝘭𝘪𝘣𝘳𝘢𝘳𝘺<3
•⌠#معرفی_کتاب •|نام: سمفونی مردگان •|نویسنده: عباس معروفی •|📜توضیحات: کتاب سمفونی مردگان نوشتهی
به درختهای خشک پیاده رو خیره شد.
برف شاخهها را خم کرده بود و در بارش بعد،
حتما میشکست شان ...
آدمها هم مثل درختها بودند.
یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت
و سنگینی اش تا بهار دیگر حس میشد.
بدی اش این بود که آدمها،
فقط یک بار میمردند و همین یک بار چه فاجعه دردناکی بود.
سمفونی مردگان/ عباس معروفی | 𝘢𝘴𝘢𝘭𝘪 𝘭𝘪𝘣𝘳𝘢𝘳𝘺 ׅ
به سراغ من اگر میآیید،
نرم و آهسته بیایید،
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من...
این جا گلدانِ من،
آفتابِ مرا از پنجره میبینی؟
این جا، حتی سایهها هم روشناند .
𝘢𝘴𝘢𝘭𝘪 𝘭𝘪𝘣𝘳𝘢𝘳𝘺 | ''سهراب سپهری''