𝂑 نامهاې از دفترچہی مخفےِ 𝂖 📰 𝃪 𝃞
او خداې من است و من او را میپرستم !
خال هاې بوسیدنیاش ڪہ پریان آنها را بر روې صورتش ریختہ بودند مرا محسور میڪرد و چشمانش ; خداې مهربان من چطور یك نفر میتواند بدون داشتن چشم های آبی اینقدر مرا غرق خویش کند ؟ و گیسوانے ڪہ بدون در نظر گرفتن تپش قلب من با آنها بازی میڪرد و حِلال لبے ڪہ به من لبخند میزد . من جزء به جزء او را دوست میدارم .
` 🩰 یک سیب افتاد و جہان از قانون جاذبہ با خبر شد میلیونها جسد افتادند ولی بشࢪ معنی انسانیت ࢪا دࢪک نکࢪد
- چاࢪلی چاپلین