شاید این خاصیت رضا امیر خانیه که هرررر کتابی رو با هر محتوا و هر قالبی به بهتریییین نحو بنویسه
انشاءالله داستان سیستان که تموم شه نیم دانگ پیونگ یانگ و نفحات نفت رو میزارم توی اولویت😍
گاهی فکرمیکنم آدما در قبال دل ها و ذهن هایی که ازشون محبت و خاطره داره مسئولن...
مسئولیت شون اینه که عوض نشن دور نشن ، نا امن نشن !!
میگن شیطان در این ماه در قل و زنجیره
چه خوب میشه اگر شیطان هامونو قل و زنجیر کنیم حداقل چندین روز (به حسب شرایط) گوشی را به طور کامل کنار بزاریم ..
داستان سیستان فوق العاده بود
تو شرایطی که بعضی ها قابلیت اینو دارن که گرما توی زمستون رو هم بندازن تقصیر رهبری خیلی موثر بود توی تغییر نگرشم
برای بنده همیشه رهبر صرفا یک رهبر بود و ممکن الخطا هنوز هم همینه ولی چیزی که عوض شده درصد امکان خطاست (خییییلییی کمتر از چیزی که فکر میکردم امکان داره که اشتباه کنن) رهبر جزئی نگر تر چیزی بودن که فکر میکردم بیت رهبری و تشکیلات عالی رتبه ترین مقام ممکلت ساده و بی آلایش تر از چیزی بود که انتظار داشتم
این کتاب یه جورایی تکمله دیدار چند ماه پیش بود
خیلییی چیز هارو برام روشنتر و واضح تر کرد ...
هدایت شده از پسر تهرانی
عاشق افطاری دعوت شدنم. خیلی کیف میده. لطفا افطاری دعوتم کنید.🙏
@TwitterParsianOfficial
شاید
و به مرور دلتنگی بخش جدا نشدنی وجودم شد و جبر جغرافیا سوهان روحم ...
وقتی بهش فکر میکنم میبینم تقصیر آدم ها نیست که نمیتونن برای دیدن من وقت بزارن تقصیر منه که اینقدرررر دوست شون دارم که دوری ازشون برای درد آوره
اما شما دیگه چرا آقای اباعبدالله و آقای امام رضا...
با محبت شهدا و سرزمین نور چیکار کنم..؟
بعد یکم بیشتر فکر میکنم میبینم هدف اصلا همینه
اینه که بفهمم یه سری محبت ها اشتباهن و باید کمرنگ و کمرنگ تر شن
یکسری محبت ها پله های رشد انسانن و باید با دوری از محبوب ساخت و هر وقت تحمل سخت شد به گریه پناه برد
مهم اینه که آخرش شیرینه و امید زنده است✨
شاید
دُرّ نجف بود روش نوشته بود بابا رضا شاید با دست کردن این انگشتر همه میفهمیدن که من چقدرررر بابایی
چند هفته پیش پیدا شد
همون روز هایی که دلم لک زده بود برای بوسیدن شبکه های ضریح همون روز هایی که ناراحت بودم و دلگیر...
بابا همیشه حواسش هست !
#بابایمن