اویمن;
زندگی داره خیلی جدی میشه و من هنوز آمادگیشو ندارم.
برای اینهمه جدی بودن همهچیز، من هنوز خیلی دفعهی اولیه که دارم زندگی میکنم.
اویمن;
everyone wants her, that was my problem.
I'm so sorry that everything is like this.
اویمن;
نشد من با یکی از دوستام برم تو جمع جدی و دلقکِ مردم نشم.
حالا فکر کن گلهای باشه.
من درحالیکه کاملاً باکمالاتانه و مؤدبطور دارم میگم ممنون از سخاوت و بزرگواریتون، زبونم: ممنون از خِساوت...(انفجار جمع)