کاش لااقل آدمها انقد سریع و مطمئن از چشمم نمیافتادن. کاش کمتر من میموندم و کلی ارتباط که تموم کردنشون رو بلد نیستم.
اویمن;
همیشه گفتم از بچها بدم میآد و باز هم همیشه سر و کارم با این موجوداتِ جیغ جیغوی نمکیعه.
حرفم رو پس میگیرم، بچهها واقعا اکلیلی کنندهن😭
نشسته واسم داره از اتفاقای دیروز مدرسهش میگه و میونش بهش یادآوری میکنم که نباید درمورد دوستش اینجوری حرف بزنه:))))))
کتاب گرفته «قلب، تخمِ مرغ، و همهی چیزهای شکستنی» و ازم میپرسه خانم این دیگه چه اسمیه.
اویمن;
کتاب گرفته «قلب، تخمِ مرغ، و همهی چیزهای شکستنی» و ازم میپرسه خانم این دیگه چه اسمیه.
میخواستم بشینم اونجا و برای اینقدر زیبایی و خلاقیت این اسم ذوق کنم.