لوح | پرسش و پاسخ مهدوی
➕ آیا ناظر بودن امام زمان بر اعمال ما، منافاتی با ستار بودن خداوند ندارد؟🤔
#پرسش_و_پاسخ_مهدوی
بخش۲۷
🔰 @p_eteghadi 🔰
•❀•
#من_محمد_را_دوست_دارم
📖 #برگی_از_کتاب
📗 محمد(ص)در اروپا
▫️داستان هزار سال افسانه سازی و دروغ پردازی در غرب در باره #پیامبر_اکرم_(ص)
مهر رخ تو چو سايه افكند زآن سايه پديد گشت اشيا
مولوى
▫️ارزشهاى معنوى و اخلاقى كه محمد به خاطر آنها زيست، جنگيد و سرانجام جان خود را در راه تحققشان از دست داد، كدامند؟
كدامين معناى متعالى يا كدامين سحر و افسون در اين ارزشها نهفته بود كه براى چهارده قرن يا بيشتر تا به امروز، نسلهايى پياپى از مسلمانان را در سراسر گيتى شيفته و محسور خود كرده است؟
▫️چگونه پيام خدا كه از طريق پيامبرى عرب زبان به نوع بشر منتقل شده بود، توانست از چنين طنين و قدرتى برخوردار باشد كه اين تأثير پايدار را در ذهن و زندگى ميليونها مرد و زن معتقد، از هر حرفه و صنفى كه هستند، در اقصى نقاط جهان، پير و جوان، باسواد و بىسواد، فقير و غنى بر جاى بگذارد؟
▫️چگونه ممكن است مردان و زنانى كه به واسطه وجود ...خصوصيات نژادى و قومى، زبانهاى متفاوت از يكديگر تفكيك شدهاند، در تكريم و تقديس و ابراز محبت و شيفتگى خود نسبت به محمد (ص)، دين او و كتاب مقدسى كه براى آنان به ارمغان آورده است- قرآن-، نداى واحدى سر دهند؟
▫️محمد به كدامين خصوصيت ويژه، و منحصر به فردى آراسته بود كه به وى شايستگى انتخاب از سوى خداوند را به عنوان نمونه عالى و بلند مرتبه بشرى اعطا مىكرد، تا حامل وحى الهى شود و بشريت را به سوى آرمانهاى سعادتمندى و كمال سوق دهد و راهبرى كند؟
📚 محمد(ص)در اروپا ، ص: 143
🔰 @p_eteghadi 🔰
✅پاسخ:
"جنیان" موجوداتیاند كه از حواس ما پنهانند، قبل از نوع بشر خلق شدهاند، داراى شعور و اراده هستند و در انتخاب راه خوب و بد مختارند، از اينرو همانند انسانها مكلف به شمار مىروند، همچون ما زندگى، مرگ و حشر دارند و مانند انسانها مؤمن و كافر دارند، بعضى صالح و بعضى ديگر فاسدند؛ همه اينها از بسيارى از آيات متفرق قرآنى استفاده مىشود؛ به عنوان مثال: احقاف/18، ذاریات/56، جن/1-14و...1
دلایل وشواهدی از آیات قرآن مبنی بر اینکه جنیان نیز دارای بهشت، جهنم و معاد هستند:
1. مشترک بودن با انسانها در هدف خلقت:
خداي سبحان، علت خلق جنیان را همچون انسان، عبادت دانسته و فرموده است: «و ما خلقتُ الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون»2؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز براى اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)» بنابراین اگر جن هم براي عبادت، آفريده شده است، پس او نيز مسئول است، معرفتي دارد، حسابي، كتابي، بهشتي، دوزخي و...3
2. مورد خطاب قرار گرفتن
در آياتي، خداوند به جنّ و انس خطاب ميكند: «يا مَعشَرَ الجِنِّ والإنسِ إنِ استَطَعتُم أن تَنفُذوا مِن أقطارِ السَّماواتِ والأرضِ فَانفُذوا4؛ ای گروه جن و انس! اگر میتوانید از کرانهها و نواحی آسمانها و زمین بیرون روید ...» بنابراين جنیان نیز مانند انسانها، مخاطب هستند و يك پيامبر دارند؛ پس آنها نیز مانند انسانها مكلّفاند، هم مسلمان دارند و هم كافر.5
خطاب به گروه جن و انس در اين آيه شريفه به طورى كه از سياق استفاده مىشود، از خطابهاى روز قيامت است6؛ به این ترتیب جنیان نیز مانند انسانها مکلف هستند.
3. اتمام حجت پیامبران بر آنها
خداوند درباره روز بازپسين كه دو طائفه جنّ و انس را مجتمع مىكند و با آنها اتمام حجّت مىنمايد كه: با وجود پيغمبرانى كه بسوى شما آمدند، چرا راه خلاف را پيموديد، از يكديگر بدون لزوم و اجبار تبعيّت كرديد و در نتیجه عاقبت امر شما منجرّ به خسران و زيان و عذاب شد؛ چنين مىفرمايد: «يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِين7؛ اي جنّيان و انسيان: آيا رسولان الهي كه از خود شما بودند، آيات الهي را بر شما نخواندند و آيا شما را انذار نكردند به اينكه در چنين روزي به لقاي پروردگارتان ميرسيد؟...»
فرستادن پيامبران و خطاب و مؤاخذه خداوند در روز قيامت براى آنست كه: سنّت پروردگارت- اى پيامبر- اينچنين نيست كه اهل ديارى را ستمگرانه از روى غفلت و جهالتشان هلاك كند، بلکه خداوند تكليف به تمام افراد انسان و افراد جنّ مىكند و طبق آن تكليف ثواب مىدهد و يا در اثر مخالفت و تجرّى و اتمام حجّت به جهنّم مىبرد، و پاداش عذاب اليم و خسران را در عاقبت امر وعده مىدهد؛ هركس مختصر دقّتى در اين آيات نمايد، در مىيابد كه جنّيان همدوش با انسان آفريده شدهاند، و در تكليف، مؤاخذه، اختيار، اراده، ثواب، عقاب و رهسپار شدن به سوى بهشت و يا فروافتادن در دوزخ علىالسّويّه هستند، البته چون وجود انسان از جنّ قوىتر است؛ بنابراین پيامبر جنّيان از انسان است.8
4. تحدی قرآن از انس وجن
از آیاتی که نسبت به جن و انس تحدّي دارد، برميآيد كه جن هم، مانند انس، در برابر رسالت پيامبر (صلّياللهعليهوآلهوسلّم) مسئول است، چنانكه آیه 28 سوره سبأ: «قل لئن اجتمعت الانس و الجنّ علي ان يأتوا بمثل هذا القران لا يأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعضٍ ظهيرا9؛ بگو اگر آدميان و پريان فراهم آيند تا مانند اين قرآن آورند، هرچند يكديگر را پشتيباني كنند، همانند آن را نميتوانند آورد». به آن اشاره دارد. همچنین آيه مباركه (فبايّ ءالاء ربّكما تكذبان)10؛ بر اين مسئله اشاره دارد.11
5. اختیار جنیان
1. جنیان موجوداتی هستند که داراى علم و ادراك، قدرت تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال هستند.12
2. گروهى از آنها مؤمن، صالح و گروهى كافرند:
«وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ13؛ ميان ما، افرادى صالح و افرادى غير صالحند.»
به این ترتیب چون آنها دارای علم وشعور هستند، قدرت تشخیص حق از باطل را دارند. همچنین با توجه به آیات (11-15) سوره جن، آنها دارای افراد صالح و غیر صالح هستند، پس میتوان گفت آنها در انتخاب راه خوب و بد مختارند و عذاب و معاد نیز دارند.
6. حشر، عذاب و حسابرسی جنّيان در روز قيامت:
بعضى از آيات قرآن كريم بر حشر طائفه جن دلالت دارد.
👇👇👇👇
برخی از آیات، عبارتند از:
الف: «و يوم يحشرهم جميعا يا معشر الجن قد استكثرتم من الإنس14؛ و روزى ميرسد كه ما تمام مخلوقات را محشور مىكنيم و به جن خطاب مىكنيم كه اى جماعت جن! شما در بسيارى از افراد انسان رغبت پيدا نموديد.»
ب: «و لقد ذرأنا لجهنم كثيرا من الجن و الإنس15؛ و هر آينه به تحقيق كه ما خلق كرديم براى جهنم بسيارى از افراد جن و انس را.»
ج: «أولئك الذين حق عليهم القول في أمم قد خلت من قبلهم من الجن و الإنس16؛ آنان كسانى هستند كه در ميان امتهائى كه قبل از آنها از جن و انس آمده بودند و رفته بودند، گفتار و قول ضلالت (و عذاب) بر آنها محقق شد.»
د: «و لكن حق القول مني لأملأن جهنم من الجنة و الناس أجمعين17، وليكن اين گفتار از من به تحقيق پيوست كه: جهنم را از طائفه جن و انسان پر خواهم نمود.»
و: «و لقد علمت الجنة إنهم لمحضرون18؛ و به تحقيق كه طائفه جن ميدانند كه آنها در پيشگاه خداوند براى عرض و حساب حضور خواهند يافت.»19؛ بنابراین از این آیات استفاده میشود که جنها هم مانند انسان محشور شده و بعد از حسابرسی بر اساس اعمال خود وارد بهشت یا جهنم خواهند شد؛ چرا که آنها هم دارای تکلیف بوده و مسئول هستند. جهنم انسانها و جنها یکی است، اما در مورد بهشت فرق میکند، آنها با فساق مومنان در محلی مابین بهشت و جهنم متنعم خواهند بود. درباره بهشت از امام رضا (علیهالسلام) پرسیدند: آیا مؤمنین از جن به بهشت داخل میشوند. امام(ع) فرمود: نه، ولی برای خداوند باغهایی بین بهشت و جهنم است که ایشان و فساق شیعه در آن جا خواهند بود20.
نتیجه:
1. جنیان دارای شعور، اراده و تکلیف بوده و در مقابل اعمال خود مسئولیت دارند.
2. آنان در قیامت محشور خواهند شد و بر اساس اعمال خود اهل بهشت و یا جهنم خواهند شد.
منبع:
http://www.pasokhbesoalat.ir/
🔰 @p_eteghadi 🔰
✅پاسخ:
ریشه چنین سؤالهایی این است که وقتی برخی افراد «تفاوتهایی» را بین زن ومرد میبینند، احساس میکنند زنان ناقص و مردان کاملترند، در حالی که اين تفاوتها به هيچ وجه به اينكه مرد يا زن جنس برتر و ديگرى جنس پايينتر، پستتر و ناقصتر باشد، مربوط نيست؛ بلکه تفاوتهاى زن و مرد «تناسب» است و نقص و كمال نیست. تفاوت هاي موجود میان آنها در عالم، لازمه نظام احسن و آفرينش میباشد و كمال اجتماعي در همين است كه هم مرد و هم زن باشد و هركدام مشغول به وظايف مربوط به خودش باشد. آنها مکمّل هم و پاسخگوی نيازهاى یکدیگر هستند و این موجب لذت و بهره مندى هر چه بيشتر از زندگى میشود. پیشرفت علوم تجربی مانند روانشناسی فردی و اجتماعی، زیستشناسی و پزشکی نیز بر صحت تفاوتهای تکوینی و طبیعی میان زن و مرد، مهر تأیید نهاده است. انواع تفاوتهای آنان را به صورت زیر میتوان بیان کرد:
تفاوتهای جسمی: زن از جهت نيروى بدنى از مرد ضعیفتر است؛ یعنی مرد بهطور متوسط درشت اندامتر و بلندقدتر از زن میباشد.1 زن در متون دینی و روایات، با استفاده از الفاظی، همچون گل لطیف و ریحانه تصریح شده و نیز بر مدارا نمودن و واگذار نکردن مسئولیتهای سنگین جسمی به آنان، تأکید و اشاره شده است.2
تفاوتهای ادراکی: عقلي كه در زن و مرد متفاوت است، عقل ابزاري و اجتماعي؛ يعني در نحوه مديريت، در مسائل سياسي، اقتصادي، تجربي و... است و در مورد عقلی نیست که در احادیث معصومین آمده و موجب تقرب و کمال میشود.3
تفاوتهای عاطفی و روانی: در طبيعت زن، عواطف و احساسات قوىتر از مرد است.4 احساسات زن از مرد جوشانتر است. او برخلاف مرد به طور طبیعی به زينت و زيور، جمال و آرايش و مدهاى مختلف علاقه زياد دارد. احساسات زن، مادرانه است و اين احساسات از دوران كودكى در او نمودار است. علاقه زن به خانواده و توجه ناآگاهانه او به اهميت كانون خانوادگى بيش از مرد است.5 همچنین نوع احساسات زن و مرد نسبت به يكديگر یکسان نيست. قانون خلقت؛ جمال، غرور و بىنيازى را در جانب زن و نيازمندى، طلب، عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است. فضايل اخلاقى زن و مرد نيز در بسيارى از قسمتها متفاوت است؛ يك خلق و خو مىتواند براى مرد فضيلت شمرده شود و براى زن فضيلت نباشد.6
👇👇👇👇
تفاوت در طینت، سرشت و انسانیت: از نظر اسلام زن و مرد در سرشت و انسانیت باهم برابرهستند و تفاوتی ندارند؛ زن يك انسان واقعى است و در مفهوم انسانيت، مرد بر او امتيازى ندارد. قرآن با كمال صراحت در آيات متعددى7 مىفرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريدهايم« يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَه» و در چندين آيه ديگر مىفرمايد: «بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ» همه از جنس هم هستيد.
در اسلام نگاه تحقيرآميزى نسبت به زن از لحاظ سرشت و طينت وجود ندارد .8 هرگز شخصيت انسانى زن را زير سؤال نمىبرد و هيچ¬گونه تفاوتى از نظر روح انسانى ميان زن و مرد قائل نيست؛ بنابراین در سوره نحل آيه 97 ميفرمايد:« مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً؛ هر كس كار شايسته كند ـ چه مرد و چه زن ـ و مؤمن باشد قطعاً او را با زندگي پاكيزهاي حيات بخشيم.»(نحل/97)9 در اين وعده فرقي بين زن و مرد نيست و شرط اساسي، ايمان و عمل صالح است و هيچ آيهاي در قرآن وجود ندارد كه زن بودن را موجب حبط عمل و مرد بودن را سبب افزايش ارزش عمل به حساب آورد، بلكه شرط اساسي پذيرش عمل و بالا رفتن آن ايمان است؛ زيرا بدون ايمان، عمل از هر كس باشد (زن يا مرد) حبط مي شود.10 همچنین قرآن با همين لحن كلام، به مرد و زن مؤمن و صالح وعده ورود به بهشت و روزي بيحساب آن را ميدهد؛ «و من عمل صالِحاً من ذَكَرٍ أَوْ أُنثَي و هو مؤمن فَأُولَئِكَ يدخلون الجنَّةَ يرزقون فيها بغير حسابٍ؛ و هر كه كار شايسته كند -چه مرد باشد يا زن- در حالى كه ايمان داشته باشد، در نتيجه آنان داخل بهشت مىشوند و در آنجا بىحساب روزى مىيابند.»(غافر/40)11 در اين آيه به مساوات مرد و زن در پيشگاه خداوند و در ارزشهاى انسانى و يكسان بودن آنها در قبولى عمل اشاره شده است. 12
اگر در سراسرقرآن كريم و همچنين در سراسر سخنان ائمه و معصومین عليهم السلام جستجو شود، موردي به چشم نميخورد كه قرآن كمالي از كمالات معنوي را مشروط به مرد بودن بداند يا ممنوع به زن بودن بشمارد،13 بلکه همه خطابهاي قرآن در محورهاي كلي، مانند معرفت، ايمان، هدايت، هجرت، عبادت، حتي ولايت و ديگر كمالات ملكوتي كه مؤمنان را به اوج قلههاي عظمت و عرفان ميخواند، حقيقت انسان را در بر ميگيرد و هيچ نگاهي به زن يا مرد بودن او ندارد.14
در امور اجتماعی نیز در اسلام تأکید شده است که توان و ویژگیهای هرکدام از زن و مرد را در واگذاری امور به آنان باید درنظر گرفت و به آنها مسئولیت سپرد. عدم التزام به تفاوتها و اصرار بر مشابهتهای طبیعی میتواند نتایج ناگوار متعددی، مانند انحلال نظام خانواده و کمرنگ شدن نقش مادری و همسری را به دنبال داشته باشد.
اسلام با تساوى حقوق زن و مرد مخالف نيست، با تشابه حقوق آنها مخالف است. در دنياى غرب، اكنون سعى مىشود ميان زن و مرد از لحاظ قوانين، مقررات، حقوق و وظايف وضع واحد و مشابهى به وجود آورند و تفاوتهاى غريزى و طبيعى زن و مرد را ناديده بگيرند.این بزرگترین ظلم در حق زن است.
👇👇👇👇
نتیجه:
1. آفرينش طبيعي مرد و زن اين چنين است كه در اصل انسانيت مشتركند، ولي از نظر خصوصیات خلقت، با هم متفاوتند.
2. اختلاف در خصوصيت آفرينش، بقاء نسل انسان را تضمين و زمينه حركت و تلاش به سوي كمال را فراهم ميسازد. اگر غير از اين ميشد، آفرينش ناقص ميگرديد.
3. نظام أحسن تكوين و تشريع خداوند، اقتضاي چنين طرّاحي و ترسيمي را ازجايگاه و نقش مرد و زن داشته است
4. تفاوتهای موجود بین زن ومرد موجب برتری یکی بر دیگری نیست، این اختلافها کمال و نقص نیست، بلکه تناسب است.
منبع:
http://www.pasokhbesoalat.ir/
🔰 @p_eteghadi 🔰
✅پاسخ:
سرنوشت انسان با دست خودش رقم میخورد و اوست كه با استفاده از آزادی و اختیار خویش آینده خود را میسازد. مشیت الهی بر این تعلق گرفته كه انسان كارهای خود را با حریت و انتخاب انجام دهد؛ یعنی انسان به طور طبع و ذاتی در انتخاب و گزینش یا ترك و رها كردن كاملاً آزاد است و دست او در فعل و ترك هر كاری كاملاً باز میباشد. 1
قضا و قدر ، عاملي جدا از زندگي ، اراده و خواست انسان نيست ، تقدير همان سنت الهي ميباشد كه بر صفحه هستي حكومت ميكند و مختار بودن انسان یکی از این مقدرات و سنن الهی است؛ یعنی انسان در انتخاب مسیر زندگی خود، مختار است و هر نتيجه اي كه پس از انتخاب به او بازگشت كند، به حكم خداوند تقدير اوست و هيچ عملي از اعمال انسان از حيطة تقدير الهي خارج نيست؛ اگر بذر خوبي بيفشاند به حكم قضاي الهي نتايج مثبت و اگر نهال نفاق و بدي غرس كند، به حكم سرنوشت، ميوه تلخ آن را خواهد ديد.
روزی حضرت علی علیهالسلام در سایه دیوار کجی نشسته بودند، از آنجا حرکت کردند و در زیر سایه دیوار دیگری نشستند. به آن حضرت گفته شد: «یا امیر المؤمنین، تفر من قضاء الله؛ از قضای الهی فرار می کنی؟ فرمودند: افر من قضاء الله الی قدر الله؛ از قضای الهی به قدر الهی پناه می برم.»؛ یعنی از قضای حتمی به قدرغیرحتمی پناه می برم.2 زیرا قضا و قدر الهی بر این است که اگر انسانی در زیر دیواری مشرف به انهدام بنشیند، آن دیوار بر سرش خراب شود؛ ولی اگر به مکان دیگری برود از این حادثه مصون می ماند، انتخاب نجات یافتن هم قضا و قدر الهی است.
انسان می تواند با اعمال و رفتار خود، سرنوشت خویش را تعیین کند، به عنوان مثال مرگ یکی از اموری است که رفتار او در تعیین آن مؤثر میباشد. انسان می تواند با رعایت اصول بهداشتی و...، عمر خود را به حد طبیعی و واقعی برساند. علاوه بر این، بعضی از گناهان یا کارهای خیر، مانند قطع رحم، ظلم، احسان، صله رحم، صدقات و... نیز در جلو یا عقب افتادن مرگ ها مؤثرند؛ اما همه اینها بر طبق قانون قضا و قدر الهی است.
پس هر انساني سرنوشت خود را با علم و عمل خود رقم ميزند، پس نبايد بگويد عمرم كه مدتش مشخص و معين است، چيزي از خدا بخواهم يا نخواهم، بهداشت را مراعات بكنم يا نكنم، دعا و صدقه و صله رحم به جاي بياورم يا نه، بايد در وقت معين از دنيا بروم.
چون به او میگوییم خود صدقه، دعا، صله رحم و رعايت بهداشت جزو قوانين اين عالم و از سنن نظام آفرينشاند و بيگانه از آن نیستند؛ يعني همچنانكه بارش باران در سردي هوا، طراوت زمين و نشاط يافتن انسان اثر ميگذارد، نماز استسقا و حركت در صراط مستقيم نيز در فراواني باران اثر دارد؛ دعا، صدقه، صله رحم و مانند آن نیز، سرنوشت را تغيير ميدهند، پس جبري در كار نيست و انسان با اختيار خود ميتواند عمل كند.3
👇👇👇👇
خلاصه اين كه خداوند بشر را با يك سلسله مواهب طبيعي آفريد، عقل، خرد، اختيار و حريّت و آزادي به او داد، راه سعادت و شقاوت را به او نشان داد و او را نيز در انتخاب سرنوشت خود آزاد گذاشت و اين ما هستيم كه از روي اختيار سرنوشت خود را تعيين مي نماييم.
اما در پاسخ به این سوال که آیا انسان قادر است قضا و قدر حتمي خود را تغيير دهد؟ باید گفت:
قضا و قدر الهي دو نوع است:
1) اموري كه حتمي و تغيير ناپذير است و اختيار انسان در آن دخالتي ندارد. مثل اين كه انسان حتماً بايد مورد ابتلاء واقع شود ، حتماً بايد بميرد ، هر انسانی از پدر و مادر خودش متولد شود و....
2) اموري كه اختيار انسان در آن دخالت دارد و انسان مي تواند با علل مادی مانند رعایت بهداشت و... و عوامل غیر مادی مانند دعا ، صدقه ، صلة رحم و....، سرنوشتي خوب يا بد را براي خود رقم زند . البته اصل تأثير افعال انسان در تعيين سرنوشت خود يك قضا قطعي و حتمي است كه قابل تغيير نمیباشد.
نتیجه
1. انسان می تواند با اعمال و رفتار خود، سرنوشت خویش را تعیین کند و اوست كه با استفاده از آزادی و اختیار خویش آینده خود را میسازد.
2. قضا و قدر، عاملي جدا از زندگي، اراده و خواست انسان نيست و مختار بودن انسان یکی از این مقدرات و سنن الهی است؛ یعنی انسان در انتخاب مسیر زندگی خود، مختار است.
3. قضا و قدر الهي دو نوع است: الف) اموري كه حتمي و تغيير ناپذير است و اختيار انسان در آن دخالتي ندارد. ب) اموري كه اختيار انسان در آن دخالت دارد و انسان میتواند با علل مادی مانند رعایت بهداشت و... و عوامل غیر مادی مانند دعا، صدقه و....، سرنوشتي خوب يا بد را براي خود رقم زند.
منبع:
http://www.pasokhbesoalat.ir/
🔰 @p_eteghadi 🔰