اویمن;
شاید غلط، موقتی و گذرا باشه و حتی شرایطِ بهتری توی راه؛ اما تو این قسمت از زندگی عمیقاً از خانوادهی
اگه زندگی بعدیای وجود داشت، حتماً چک میکنم خواهر برادر نداشته باشم.
انگار هنوزم زندگی قشنگه، پیش میآد که خشونت و التزام تنهایی رو کنار بذاره و روی لطیف و مهربونی نشون بده. حس امروز یادم میمونه، حتی اگه مثل هر چیزی "درگذر" باشه.
شاید اگه سر هرچیزی سوزنم تو تحلیل منطقی ابعادِ مختلف و زمینه و پیامد و درک موقعیت و چراییش گیر نمیکرد، خیلی ساده برخوردم مثل بقیه بود. انقدر همهچیز رو سختکردن حال میده؟ ذهن تحلیلگر مریض.