گویی چیزی ...
یا چیزهایی را از وجودم کنده اند که این چنین شادی از چشم هایم رخت بر بسته است .
فروغ فرخزاد میگه:
مسئول طرز فکر آدمها نیستم.
بگذار هرکه هرچه خواست بگوید!
چه اهمیتی دارد؟
من در لاک خود راحت ترم،
آنجا میشود آرام و بی دغدغه زندگی کرد.
شما نمیدونید درون اون چی میگذره ،
زندگی چیا براش رقم زده و چه چیزهایی رو از سر گذرونده ؛
پس فکر نکنید بی دلیل حالتش جوریه که انگار افسردست .
دست خودش نیست ، و این که شما فکر کنید داره شلوغش میکنه بدتر داغونش میکنه .
چون بعد سعی میکنه تظاهر کنه خوبه و این از همه چیز مخرب تره
خودم را تا حد بی
عاطفگی محض
از همه کنار کشیدهام
همه را با خود
دشمن کردهام با
هیچکس حرف نمیزنم.
مرا برای روز مبادا کنار بگذار . .
مثل مسافرخانهای متروکهام ،
در جاده ای سوت و کور ،
یک روز خسته از راه میرسی و
جز آغوش من برایت پناهی نیست...
' اتاق 95 '
مرا برای روز مبادا کنار بگذار . . مثل مسافرخانهای متروکهام ، در جاده ای سوت و کور ، یک روز خسته از
نمیدونم چرا بایست عاشقانه بزارم .
ولی زیبا بود