جداً نمیفهمم چطور این چیزکلاسها برای من چایینخوردن بازی در میآورند. من خودم-با اینکه توی جمع چاییای ها ضدچایی ترینم و اصلا اهلش حساب نمیآیم- هم وقتی میخواهم به خودم جایزه بدهم و مثل بچهی خوب بنشانمش پای ریاضی، یَک لیوان چایی مهمانش میکنم که هایهای جگرش حال بیاید. جداً اینها چهشان میشود؟
آدمیزاد یککم که جدی به همچی نگاه میکنه، تاریکی از در و دیوارش بالا میره. ولکن این منطق پیزوری رو. گندش بزنه اصلا.
برای اولین بار در زندگیام خواستم فقط داستان صوتی گوش بدهم و هیچ کاری قاطیاش نکنم. جایتان خالی، عجب خوابی بود.
اویمن;
برای اولین بار در زندگیام خواستم فقط داستان صوتی گوش بدهم و هیچ کاری قاطیاش نکنم. جایتان خالی، عج
ساعتِ پنج و نیم وعده داشتی زن:)))))))