اینجا هم موقعیتِ زندگی حسن مشخص میشه، هم زمان تولدش، هم اختلاف سنیش با امیر، هم وضعیتِ مادر امیر و هم چگونگی نبودش:))))))
اویمن;
میخواستم از ماهی قرمزمون که دیروز از تنگ پریده بود بیرون بگم.
حتی سناریوی یه متن بلند بالا و دوتا داستان خفن ازش درآوردم.
گفتنی نیست ولی من همیشه کلی تو پلیلیستم میچرخم بلکه چیزی بنظرم بیاد و برات بفرستم. انصافانه نیست اینهمه بیحرفی.