eitaa logo
ـ'پــنآهگاـهـ زیر شیــــروونی'ـ
245 دنبال‌کننده
165 عکس
61 ویدیو
0 فایل
♬-خورشیـد،روشن مارودزدیـدـن؛ زیر اوט ابر هاے سنگین کشیــــــدن..=)) 🛐🫴🏻-04/7/2- رماט _براے آخرین بار-در حال ویرایشـــــــــــــ💘، [زیرا کـہ مرـدگان این سال،عاشق ترین زنـدگان بوـدنـد..] جونم؟ @N_Nasiri_333
مشاهده در ایتا
دانلود
Pove: + ممبرات و چقدر دوست داری؟! -واااااااااااااااااا،این پرسیدن داره؟.... کل دنیا یه طرف،بابونه های زیبامم یه طرف،.. اونا عزیز دردونه هامن🤌🏻🤍=)))) 04/12/20
هدایت شده از  ‌ּꩌ𝑓‌ּ𝘰‌𖫲ּ𝘳 10 𖫲 𝘮‌ּ𝘪‌ּꩌ𝘯🐿️💞جبرانیه
_✯بـراے آخـرین بار✯_ «» تابآن: کیفم و روی دوشم جابه جا کردم و با خستگی بیش از حدی که ناشی از تمرین بود،شروع به قدم زدن کردم. بدنم، مخصوصا پاهام به طرز وحشتناکی درد میکرد که البته طبیعی ام بود. همیشه بعد از تمرین بدن درد شدید داشتم،یعنی از موی سرم تا ناخون پام تیر می‌کشید. هندزوری ام توی گوشم میخوند و پلی لیستم و دوره میکرد،ومن هر دقیقه بیشتر از این دنیا و درداش فاصله میگرفتم..، راستش هرکی تو این دنیا به روش خودش داره دست و پا می‌زنه که به اندازه ی یه ثانیه هم که شده از این دنیا فرار کنه،. آهنگ گوش کردن هم برای من،یه راهی بود واسه فرار کردن از این دنیا.، همه ی خستگی و گر گرفتن تنم، همه ی استراسم و حتی بدن دردم هم... با پیچیدن صدای خواننده توی گوشم از بین می‌رفت..؛ انگار یه مسکن بود واسم،البته کی میدونه؟! شاید آهنگ گوش کردنم یه طور مسکنه، یه طور درمونه،که دکترا و پرستارا اونقدر از تاثیرش روی آدما خبر ندارن؛.. دلم میخواست ساعت ها،روزها،هفته ها،حتی سال ها.... وسط آهنگام و خاطره های همراهشون گم شم و کسی دنبالم نگرده و پیدام کنه. خب دنیای آهنگا خیلی قابل تحمل ترو قشنگ تر از این دنیا و آدماشه=)))).. ولی نمیشد،نمیشد چون با فرار و گمشدن هیچ وقت قرار نیست چیزی درست بشه، آدم زمانی می‌بره،که با اون سختی ها و پستی بلندی های زندگیش روبروشه؛ نمیدونم،هرکسی درک کنه یانه،! ولی من با این خستگی بی انتهای بد تمرین از ته دل حال میکنم. همیشه از قصد،همه ی توانم و سر فوتبال میذارم و در حد مرگ تمرین میکنم طوری که باعث تعجب همه میشه؛ همیشه به قول نعنا،تنها الویتم تو زندگی فوتباله، تا بالاخره یه روز بیاد که به هرکس که معتقده فوتبال مال دخترا نیست و من نمیتونم ثابت بشه افکارش چرت و پرتی بیشتر نیست؛ وقتی هر لحظه دارم وسط زمین چمن از حال میرم و باز دوباره با تمام توانم میدوم. وقتی که مهران هر ثانیه بهم میگه بسه داری از حال میری و من باز مصمم تر از قبل ادامه میدم؛ زمانی که از گل شدن توپم ناامیدم و یه دفعه توپم سر از دروازه در میاره.، موقع که بعد از چندین ساعت تمرین بازم آماده ی ادامه ی بازیم و تا گل چندم و به مهران بزنم،آروم نمی‌شیم.‌.. حتی زمانی که بعد تمرین خسته تر از رستم بعد از رد شدن از هفت خوانش تنم تو آغوش زمین چمن جامیگیره،. همه ی حس و حال های خوب دنیا توی قلبم خونه میکنه؛ توی همه ی این زمان ها خوشحالم چون ساکت نشستم و فقط حرفاشون و گوش کنم؛خوشحالم چون بااین کارم دیگه هیچ کس منو،به عنوان اون دختر آرومی که هرچی بهش میگن سرش پایین و حرفی برای گفتن نداره،نمیشناسه؛ حالم خوبه،چون امید دارم به اون روزی که اسم منم به عنوان خانوم گل تیم ملی خونده بشه،:))) رویای خیلی بزرگیه،ولی میگن آدم اگه کاری در توانش نباشه توی افکارش نمیچرخه..، بخاطر همینم من امیدواربودم،امید داشتم چون قرار نبود همچی همین طوری که هست بمونه.بالاخره واسه یه بارم که شده این چرخ روزگار به نفع من میچرخید،.. آفتاب داغ تیر ماه توی ملاجم میزد و باعث تشدید سردردی میشد که همین چند ساعت پیش با سه تا مسکن مهارش کرده بودم،.. البته،دور از چشم نعنا؛راستیتش همین چندهفته پیش جلو نعنا قول داده بودم که تا جایی که میتونم سیگار نکشم و چند تا چند تا مسکن نخورم. میدونستم که اگه ببینه با بفهمه،امشب خونه رام نمیده. چشمامو روی هم بستم و روبروی یه ساختمون که سایه مینداخت وایستاد. هر لحظه که راه میرفتم بیشتر به خودم فحش میدادم سر اینکه چرا موتورم و نیاوردم. گرمی هوا داشت بهم ثابت میکرد واقعا نمیتونم ادامه بدم، همه ی اینا درحالی بود که فقط با یه تیشرت بیرون بودم... بی حال خواستم روی پله بشینم که احساس کردم به نفر داره اسمم و صدا میزنه،مشکوک هندز وری و از گوشم در آوردم که صداش دوباره تکرار شد: +تابآننن؟!
هدایت شده از ͢𝙢𝙖𝙘𝙖𝙣𝙘𝙡𝙖𝙨𝙞𝙘𖥔
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+حمیـددیوانه‌بَیـه.. +خانومِ‌خونم،‌آرومِ‌جونم.. +چـایِ‌نابِ‌گیـلـانی،می‌چایی،‌می‌گیلانی.. +هوا‌چقدر‌کثیـفه‌،ایشـالامبارکش‌باد.. روحـت‌شـاد‌پسرِ‌خـوش‌خـنده🖤🙂
رگباری فور نبینم همسایه!🤌🏻
هدایت شده از _صدای تو گلو خفه شده؟!=)
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیشـــــتر و بیشــــــتر=))))