نینیِمن، عزیزترینِ قلبم..
نمیدونم از کجا باید شروع کنم، چون کلمهها انگار برای تو کم میآرن.یادم هست که امسال چطور توی اون فضای شلوغ مدرسه، اولینبار چشمم بهت افتاد و اصلاً فکر نمیکردم که قرار هست تو، تمامِ دنیای من بشی. تو اومدی و با اون مهربونی و اون وجودِ پاکت، مثل یه خورشید وارد زندگی من شدی و همه چیز رو رنگی کردی..میدونی، با اینکه من از تو سهسال بزرگترم، اما وقتی پیشتم، انگار من هم دارم با تو بزرگ میشم و یاد میگیرم چطور با مهربونیِ خالص، دنیا رو ببینم. شاید من از نظر سن، بزرگترم، اما تو اونقدر عزیزی که انگار تمامِ آرامشِ دنیا رو توی قلب کوچیکت جمع کردی..تو برای من فقط یه دوست نیستی؛تو فرشتهی نجاتمنی، تو اون پناهگاهی هستی که وقتی خستهام، فقط با فکر کردن بهت، لبخند روی لبم میشینه..دوست دارم بدونی که من همیشه، همیشه، همیشه پشتت هستم..من اون کسیام که وقتی دنیا بهت سخت میگیره، میتونی بیای توی آغوشِ کلمات و حمایتهای من آرام بگیری..منمراقبتم، حتی وقتی چشمام روی تو نیست. نینیِمن، تو بخشِشیرین و بیگناه زندگی منی. قول میدم همیشه پیشتباشم، همیشه برات بخندم و همیشه با تمام وجودم دوستت داشته باشم..تو رو دوست دارم، بیشتر از اون چیزی که بتونی تصور کنی..تولدت مبارک قلبمن..