اویمن;
امید. پیسسس، تافت.
دبیرِ عربی امسالمون از جنس همینهاست، از جنس تافت لازمها. امید، آینده، بیشفعالی، زندگی، انگیزه، رنگ، نور، شدن، تونستن، رویا، بزرگ، خیال، و عبارتِ "وجوب قبل از وجود." دهقانی مجموعهای از اینهاست. از سلسلهی تافت لازمها. کاش واقعاً اثرش میموند. کاش میشد لنز رنگی دهقانی رو برای همیشه رو دنیای سیاهسفید نشوند. حتی با چسب، حتی با تُف.
اویمن;
من حتی از شنیدن آهنگِ مورد علاقهم از دهن یکی دیگه لجم میگیره، با من از غیرت و حسادت حرف نزنین.
این چه اخلاق زشتیه که حتی رو کسی که یه مدتِ کوتاه بهم توجه کرده هم غیرت دارم؟ بس کن اخلاق زشتِ زودرنج کننده، بس.
اینجوری که «یا بهم توجه نکن، یا حق نداری گوشه توجهت به کسی بیشتر بشه. به یکی دیگه توجه کنی تمومی، منطق نداریم.
اون نقطهی باریکِ کنار بُعد پنجم قضیه که هیچکی به مخیلهش هم قرار نیست بیاد، درحال پیچ و تاب تو ذهن من: