عُلیا
به عکسهای شما نگاه میکنم، از پس شیشهای برفی از پس شاخهای در آستانه بهار شدن از پس ریسهمشکیهای
.
دردم اینه؛
یتیمی خیلی دَرده...
سلام به علیایی که بوی نجف میده💚
این روزا خیلی در مورد علیا با دوستامون صحبت میکنیم راستش. در مورد اینکه چقدر نیازه هرکسی تو خونهش از محصولات علیا داشتهباشه تا وقتایی که نَفَسش گرفته یه سَری بزنه به محصولات علیا و نفس تازه کنه 🙂
دو هفته پیش، موقعی که تصمیم گرفتیم موکب بزنیم تو شهرمون؛ با خودمون فکر میکردیم که همشهری هامون به چی نیاز دارن؟
و خب تصمیم گرفتیم یه دیوار از موکبمون رو در کنار فعالیتهای دیگه اختصاص بدیم به «نامههایی برای روزهای ابری»❤️🔥
نامههایی که بلوریان و از آسمون اومدن و انگار هرکدوم از ۴۰ تا نامه، آدرسِ قلبِ صاحبانشون رو خیلی خوب بلدن و هرکدومشون یه راست میرن و ساکنِ قلبِ همون آدمِ خاص میشن✨
به مردمی که به موکب دعوت میشدن، میگفتیم: نیت بکنید و یکی از نامههایی رو که از طرف حضرت امیر هست رو بخونید
و من یادم نمیره خانمی رو که بعد خوندن نامه گریه کردن و گفتن چند وقت بود قلبم سنگین شده بود، حالا سبک شدم.
یا خانمی که بعد خوندنِ نامه، دخترشون بهشون گفت عه مامان! امام علی با شمان دقیقا.. جریان رو که پرسیدیم گفتن.. آخه من مدت زیادیه که افسردگی دارم! انگار آقا با من بودن
یا آقا پسری که همراه مادرشون به موکب اومده بودن و بعدِ خوندن نامه بلند گفتن: مامان، به جونِ خودم درست در اومد!
تازه! یه بسته دیگه از نامهها تهیه کردیم و به خریداران کتابها، یه نامه از نامههای حضرت امیر هدیه میدیم💚
امشب موقعِ بستن موکب، دوستم میگفت کاش تو خونهمون یه بسته کامل از نامهها داشتم و صبحِ خودم رو با خوندن یه نامه از طرف حضرت پدر شروع میکردم💚
#ذوقتون
"علیا"ی عزیز خیلی خیلییی تشکررر
به جرئت میتونم بگم، محصولاتتون چندین برابر از عکس هاشون قشنگتر و گوگولیتر و تو دل بروترههه.
جوریکه خواستم بارها و بارها و بارها بیام و از علیا خرید کنم؛ و از همه چیش داشتهباشم و یهجورایی بشم شعبهی دو علیا😁
و نگم از لوح تمنا که چقدر فینگیلی و تو دلبرو بود. اصلاً دلم رفت براش✨
#ذوقتون