eitaa logo
ادیـــ📸ـت‌لـعـیـا؛
1.8هزار دنبال‌کننده
6.7هزار عکس
502 ویدیو
164 فایل
به‌نام‌خدا⊰🎨:] ادیت لعیا|منبع ابزار ادیت👀ꗃ. اینجا هر آموزشي بخوای هست 🌚ꙶ𓂃. ↫دنیاي گرافیک با ادیت لعیا 🪄↬. ــ یک قدم تا طراح گرافیک شدن ➷❤️‍🩹. . . ‌جهت ارتباط با من🤳↶: @H_jgwGwl زیرمجموعه هامون🫂↶: @hsuowi تبلیغاتمون🌀 ↶: نداریم م م م
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://www.pana.ir/fa/tiny/news-1692462 کاری از رادیو محب !🤍✨ منم هستم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ممبرام،بیدارید بیاین یچیزی میخوام بگم از شهید و اتفاقات امشب ؛🫀
حدود۸نیم اینا رفتم حرم+باخانواده . . .:) روز ِتولد امام رضاپیش خواهرشون . نشستیم و اینا خب بابام نبود مارو ببره . با اتوبوس رفتیم،عجیب بود
ادیـــ📸ـت‌لـعـیـا؛
حدود۸نیم اینا رفتم حرم+باخانواده . . .:) روز ِتولد امام رضاپیش خواهرشون . نشستیم و اینا خب بابام نبو
رفتنی:خیلی زود هنوز نرسیدیم سر ایستگاه اتوبوس امده بود* برگشتنی هم همینطور بود* انگار همچی دست به دست هم داده بودن که من زودتر برسم هیئت رزمندگان...برسم حرم . . .
ادیـــ📸ـت‌لـعـیـا؛
رفتنی:خیلی زود هنوز نرسیدیم سر ایستگاه اتوبوس امده بود* برگشتنی هم همینطور بود* انگار همچی دست به دس
قراربود بعدحرم بریم هیئت رزمندگان*تجمعات . . . خب رسیدیم ُاینا مجری هیئت رزمندگان داشت یه قصه میگفت . . یه داستان قشنگ با طعم تلخ . . داستان تولد یه شهیدحالاکدوم شهید ؟
ادیـــ📸ـت‌لـعـیـا؛
قراربود بعدحرم بریم هیئت رزمندگان*تجمعات . . . خب رسیدیم ُاینا مجری هیئت رزمندگان داشت یه قصه میگفت
خب من متوجه نشدم از اون داستان رفتیم نشستیم روفرش خب دقت نکردم آخرای داستان بود:( یکی از عوامل هیئت رزمندگان امد رو فرش سمت خانوما مجری هیئت رزمندگان گفت این مادر شهید ۵۰روزه که داره میاد تجمعات باورم نمیشد . . مادر شهید پیشم بود[نزدیک نزدیک نه ولی بود]مادرشهید پا شد . . ‌بهش گفتن پاشید بیاین اونجا جلو . . . به همه گفتن به احترام مادر شهید پاشین؛مادرشهید تو همون فرشی ک من بودم نشسته بود