eitaa logo
استاد سید رضا موید
1.6هزار دنبال‌کننده
20 عکس
5 ویدیو
2 فایل
کانال اشعار مرحوم استاد سید رضا موید رضوان الله تعالی علیه ارتباط با ادمین 👈 @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه السلام خورشید به بَر ستاره دارد امشب افروخته ماهْ پاره دارد امشب حُسن است امام عسکری پا تا سر زهرا حَسن دوباره دارد امشب مرحوم
علیه السلام باز دلِ شکسته‌ام نوای دیگر آورد پرده ی بهتری زند، نغمه ی خوش‌تر آورد لَئالیِ کلام را ز طبع من بر آورد مگر ثنای عسکری، حجّت داور آورد که آگه از مقام او، کسی به جز اِله نیست نسیم درک و عقل را در این حریم راه نیست عبد خدا که داده حق، خدایی از عبادتش بسته شده به طوق جان، سلسله ی ارادتش رام شده وُحوش هم، به درگه سیادتش حقیقت غدیر خم، جلوه گر از ولادتش ولادتش به هشتمِ ربیعِ ثانی آمده جهان پیر را از این مژده، جوانی آمده به سامرا نظر کن و جلوه ی ذوالکرام بین قِران مهر و ماه را در این خجسته شام بین بابِ امامِ عصر را فراز دستِ مام بین دهم اما را به بر، یازدهم امام بین چشم علی منوّر از جمال ماهْ پاره‌اش فاطمه کو؟ که بنگرد، بر حَسنِ دوباره‌اش نور ولایتش به رخ، رَدای خلقتش به بر لوای عصمتش به کف، تاجِ شفاعتش به سر بر همه هستی‌اش نظر، در همه عالمش گذر امام هادی‌اش پدر، حضرت مهدی اش پسر خلایق اند چاکرش، ملائک اند عسکرش هیچ کسی نمی‌رود به نا امیدی از درش رسالتِ پیمبران تکیه زده به دوش او درس هدایت بشر زمزمه ی سروش او وضع جهان و چشم او، راز نهان و گوش او حِصار ظلمِ ظالمان، شکسته از خروش او به دوره‌ای که معتمد کرد فزون نفاق را به هم درید سعی او پرده ی اختناق را بهشتِ علم پرورد، آب و هوای گلشنش اهل کمال، خوشه چین، ز گوشه‌های خرمنش حکیم مانده از سخن، به وقتِ درس گفتنش امامِ عصر تربیت، یافته روی دامنش نهالِ عصمتی چنان، بَر آورد چنین ثمر درود ما بر آن پدر، سلام ما بر این پسر سلاله ی پیمبر و مبشِّرِ پیامِ حق که دیده بس شکنجه تا زنده شود مرامِ حق مبیِّن اصول دین، مفسِّر کلام حق داده به دست مهدی‌اش رسالتِ قیامِ حق که بعد من امام بر جوامعِ بشر تویی مهدیِ منتقم تویی، امامِ منتظَر تویی رفت یکی ز شیعیان به پیشگاهِ حضرتش برای حاجتی ولی اِذن نداد خِجْلتش امام را ببین که چون داشت خبر ز ذلّتش نخوانده گفت پاسخش، نگفته داد حاجتش ز یک اشاره از کف امام کام یاب شد به قدرِ احتیاج او خاک طلای ناب شد ای جَلواتِ کبریا جلوه گر از جمالِ تو کتابِ تفسیر تو خود آیتی از کمالِ تو من که ز پا نشسته ام به درگه جلالِ تو امید رحمتم بُوَد، ز لطف بی‌زوالِ تو "موید"م گدای تو بر آستان مهدی‌ات امید آن که خوانی ام ز دوستان مهدی‌ات مرحوم @ostad_moayed
سلام الله علیها رو کن به سوی قبله ی دل‌ها در قم باشد حرمِ عترتِ طاها در قم ای عاشقِ قبرِ فاطمه! تربت او پنهان به مدینه گشت و پیدا در قم مرحوم  @ostad_moayed
پانزدهمین روز از هفتمین برج سال ۴۰۱ بود که داغی به وسعت عالم بر پشتم نشست و پشتم از وجود کوهی به نام پدر، خالی شد. سه سال از رحلتش گذشته و هنوز دارم با او زندگی میکنم، با خودش نه با یادش... پدری که بعد رفتنش تازه فهمیدم در این ۳۰ سال چقدر کم او را درک کرده بودم. با آنکه مَحرم ذکر و انس و خلوتش بودم، وقتی رفت تازه فهمیدم معنای واقعی خلوت یعنی چه؟ یعنی طوری در خلوت مشغول کار خیر باشی که حتی خانواده ات هم متوجه نشوند حتی نزدیک ترین خانواده ات، حتی من! اگر روزی این خلوت ها کتابی شود به نام "حیات خلوت" تازه عده ای می فهمند که شاعری فقط گوشه ای زندگی "موید" بود که به لطف امام هشتم پر رنگ تر شد. به قول آقای خامنه ای، خدا موید را با شهدا محشور کند. دفتر من که مدح آل علی است شاهد حُسنِ سرنوشت من است بگذارید در کفن با من که گذرنامه ی بهشت من است فاطمیه نزدیک است و از همین الان نگرانی های هرساله وجودم را پُر کرده و آخرش به خودم میگویم: روضه صاحب دارد، خدا توفیق نوکری را از ما نگیرد! سید روح الله موید بامداد ۱۵ مهر ۴۰۴
علیه السلام خواهم ز خدا كه بی ولايم نكند غرق گنهم؛ ولی رهايم نكند يك خواسته دارم از خدای تو حسين! در هر دو جهان از تو جدايم نكند مرحوم
 زينب اى جلوه ی آيات خدا    سر و پا نورِ عنايات خدا  زينب اى مُحيى آيين رسول حامىِ حكمِ حق و دين رسول‌ زينب اى زينتِ سامانِ على  ناز پرورده ی دامان على‌ زينب اى آينه ی روى حسن مظهر صبر حسن، خوى حسن‌ زينب اى خواهرِ ممتازِ حسين  هم دم و هم ره و هم راز حسين زينب اى نابغه در فضل و كمال   صبر را برده به سر حدّ كمال‌ صبر از صبر تو بی تاب شده آتش از سوز غمت آب شده‌ زينب، اى "اُمّ ابيها" مامت شده خوش "زين ابيها"  نامت كم ترين وصف تو تسليم و رضاست  قَدَرت، امر بَر و بنده قضاست‌ روزها صائم  و شب ها قائم بر لبت نغمه ی قرآن دائم‌ باشَدت خونِ خدا  در رگ و پوست   كه سراپاى وجودت، همه اوست‌   چشمه ی علم تو، جارى از غيب   ساحت قدس تو، عارى از عيب‌   ياد تو زنده كند، دل ها را   حل كند نام تو، مشكل ها را زينب! اى شير زن كرب و بلا و اى بلى گفته به پيمانِ بلا   اندر آن نهضت پر جوشِ حسين  همه جا هم ره و هم دوشِ حسين‌ چون حسين بن على را كشتند   دست در خون خدا، آغشتند شدى از حكمِ قضاى ازلى  نايب خاصِ حسين بن على رُخت از آتشِ دل چون مرجان   داغ هفتاد و دو قربان بر جان‌   اى بزرگِ اسرا قافله را ترک ناكرده شبى نافله  را بر سر نىْ، سرِ آن عرشْ سرير خواند قرآن و تو كردى تفسير   اى تو بانوى دُوُم در اسلام   بر تو و روح دلير تو سلام‌   در مديح تو سخن بسيار است  ليك تقرير سخن دشوار است‌ من "موید" كه بَدَم يا خوبم هر چه هستم به شما منسوبم‌ عمّه جان دست من و دامانت   سر تعظيمِ من و سامانت‌ بگشا با نگهى مشكلِ من عقده كرب و بلا از دلِ من مرحوم
السلام علیکِ یا صدیقه الکبری عزای مادر سادات به نقل ۷۵ روز قرائت سوره یس زیارت عاشورا دعای ضراب اصفهانی پیش منبر سخنرانی ذکر توسل از دوشنبه (روز ولادت حضرت زینب) به مدت ۱۰ روز ساعت ۶ تا ۸ صبح ضمنا به اطلاع میرسد جهت استفاده خواهران گرامی و عزیزان دیگری که مشغولیت صبحگاهی دارند، مراسم به صورت زنده از همین صفحه پخش میشود. عبادی ۷۳ نبش فاطمیه۲۸ منزل مرحوم @s_r_moayed
سلام الله علیها ای دستِ خدا و فوق هر دست، علی! ای رشته ی كائنات در دست، علی! دستِ من و دامنت، كه امروز تو را قنداقه ی زينب است در دست علی مرحوم
سلام الله علیها # باعی ای عقل و خرد ماتِ مقامت زينب! وی هم چو علی نُطقِ كلامت زينب! در قدر و شرافتت همين بس كه خدا زد سكه‌ی زِيْنِ اَب به نامت زينب! مرحوم
سلام الله علیها امشب كه كند فخر به شب های گر آورده فلک، اخترِ زيبای دگر اين زينبِ كبراست؟ به دامان علی يا ختمِ رسل گرفته زهرای دگر مرحوم
سلام الله علیها كوثر به ظهور، گوهری آورده است زهرای بتول، دختری آورده است تا در غمِ كربلا كند مادريَش از بهر حسين خواهری آورده است مرحوم
سلام الله علیها امشب مدینه شهرِ طلوع سپیده است از نورِ کوکبی که سحرگه دمیده است خورشید، آرزوی دمیدن به شب کُند چندان‌که وصف این مَهِ زیبا شنیده است تبریک یا علی! که به دامان فاطمه دردانه‌ای چو زینبِ تو آرمیده است چون سینه ی بتول، بهشت محمّد است این غنچه از بهشت محمّد دمیده است گفتا رسول، نور دو چشمم بُوَد حسین زینب به نورِ دیده ی او نورِ دیده است این زینب است دختر دُردانه ی علی نامش ز آستانه ی عزّت رسیده است کِلکِ قضا به دامن کوثر _که فاطمه است_ از قدّ او شمایلِ طوبی کشیده است او را رسانده است به حدّ کمالِ عشق شیری که او ز سینه ی عصمت مکیده است هیچ آفریده نیست چو هم، غیر او که هست زهرای دوّمی که خدا آفریده است او مکتبی نداشت به‌جز دامن علی او جز زبانِ وحی، معلّم ندیده است شیواترین قصیده ی عشق و رشادت است اسرار کربلا همه در این قصیده است یک امتیاز او که کسی را نشد نصیب تقدیم بوسه‌ها به گلوی بریده است این است آن حیای مجسّم که نُطق او کار یزید را به فضاحت کشیده است پروانه ی قبولیِ قربانیانِ عشق او می‌دهد، که فاطمه‌اش آفریده است پیغمبران به همّت او غبطه می‌خورند وقتی به دستش آن تنِ در خون طپیده است ای دختری که مادرِ صدها فضیلتی روی تو ماهِ برجِ صفاتِ حمیده است ای خواهری که هر که تو را دید با حسین گفتا خدا دوباره حسین آفریده است در رتبه، دختری چو تو مادر نزاده است در مهر، مادری چو تو عالم ندیده است صبر تو را و نُطق تو را جز ز مرتضی نه دیده دیده‌ای و نه گوشی شنیده است بر آستانه‌ات، عظمت می‌بَرد سجود اینجا قدِ بلندِ شهامت خمیده است ارکان کعبه در حرمت بوسه می‌زنند بر چار رکن آن که جهاد و عقیده است منّت خدای را که در این لیله ی سعید ما را محبت تو به اینجا کشیده است ما را که هیچ مایه نداریم غیر آه شمعِ شبِ ولادت تو، اشک دیده است عیدی ببخش تذکره ی کربلا به ما ای دختر علی که عطایت عدیده است گر موردِ قبول تو افتد به درگهت اهدائی "مؤید" ما این قصیده است مرحوم