eitaa logo
استاد سید رضا موید
1.6هزار دنبال‌کننده
20 عکس
4 ویدیو
2 فایل
کانال اشعار مرحوم استاد سید رضا موید رضوان الله تعالی علیه ارتباط با ادمین 👈 @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه السلام در فضای مجازی مهی تابنده امشب جلوه بر روی زمین دارد که مهر و ماه را از طلعت خود شرمگین دارد دگر گیتی ندارد دیده ی حسرت به مهر و مه که در شرقِ ملاحت، ماهِ خورشید آفرین دارد همان نوری که موسی دید اندر طور و بی خود شد تعالی‌ اللَّه که امشب جلوه ها از ماء و طین دارد امام چارمین امشب به محرابِ عبودیّت دلی شادان ز میلادِ امامِ پنجمین دارد علی بن حسین آیینه دار کودکی گشته که بر حُسنش جهان آفرینش، آفرین دارد امام مجتبی را گر نماندی یک پسر باقی ز دختش فاطمه صد شکر فرزندی چنین دارد علی تبریک میگوید از این مولود، زهرا را پیمبر جشن میلادش به فردوس برین دارد بُوَد فخر بشر از علم، لیکن علم می نازد از این فرزانه فرزندی که زین العابدین دارد ابا جعفر، محمد، حضرت باقر که در دانش مقام شامخی هم چون امیرالمؤمنین دارد پیمبر "باقر العلم" ش بنامیده است و این خَلعَت سِزد او را، که علم اوّلین و آخرین دارد امام پنجم و معصوم هفتم اوست در عالم که از روز ولادت، نور عصمت در جبین دارد به نسبت، سبطِ والا رتبه ی سبطیْن پیغمبر به دوران کیست آن کاو نسبتی بهتر از این دارد؟ بشارت گوی از میلاد این مولود، جابر را که پیغام سلامْ او را ز "خیرُ المرسلین" دارد چنین باشد که هر مَسند نشین از مسندش نازد ولیکن مسند دین، فخر از این مسند نشین دارد مهی کز پرتو رویش جهانی را ضیا باشد گلی کز خرمن فضلش هزاران خوشه چین دارد جمالِ مذهب و آیین، جلالِ عترتِ یاسین نشانِ عزّت و تمکین، چراغِ شرع و دین دارد به گوشِ دل بگیرد وحی، بی جبریل از یزدان به چشم جان، نظر در آسمان و در زمین دارد همه اعجازِ عیسی را کند فاش از نگاهِ خود همه آیات موسی را نهان در آستین دارد به هنگامِ عطا کفِّ کریم و چهره ی خندان به محراب دعا چشمی تر و قلبی حزین دارد به جز راز اُلوهیّت که مخصوص خدا باشد صفات او شباهت با خداوند مبین باشد کجا می کرد شیطان امتناع از سجده بر آدم؟ اگر میدید آدم را که اولادی چنین دارد عدویش ناسزا گوید ولیکن او دعا گوید زهی رحمت که ارث از "رحمتٌ لِلعالمین" دارد شگفتی بین که اندر پیشگاه فضل و عرفانش به خاک افتد همان دشمن که با او بغض و کین دارد بُوَد نقشِ نگینِ حضرتش "العزّتُ لِلّه" سلیمان زمان است و جهان زیر نگین دارد نیآمیزد به هم شیئی ز علم و حلم، نیکو تر بنازم حکمتش کاینسان بیانی شکّرین دارد از آن توصیف او گفتم که زیْبِ دفترم گردد وگرنه عقل من کیْ فهمِ رمز یا و سین دارد؟ اگر چه عیدِ میلاد است و باید شادمان بودن ولی داغ عزای او دل ما را غمین دارد اگر شعر "موید" اوفتد مقبول درگاهش به هر بیتی عوض یک بیت در خلدِ برین دارد مرحوم
علیه السلام *با پوزش از مقامِ تو یا باقرالعلوم آرم سخن به‌نام تو، یا باقرالعلوم گفتا نَبی سلام تو، یا باقرالعلوم وین بس به احترام تو، یا باقرالعلوم ای نام تو محمَّد و خوی تو احمدی تقدیم دَرگهت، صلوات محمَّدی ای روشن از جمالِ تو افلاک، چون زمین! حاکِم به ممکناتی و عالِم به عالَمین مشمول رحمت تو هم‌آن باشد و هم‌این تو پنجمین امامی و معصوم هفتمین سیمای تو که "مَطلَعُ‌الاَنوار" سرمدی‌ست آیینه ی کمال و جمال محمَّدی‌ست ای سر نهاده خَلق به طُوْق ارادتت! لطف و کرم سجیّت و جود است عادتت مِهر فلک پدیده ی نور سیادتت ماه رجب طلیعه ی روز ولادتت ماهی که باب لطف خدا، باز می‌شود با سال‌روز جشنِ تو، آغاز می‌شود امشب خدا ز روی تو چون پرده بر گرفت عالم ز مقدم تو شکوه دگر گرفت مادر چو بوسه داد تو را و به بر‌ گرفت آن گه تو را ز دامن مادر، پدر گرفت قنداقه ات چو بر کف آن مقتدا رسید آیینه ی خدای به دست خدا رسید ای باغِ فَرّ و دینِ نبی را تو فرودین! هم آسمان شرعی و هم آفتاب دین زینت‌فَزای انجمنِ زین‌العابدین چشم و چراغ محفلِ مولای ساجدین بر دو امام، ذاتِ شریف تو مُنتسب کَاندر ائمه نیست کسی را چنین نسب آوازه ی عدالت و وجدان، ندای تو پیک امیدْبخش دو عالم، صدای تو در علم و دین، نوابغِ عالم، گدای تو ای جدّ و مادر و پدر من، فدای تو یک جدّ تو حسین و حسن جدّ دیگرت خوانند سبط خویش، دو سبطِ پیمبرت ای در کتاب حق به مَدیحت کلام‌ها از ما به حضرتت صلوات و سلام‌ها پیدا ز نسل پاک تو آمد امام‌ها پروردگان مکتب عِلمت هِشام‌ها هر یک به سهم خویش خردپرورِ عموم از یُمن دانش تو، شکافنده ی علوم ای رونق از تو منبر و محراب یافته! علم تو ذرّه های اتم‌را شکافته دردا‌! که بر مقام تو کس ره نیافته از این که آفتاب به قبر تو تافته خوناب غم ز دیده ی افراد میرود این ظلم بر بقیع، کی از یاد میرود؟ ای معنی نماز! بیا و نماز کن روی نیاز بر در آن بی‌نیاز کن دستی برای عرض تمنّا دراز کن روح دعا تویی، به دعا لب تو باز کن ز انفاس خود به پیکر انسان حیات بخش اسلام را ز چنگ حوادث نجات بخش من کیستم که وصل تو را آرزو کنم؟ زین کمترم که با تو دمی گفتگو کنم امّا دقایقی که به سوی تو رو کنم از خاک دَرگهت، طلبِ آبرو کنم هر چند رو سیاه و بد استم، موّحدم مدّاح اهل‌بیت، غلامت "مؤیّد"م مرحوم * متاسفانه این شعر در مصرع اول تغییری داشت مخالف نظر و اجازه شاعر و بصورت ناقص هم در فضای مجازی انتشار یافته بود. که نقص آن برطرف شده و اصلاح گردید.
علیه السلام در فضای مجازی ای در سپهرِ مَجد و شرف، رویت آفتاب! در بزم ما بتاب و رخ از دوستان مَتاب از پا فتاده ایم؛ ز رحمت، تو دست گیر مارا که دل ز آتش داغت بُوَد کباب جمعیم ما ولیک پریشان به یاد تو وز ما شکسته تر دل زهرا و بوتراب یا هادیَ المضِلّین! کز مردم ضلال جسمت در اضطراب و روانت در التهاب تو آفتابِ عالمی و از افول تو افتاده است در همه ذرّات، انقلاب ای آیتِ توکل و ای آیت رضا! دیدی جنایت از متوکّل تو بی حساب گاهی دهد مکانِ تو در "بِرکَةُ السَّباع" گاهی درون محبس دشمن به پیچ و تاب زندانِ بی ملاقات، آن هم برای تو آه! از جفای طایفه ی غافل از عقاب تو زاده ی بزرگ جوانان جنّتی ای از ستم شهید شده در گه شباب! آن شربتی که داد به اجبار، دشمنت گویا شَرَنگ مرگ بُد و آتش مذاب کآتش به جسم و جان تو پروانه سان فتاد وزسوز زهر، جسم تو چون شمع گشت آب ای بر درت نثار، درود ملائکه! امروز بر سلامِ "موید" بده جواب مرحوم
ماه‌ِ مولا شد حدیث طیْر را با ما بخوان "یا مَنْ أرجوهُ لِكُلِّ خَير" را با ما بخوان مرحوم
علیه السلام ای آنکه بُوَد هادیِ دین نام، تو را خون گشت دل از گردش ایام، تو را فریاد ز معتز که پس از آن همه ظلم با زهر جفا کُشت سرانجام، تو را مرحوم
علیه السلام امشب رضویّون همه شادند، همه دل بر کرم رضا نهادند همه عیدى ولادت از پدر مى‌ گیرند خشنود ز مقدم جوادند همه مرحوم
علیه السلام امشب بهشت آرزو را باز كردند سرّى ز اسرار مگو را باز كردند خُم خانه ی توحید را در برگشودند از چهارده خُم یک خمِ دیگر گشودند مستانِ صافى دل كه قدسى نام دارند كوثر به جاى مىْ درون جام دارند در جامِ مىْ رخسار جانانه بینند خورشید را در حجره ریحانه بینند در خانه ى "شمس الضحى" امشب قمر زاد وز چهارده خورشید، خورشیدى دگر زاد طاها رخى از دوده ى یاسین بر آمد نخلى كهن را میوه ى شیرین بر آمد امشب رضا، روحِ رضا در دست دارد تصویرى از حُسن خدا در دست دارد یزدان رضا را ثانىِ موسى عطا كرد بر پورِ موسى تالىِ عیسى عطا كرد ماهى كه شرم از چهر دارد آفتابش گوید رضا بر مهد نازش ذكر خوابش گهواره ى او شه پرِ "روح الامین" است گهواره جنباش امامِ هشتمین است دارد رضا در پیش رو تمثال احمد سوم على بر دامنش سوم محمد میلاد او امّید اسلام است و انسان میلاد او میلاد اسلام است و قرآن نظمِ زمان بعد از رضا در پنجه ى اوست مشكل گشاى كارها سرپنجه ى اوست از روى او نورِ ولایت مى درخشید در سایه اش مهر هدایت مى درخشید در كودكى بر مَسند عصمت بر آمد آن سان كه از غار حرا پیغمبر آمد "یحیى بن اَكثم" مفتضح در بحث با او جاى سخن بر كس نماند هست تا او دریاى جودش تشنه بر ساحل بجوید درگاه احسانش كفِ سائل بجوید وقتى بر آید دست جود از آستینش گوهر فشاند در یَسار و در یَمینش تنها نه او بر دوستان، گوهر ببخشد بر دشمن سر سخت خود هم زر ببخشد خیر كثیر است و كرامت پیشه دارد نخلى كه در ژرفاى كوثر ریشه دارد اى آفرینش را چراغ رهنمایى سر تا به پا رحمت جواد بن الرّضایى! اى كوثر دوم كه مشهور است جودت ظاهر تمام خیر و خوبى از وجودت در این جهان و این همه لطف و كرامت جودت قیامت مى كند روز قیامت تفسیرِ جودت را توان در هل اتى یافت تصویرِ مهرت را درون سینه ها یافت اى آن كه نامت قفلِ غمها را كلید است این ملت آزاده را بر تو امید است لطفى كه در عید تو كام دل بگیرند لطفى كه تا در كوى تو منزل بگیرند امّید احسان از شما دارد "موید" بر دامنت دست دعا دارد "موید" مرحوم
علیه السلام شد امشب از رخ ابنُ الرضا چشمِ رضا روشن چنان كه چشمِ احمد شد ز روى مرتضى روشن به چشمِ دل تماشا كن كه هم چون اهلِ دل بینى ز نورِ كبریایى شد حریمِ كبریا روشن امام هشتمین را داده حق طفلى كه مى‌‌باشد ز اَنفاسش صبا خرم ز رخسارش فضا روشن گلستانِ حیاتش زین گلِ ریحانه شد خرم شبستانِ امیدش گشت از این "بَدرُ الدُّجا" روشن همه شب تا سحر بر مهدِ نازِ طفلِ نوزادش به جاى شمع باشد روى آن "شمسُ الضُّحى" روشن جواد آمد كه شادان شد ز میلادش دلِ زهرا جواد آمد كزو شد قلبِ ختم الانبیا روشن الا یا خاندانِ وحى و قرآن یا "بَنىِ الزَّهرا" ز میلادِ جواد بن الرّضا چشمِ شما روشن شكوه رحمتش چون مهر باشد هر طرف تابان مقام عصمتش چون روز باشد هر كجا روشن شود از غم چو شب، روزِ بد اندیشى كه پندارد ... نَمانَد مشعلِ دینِ مبین بعد از رضا روشن دگر تا روزِ محشر روشن و خاموش مى‌‌ماند، چراغى را كه مى‌سازد خدا خاموش یا روشن "موید" را چه وحشت اندرین ظلمت‌سرا باشد كه دارد جان و دل پیوسته از نورِ ولا روشن مرحوم
ما را بنواز بیشتر از دیروز کامروز دگر جواد داری تو رضا😍 مرحوم
علیه السلام ذرات قِدَم دور علی میگردند در شادی و غم دور علی میگردند حُجاج ندانسته و یا دانسته در طوْف حرم دور علی میگردند مرحوم
علیه السلام با مِهر علی اگر هلاکم سازند اهلِ نظر آیینه ز خاکم سازند گویند که ناپاک نَبَر نام علی من نام علی بَرم که پاکم سازند مرحوم
علیه السلام چشمانِ علی، دو چشمه‌ی خورشید است لب‌های علی، لبالب از توحید است سوگند به کعبه، خانه‌ی میلادش اسلامِ محمّد، از علی جاوید است مرحوم