هدایت شده از 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗈𝗍𝗐𝖾𝖾𝗍𝗒
پایسیز، انتظار تقریباً تموم شده. تا همین جام خوب دووم آوردی.
من همه دار و ندارم، همان زلف، همان چارقدِ روی سرم را
و همان قلب پر از تاب و تبم را
سر آن راه رها کردم و اینجام کنون؛
من دگر هیچ ندارم
نه پناهی که تو را ترک بدان سوی کنم،
نه امیدی که ز تو بند و بدان روی کنم
من تو را دارم و ایمان به خدا
آن خدایی که تو را خلق و مرا بند به مِهرَت کرده،
و مرا غرق در این ناز و محبت کرده
آن خدایی که تو را آنِ من و آنِ تو، من آورده..
پس کنون ما هستیم؛
من و تو فارغ از این آه و فغان، ناله و غم، سور و سرور
هردو یکجا هستیم؛
ما بر آن عهد که بستیم، گر گَه آگاه و اگر گَه مستیم، به همه حال خرامان هستیم.
#دستنویس
سبزِ متمایل به نارنجی.
من همه دار و ندارم، همان زلف، همان چارقدِ روی سرم را و همان قلب پر از تاب و تبم را سر آن راه رها کرد
شنوای نظرات شما هستیم. هرچند که تاحالا این مدلی ننوشته بودم
هدایت شده از [괜찮아?!.^-^]🇮🇷🍓🇵🇸
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Where you and i had to say Goodbye..
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچهها این منم. حتی یه بار تو خیابون با کتف خوردم به تیر چراغ برق💔
سبزِ متمایل به نارنجی.
بچهها این منم. حتی یه بار تو خیابون با کتف خوردم به تیر چراغ برق💔
یه بارم اومدم به ستون خونه تکیه بدم، خیلی ریلکس با نیم متر فاصله تکیه دادم و تقریبا با مغز خوردم زمین💔
*اینو یادم نبود محیا یادآوری کرد😂