eitaa logo
_پنآهگاهتابآنـ‌ـِ𝒯𝒜𝐵𝒜_
276 دنبال‌کننده
137 عکس
64 ویدیو
0 فایل
♬درگریز ناگزیرم،گریه شد معنای لبخند،! ماگذشتیموشکستیم پشت سرپل های پیوند=) -4/7/27-💙 رمان «_برای آخرین بار_» درحال ویرایش🩶✍🏻✨ جونم؟@N_Nasiri_333
مشاهده در ایتا
دانلود
_پنآهگاهتابآنـ‌ـِ𝒯𝒜𝐵𝒜_
_✯براے آخرین بار✯_ «#ورق_بیستم» رهآم هادیآن: سرمو کج کردم و با پوزخندی که می‌دونستم
ـ-قسمتی از رمان🤌🏻🗣️🚭 +چشم هام و روهم فشار دادم،واقعا دیگه نه صبر داشتم نه تحمل..بدون اینکه به کاری که میکنم فکر کنم مشت بسته ام و روی میز شیشه ای که جلو بود کوبیدم..! شیشه ها خورد شدن و خون از دستم جاری؛باصدای خش دار عربده زدم: میگی کجاست یا کل اینجا رو روسر خودت و ب.ی ن.ام.و.س های مثل خودت خراب کنم؟! وبعد وسایل روی میز و روی زمین ریختم..،. خودش و بدجور باخته بود،این و از رنگ پریده اش میشد تشخیص داد.. بریده بریده لب زد:+میگم ولی بعدش دیگه این طرف ها پیدات نمیشه.. باصدایی که گرفته بود گفتم:گ.و.ه خ.و.ری اون به تو نیومده، راجب اون من تصمیم میگیرم!.... شنوای نظرات بآبونه ها🤍🛐