-ترس داشت؟
+نه اونقدرا، شبیهِ زایمان گاو بود. اولش استرس و در حینش فشار، ولی بعدش حسِ بهشتی سبک بودن، رهایی و خلاص شدن.
برای اولین بار در عمرم داشتم کارهای فردا رو لیست میکردم که مثل آدم عمل کنم، دیدین چی شد؟
کاش میتونستم به آدما یاد بدم کمتر حرف بزنن و بیشتر به خودشون نگاه کنن، شاید واقعا روی مخ باشن.