@sedayehowzeh.mp3
زمان:
حجم:
1.6M
جوانانعزیز!
دلمبراتونمیسوزه...
-#استادفاطمینیا
#شهیدانه
از مسئولین عزیز و مردم حزبالہےمےخواهم کہ در مقابل آن افرادے کہ نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف کنند و الان در کشور دست بہ مبارزه دیگرے از طریق اشاعہ فساد و فحشا و بےحجابے زدهاند، در مقابل آنها ایستادگے کنید و با جدیت هرچہ تمامتر جلوے این فسادها را بگیرید!
-شهیدحسینخرازی-
دِلَمرِفاقَتیمیخواهَد؛
ڪِہبَرایَمسَربَندِیازَهرابِبَندَد
ڪِہدِلَمراحُسِینیڪُنَد
ڪِہخاڪیباشَد
امّااَزجِنسِعِشق
اَزجِنسِایثاروپایداری
دِلَم، رِفاقَتیمیخواهَد
ڪِہ شَهیدَمڪُنَد :)
من قـدر خود را بزرگتـر از آن میدانم
که محبت خویش را از کسی دریغ کنم:)
#شهیدمصطفیچمران
#رزقشبانھ |#امام_زمان
۱۴صلواتهدیہمےکنیم
جهتتعجیلدرفرجامامزمان"عج"
بهنیت#شهیدسعیدعسکری
شخصـےکهتنهاگناهش، 'حجاب'بود...
شهیدهیحجاب، بانو『مروه شربینی』
.
•
#شهیدانه
جادوی کیک 🍰
آرایشبرایمنمثللباسبود...! بدونارایشاصلانمیتونستمبیرونبرم. #تحول #پیشنهاد_دانلود -@omidga
#معرفیکتاب
کتاب تولد در توکیو نوشته حامد علیبیگی خاطرات اتسوکو هوشینو از مسیری است که برای تغییر و تحول درونی و روحیاش طی کرده است.
-
🔗|#برشیازکتاب
مرکز خرید «گرندبری» جایی است در حاشیهٔ توکیو. هربار تقریباً پنجاهدقیقه توی راه بودم تا برسم آنجا. اما مهم نبود. از وقتی گرندبری را کشف کرده بودم میتوانستم لباس گپ بپوشم؛ کفشهای آدیداس و نایک داشته باشم. آنهم با هزینههایی خیلی کمتر از نمایندگیهای این کمپانیها توی محلهٔ «شینجوکو». فروشگاههای منطقهٔ گرندبری اجناسی را که تکسایز شدهاند ارائه میکنند. همین است که گاهی میتوانی آنها را با تخفیفهای نزدیک به پنجاهدرصد بخری. گرندبری را دیر کشف کردم. روزهای اولی که میخواستم خاص و لاکچری باشم، مثل احمقها سرم را زیر انداختم و رفتم شینجوکو. البته توی توکیو، شینجوکو به پاتوق برندها و خاصها معروف است. میگفتند هانیکو هم لباسهایش را از مراکز خرید شینجوکو میخرد.
با هانیکو توی دانشگاه آشنا شدم. دختری لاکچری و افادهای بود که چشم همه دنبالش بود. اما او به کسی توجه نمیکرد و طوری توی دانشگاه راه میرفت که انگار آنجا ملک شخصی پدرش است. حس میکردم چقدر خوشبخت است. آنهم در روزهایی که من دچار افسردگی و دلمردگی بودم. مطمئن بودم من هم اگر مثل او لباس بپوشم حس بهتری پیدا میکنم. ساعتش را که دیگر نگو... معمولاً لباسهای آستینکوتاه میپوشید که درخشش ساعتش چشم همه را خیره کند.
این شد که افتادم به خرید لباسهای مارک و معروف...
-📔|کتابتولددرتوکیو-