eitaa logo
اوی‌من;
130 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
173 ویدیو
2 فایل
نوشته‌هایی‌ازمن،که‌دوست‌شان‌دارم. /چون‌که‌می‌خواست‌چیزی‌ازاوبماند./ برای‌خودم‌می‌نویسم؛ #تنهادرصورت‌ِاشتیاق‌اینجابمانید🪴🪞 "خودت‌باش‌سید،تقلیداصلاًجالب‌نیست." - گرچه‌حرف‌نزدن‌امن‌وآرومه،ولی‌می‌شنوم: https://daigo.ir/secret/5158619730
مشاهده در ایتا
دانلود
اوی‌من;
دردناک بود.
از منتظر بودن و شغلی که مردم رو منتظر بذاره متنفرم. متنفرر.
از طلب‌کار بودن، درحالی‌که هیچ حقی نداری متنفرم. متنفر.
اوی‌من;
از طلب‌کار بودن، درحالی‌که هیچ حقی نداری متنفرم. متنفر.
درک داشتن شاید چیزِ سختی باشه، ولی غیرممکن نیست بچها. هرکسی زندگی خودش رو نداره؟🪄
اوی‌من;
چگونه به همسفرِ رندوم خود بفهمانیم که از او خوشمان نمی‌آید و با غریبه‌ها صمیمی شدن‌مان نمی‌گیرد؟ ۲٠ن
چگونه به کسی بعدِ مدت‌ها تلاش برای فهماندن، این‌بار رُک بگوییم ازش خوش‌مان نمی‌آید و پاپیچ‌مان نشود؟ ۲٠نمره.
در سطح شهر، اینجا و این نقطه از مدارِ نمی‌دانم چند درجه‌ی شمالی، اگر چشم‌هایتان را ببندید و سر از پنجره‌ی ماشین بیرون بیاورید، انگار سر توی کوره‌ی آجرپزی کرده‌اید. بادِ داغ، حرارت‌زده و ملتهب انگار گله اسْب چموشی‌ست که به قاتل پدرش حمله می‌کند. همین‌طور که راننده-ی احتمالاً عصبی از گرما- پایش را روی پدال محکم‌تر فشار می‌دهد تا بل‌که این پرایدِ لکنته سرعتش را بیشتر کند و مسیر را کوتاه، شما چیزِ عجیبی حس می‌کنید. بعضی جاهای خیابان، وقتی چشم‌هایتان بسته است و همه‌جا برایتان یکسان، یکهو غافل‌گیرتان می‌کنند. بادِ خنک از وسطِ تنور، انگار که از گلستان آتشِ ابراهیم، انگشت‌های لطیف و نازک‌ش را نوازش‌وار روی پلک‌هایتان می‌کشد و یک‌دسته بوی دار و درخت، با ناز و کرشمه روی سلول‌ْهای گیرنده‌ی دماغ‌تان می‌نشیند. راننده‌ی عصبی، نمی‌شنود صدای خاموش شدن آتش نورونْ‌هایش را. و احتمالاً نوای هم‌زمان سرود مانند ریه‌هایش را، که "صد رحمت به پدرِ آن‌که روبه‌روی مغازه‌اش درخت کاشته." اما شما می‌شنوید. درخت‌ها را که می‌گویند "صد رحمت." ـ ــ سین‌حانون/دهم مردادِ صفرسه/درخت‌ها باید کاشت برای این گرما.
اوی‌من;
چشم‌های قرمز و بدحال یک هفته‌ی اخیر، گویای اینه که انگار کم‌کم باید به کور شدن بی‌دلیل هم سلام کنیم
روی مرزِ کور شدن در رفت و اومدم. همین امروز دکتر گفت کمترش کنم، ولی امشب تو تاریکی مراسم شونصدتا یادداشت نوشتم.
کجای قیافه‌ی من شبیهِ آدم‌هاییه که بتونن یه‌گله آدم جدید هندل کنن؟ منظورت چیه وسطِ تابستون شروع مدرسه؟=)))
زندگی داره خیلی جدی می‌شه و من هنوز آمادگی‌شو ندارم.
اوی‌من;
اندریوم،و بازهم آقای ممدلی.