eitaa logo
استاد سید رضا موید
1.6هزار دنبال‌کننده
20 عکس
5 ویدیو
2 فایل
کانال اشعار مرحوم استاد سید رضا موید رضوان الله تعالی علیه ارتباط با ادمین 👈 @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
برشی از یک مثنوی(دیوان موید ج۱ ص۴۵۲) فرزند بِه آن که تا بمیرد مادر گر از او خبر نگیرد بیچاره ام و تباه، مادر! بیچاره ترم مخواه، مادر باید به تو ای عزیزِ جان، گفت دردی که به کس نمی توان گفت ای داده خدات نام، زهرا! بنویس مرا غلام، زهرا بانوی مجاهدی تو مادر مقصود "موید"ی تو مادر مرحوم
تغییر حکم خادمی مرحوم موید در جشن ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها، از خدمت دربانی به خادمی و تعبیر شاعرانه مرحوم استاد از این رویداد: یافتم باز به این آسانی شرفِ خادمی از دربانی بیش تر قًرب به درگاهم داد که ز بیرون به درون راهم داد گرچه دادند به یاران دگر لوح تقدیر به هرگونه هنر نزد هرکس که حقیقت بین است لوح تقدیر "موید" این است مرحوم
علیهاالسلام فرازی از یک ای آینه‌دار پنج معصوم! در بحر عفاف، دُرِّ مکتوم پرورده ی دامن ولایت مظلومه ی خاندان مظلوم قدرِ تو به ممکنات، مجهول مهر تو به کائنات، معلوم شیرازه ی شرع از تو محکم منظومه ی عشق از تو منظوم تو زینب دوّمی، علی را نامند گرت به «امّ کلثوم» آیینه ی آفتاب و ماهی یا سیّدتی‌! به ما نگاهی تو رازِ عجیب کربلایی بانوی شکیب کربلایی هم‌راز شهید نینوایی دم‌ساز غریب کربلایی بر خرمن هستی ستم‌کار سوزنده‌ لهیب کربلایی در آتش غم، اگر بسوزی با صبر، طبیب کربلایی آنجا که خطابه، کارساز است توفنده‌ خطیب کربلایی آیینه ی آفتاب و ماهی یا سیّدتی‌! به ما نگاهی مرحوم
سلام الله علیها ای مرهم زخمِ دل و غم‌خوار پدر! هم غم‌خور مادری و هم یار پدر در لیله ی قدرِ آخرِ عمرِ علی شد مِهرِ تو، سفره‌دار افطار پدر مرحوم
علیه السلام ای علی خوی و ای محمد نام! به حضور مقدس تو سلام! زُهد تو نقش سینه ی تاریخ فضل تو تاج تارُکِ ایام نورِ قلب علی و زهرایی بر رضا و جواد، دلْ آرام از امامان ودیعه‌ها داری که شُکوه تو مانده در اسلام ای به عزت عزیزِ چار علی! وی به نسبت مخاطب سه امام! دردها را دوا کنی به نگاه سینه‌ها را صفا دهی به کلام دُرّ دریای افتخار و شرف اختر آسمان خون و قیام ز تو من خواهش کرم دارم که کریمی و یادگار کِرام با ولای تو من پناه برم در برِ ذوالجلال و الاِکرام وز عطای تو خوانم استغفار مِن جمیعِ الذّنوبِ و الآثام دوری از سامرا و از حرمت می‌رسد عطر سامرا به مشام تربیت یافتی تو در دو حریم گریه کردند در غمت دو امام گر به مدح تو اکتفا کردم به همین چند بیت و چند کلام بیش از اینم نبود دسترسی به مقام تو، ای بزرگْ‌مقام! که به باب الحوائجی مَثَلی سیدی! یا محمدبن‌علی! یا اباجعفر! ای سراپا نور! که به "سیدْ محمد"ی مشهور بنده ی صالحیّ و از کرمت معجزات کثیر کرده ظهور ای عطایت به جان ما نزدیک! می دهم من سلامت از رهِ دور پاکی ات آن چنان که در یادت لحظه ای هم خطا نکرده خطور خود تو هارون و عسکری، موسی هر دو را آستانه وادی طور مُحرمان تو، "حجّهُم مقبول" زائران تو، "سعیُهم مشکور" دشمنان تو، "جمعُهُم مخذول" دوستان تو، "ذَنبُهُم مغفور" در حصاری که خفته پیکرِ تو از جلال خدا بود محصور تازیان، شهری و بیابانی در پناه تو ایمن از شر و شور هر که این جا قسم خورد به دروغ در کفِ قهرِ تو بُوَد مقهور به عذاب خدا شود نزدیک هر که گردد ز آستانت دور باز امشب کبوتر دل را به امیدی فرستمت به حضور که پر و بال او شفا بخشی وین ز ره مانده را کنی مسرور به سلامم اگر دهی پاسخ می برم منّت تو تا دمِ صور که به باب الحوائجی مثلی سیّدی! یا محمّد بن علی! ای کرامت به درگهِ تو مقیم! وی شفاعت به حکمِ تو تسلیم صدفِ عشق را تو گوهرِ ناب نجفِ علم را تو درِّ یتیم از تو ظاهر،فروغِ زهد و ورع وز تو پیدا نبوغِ "خُلقِ عظیم" به سلام تو لب گشوده مسیح به کلام تو دل سپرده کلیم افتخاری به خاندان کرم یادگاری زِ دودمان کریم حرم توست وادی ایمن درگه توست "واجبُ التعظیم" دل اعراب، شیعه و سنّی به تو امّیدوار و از تو به بیم به امامت تو بوده ای ممتاز گر نبودت قضای حیِّ قدیم حرم سامراست کعبه ی عشق حرم توست مسجد تنعیم عارفِ معترف به حقّ شما زائر بهره ور زِ عقل سلیم... تا درآید به کعبه ی دل ها بندد احرام زین خجسته حریم من آلوده امشب ای مولا! با سلامی به بوی لطفِ نسیم! به حضورت به آرزوی جواب کنم اخلاصِ بندگی تقدیم که به باب الحوائجی مثلی سیّدی! یا محمد بن علی! مرحوم ۲۹ جمادی الثانی وفات سیدمحمد فرزند ارشد امام هادی علیه السلام
حرم سامراست کعبه ی عشق حرم توست مسجد تنعیم مرحوم امامزاده (سامرا)
علیه السلام در فضای مجازی مهی تابنده امشب جلوه بر روی زمین دارد که مهر و ماه را از طلعت خود شرمگین دارد دگر گیتی ندارد دیده ی حسرت به مهر و مه که در شرقِ ملاحت، ماهِ خورشید آفرین دارد همان نوری که موسی دید اندر طور و بی خود شد تعالی‌ اللَّه که امشب جلوه ها از ماء و طین دارد امام چارمین امشب به محرابِ عبودیّت دلی شادان ز میلادِ امامِ پنجمین دارد علی بن حسین آیینه دار کودکی گشته که بر حُسنش جهان آفرینش، آفرین دارد امام مجتبی را گر نماندی یک پسر باقی ز دختش فاطمه صد شکر فرزندی چنین دارد علی تبریک میگوید از این مولود، زهرا را پیمبر جشن میلادش به فردوس برین دارد بُوَد فخر بشر از علم، لیکن علم می نازد از این فرزانه فرزندی که زین العابدین دارد ابا جعفر، محمد، حضرت باقر که در دانش مقام شامخی هم چون امیرالمؤمنین دارد پیمبر "باقر العلم" ش بنامیده است و این خَلعَت سِزد او را، که علم اوّلین و آخرین دارد امام پنجم و معصوم هفتم اوست در عالم که از روز ولادت، نور عصمت در جبین دارد به نسبت، سبطِ والا رتبه ی سبطیْن پیغمبر به دوران کیست آن کاو نسبتی بهتر از این دارد؟ بشارت گوی از میلاد این مولود، جابر را که پیغام سلامْ او را ز "خیرُ المرسلین" دارد چنین باشد که هر مَسند نشین از مسندش نازد ولیکن مسند دین، فخر از این مسند نشین دارد مهی کز پرتو رویش جهانی را ضیا باشد گلی کز خرمن فضلش هزاران خوشه چین دارد جمالِ مذهب و آیین، جلالِ عترتِ یاسین نشانِ عزّت و تمکین، چراغِ شرع و دین دارد به گوشِ دل بگیرد وحی، بی جبریل از یزدان به چشم جان، نظر در آسمان و در زمین دارد همه اعجازِ عیسی را کند فاش از نگاهِ خود همه آیات موسی را نهان در آستین دارد به هنگامِ عطا کفِّ کریم و چهره ی خندان به محراب دعا چشمی تر و قلبی حزین دارد به جز راز اُلوهیّت که مخصوص خدا باشد صفات او شباهت با خداوند مبین باشد کجا می کرد شیطان امتناع از سجده بر آدم؟ اگر میدید آدم را که اولادی چنین دارد عدویش ناسزا گوید ولیکن او دعا گوید زهی رحمت که ارث از "رحمتٌ لِلعالمین" دارد شگفتی بین که اندر پیشگاه فضل و عرفانش به خاک افتد همان دشمن که با او بغض و کین دارد بُوَد نقشِ نگینِ حضرتش "العزّتُ لِلّه" سلیمان زمان است و جهان زیر نگین دارد نیآمیزد به هم شیئی ز علم و حلم، نیکو تر بنازم حکمتش کاینسان بیانی شکّرین دارد از آن توصیف او گفتم که زیْبِ دفترم گردد وگرنه عقل من کیْ فهمِ رمز یا و سین دارد؟ اگر چه عیدِ میلاد است و باید شادمان بودن ولی داغ عزای او دل ما را غمین دارد اگر شعر "موید" اوفتد مقبول درگاهش به هر بیتی عوض یک بیت در خلدِ برین دارد مرحوم
علیه السلام *با پوزش از مقامِ تو یا باقرالعلوم آرم سخن به‌نام تو، یا باقرالعلوم گفتا نَبی سلام تو، یا باقرالعلوم وین بس به احترام تو، یا باقرالعلوم ای نام تو محمَّد و خوی تو احمدی تقدیم دَرگهت، صلوات محمَّدی ای روشن از جمالِ تو افلاک، چون زمین! حاکِم به ممکناتی و عالِم به عالَمین مشمول رحمت تو هم‌آن باشد و هم‌این تو پنجمین امامی و معصوم هفتمین سیمای تو که "مَطلَعُ‌الاَنوار" سرمدی‌ست آیینه ی کمال و جمال محمَّدی‌ست ای سر نهاده خَلق به طُوْق ارادتت! لطف و کرم سجیّت و جود است عادتت مِهر فلک پدیده ی نور سیادتت ماه رجب طلیعه ی روز ولادتت ماهی که باب لطف خدا، باز می‌شود با سال‌روز جشنِ تو، آغاز می‌شود امشب خدا ز روی تو چون پرده بر گرفت عالم ز مقدم تو شکوه دگر گرفت مادر چو بوسه داد تو را و به بر‌ گرفت آن گه تو را ز دامن مادر، پدر گرفت قنداقه ات چو بر کف آن مقتدا رسید آیینه ی خدای به دست خدا رسید ای باغِ فَرّ و دینِ نبی را تو فرودین! هم آسمان شرعی و هم آفتاب دین زینت‌فَزای انجمنِ زین‌العابدین چشم و چراغ محفلِ مولای ساجدین بر دو امام، ذاتِ شریف تو مُنتسب کَاندر ائمه نیست کسی را چنین نسب آوازه ی عدالت و وجدان، ندای تو پیک امیدْبخش دو عالم، صدای تو در علم و دین، نوابغِ عالم، گدای تو ای جدّ و مادر و پدر من، فدای تو یک جدّ تو حسین و حسن جدّ دیگرت خوانند سبط خویش، دو سبطِ پیمبرت ای در کتاب حق به مَدیحت کلام‌ها از ما به حضرتت صلوات و سلام‌ها پیدا ز نسل پاک تو آمد امام‌ها پروردگان مکتب عِلمت هِشام‌ها هر یک به سهم خویش خردپرورِ عموم از یُمن دانش تو، شکافنده ی علوم ای رونق از تو منبر و محراب یافته! علم تو ذرّه های اتم‌را شکافته دردا‌! که بر مقام تو کس ره نیافته از این که آفتاب به قبر تو تافته خوناب غم ز دیده ی افراد میرود این ظلم بر بقیع، کی از یاد میرود؟ ای معنی نماز! بیا و نماز کن روی نیاز بر در آن بی‌نیاز کن دستی برای عرض تمنّا دراز کن روح دعا تویی، به دعا لب تو باز کن ز انفاس خود به پیکر انسان حیات بخش اسلام را ز چنگ حوادث نجات بخش من کیستم که وصل تو را آرزو کنم؟ زین کمترم که با تو دمی گفتگو کنم امّا دقایقی که به سوی تو رو کنم از خاک دَرگهت، طلبِ آبرو کنم هر چند رو سیاه و بد استم، موّحدم مدّاح اهل‌بیت، غلامت "مؤیّد"م مرحوم * متاسفانه این شعر در مصرع اول تغییری داشت مخالف نظر و اجازه شاعر و بصورت ناقص هم در فضای مجازی انتشار یافته بود. که نقص آن برطرف شده و اصلاح گردید.
علیه السلام در فضای مجازی ای در سپهرِ مَجد و شرف، رویت آفتاب! در بزم ما بتاب و رخ از دوستان مَتاب از پا فتاده ایم؛ ز رحمت، تو دست گیر مارا که دل ز آتش داغت بُوَد کباب جمعیم ما ولیک پریشان به یاد تو وز ما شکسته تر دل زهرا و بوتراب یا هادیَ المضِلّین! کز مردم ضلال جسمت در اضطراب و روانت در التهاب تو آفتابِ عالمی و از افول تو افتاده است در همه ذرّات، انقلاب ای آیتِ توکل و ای آیت رضا! دیدی جنایت از متوکّل تو بی حساب گاهی دهد مکانِ تو در "بِرکَةُ السَّباع" گاهی درون محبس دشمن به پیچ و تاب زندانِ بی ملاقات، آن هم برای تو آه! از جفای طایفه ی غافل از عقاب تو زاده ی بزرگ جوانان جنّتی ای از ستم شهید شده در گه شباب! آن شربتی که داد به اجبار، دشمنت گویا شَرَنگ مرگ بُد و آتش مذاب کآتش به جسم و جان تو پروانه سان فتاد وزسوز زهر، جسم تو چون شمع گشت آب ای بر درت نثار، درود ملائکه! امروز بر سلامِ "موید" بده جواب مرحوم
ماه‌ِ مولا شد حدیث طیْر را با ما بخوان "یا مَنْ أرجوهُ لِكُلِّ خَير" را با ما بخوان مرحوم
علیه السلام ای آنکه بُوَد هادیِ دین نام، تو را خون گشت دل از گردش ایام، تو را فریاد ز معتز که پس از آن همه ظلم با زهر جفا کُشت سرانجام، تو را مرحوم
علیه السلام امشب رضویّون همه شادند، همه دل بر کرم رضا نهادند همه عیدى ولادت از پدر مى‌ گیرند خشنود ز مقدم جوادند همه مرحوم