🔹شیپورها برای چه به صدا درآمدهاند؟
غلامعباس ذاکری
🔻غالب تحلیل گران، ورود دشمن به صحنه قمار تهاجم تمام عیار به موجودیت ایران عزیز را ناشی از عدم شناخت صحیح و خطای محاسباتی، و عامل این خطا را رئیس جمهور آمریکا میدانند و بر این مطلب شواهدی از کلمات او و نزدیکان کاخ سفید متذکر میشوند. لکن تقلیل مسئله از یک جنگ تمام عیار و حمله همه جانبه که رهبر شهید آن را برای هر دو طرف معادله، وجودی توصیف کردند، به یک خطای محاسباتی شخصی و ساده از سوی تصمیم گیران در رژیم ایالات متحده، میتواند موجب اختلال در فرایند تصمیمگیری برای قوه عاقله کشور گردد. چراکه شناخت توانمندیهای حریف قبل از آغاز نبرد، یک اصل لا یتغیر، و [مقدمه واجب] برای شروع هر جنگ است. و آمریکایی ها که طلایه داران عرصه غارتگری و به وجود آوردن جنگهای کوچک و بزرگ در اقصی نقاط عالم هستند بهتر از هرکسی به این مفهوم واقفند.
🔻کلیت مؤلفههای قدرت سخت و نرم ایران اسلامی که میتوان از توان موشکی و پهپادی، در دسترس بودن استفاده از ظرفیت تنگه هرمز و حضور به هنگام مردم در عرصه (امری که به تواتر در طول عمر انقلاب اسلامی، در راهپیماییها و انتخاباتها و ... اثبات شده است) به عنوان بارزترین آنها یاد کرد، امری سری و دور از چشم کارشناسان و تحلیل گران خودی و غیر خودی نبوده است و از این منظر، اعتقاد به ناآشنایی دشمن به مقدورات ما، قدری دور از ذهن به نظر میرسد.
🔻با اینکه احتمال اقدام بر اساس احساس و بیتوجهی به هشدارهای کارشناسان از سوی رئیس جمهور آمریکا را کاملا رد نمیکنم، اما بر این باورم که نظام سیاسی سلطه با طرح یک نقشه استهلاکی وارد این جنگ شده است. مطلوبترین حالت برای آنها ادامه مخاصمه با ایران از طریق کشاندن پای ما به بازی و دور باطل [آتش بس – مذاکره – جنگ] است. افتادن در این چرخۀ مرگبار یعنی سوختن کارتهای پر قدرت در میز بازی جنگ، یعنی فرسوده کردن روح و جسم بدنه اجتماعی و هستۀ سخت طرفدار نظام.
و در یک کلام از بین بردن تدریجی همه مزیتهای نسبی ما در این نبرد وجودی.
از این طرح، در علوم سیاسی و نیز مباحث مربوط به بازی جنگ تعبیر به استراتژی «ماشین چمن زنی» میکنند.
نقشهای که در آن نابودی دشمن، آنی (مانند حمله هسته ای) و با یک هجوم گستردۀ همه جانبه نیست، بلکه دشمن در هر مرحله و به تناوب، بخشی از توان حریف را مورد حمله قرار میدهد. اینگونه مقدورات دشمن در هر مرحله یا از بین میرود یا مستهلک میشود و چون شرایط جنگی در سرزمین حریف باقی است، امکان بازسازی نخواهد یافت.
🔻از این طریق هدف سرسخت و دشواری مانند جمهوری اسلامی ایران، در دراز مدت یا به کلی نابود میگردد یا فرسوده شده و قابلیتهای خود را از دست میدهد و دیگر تهدیدی برای دشمن به حساب نمیآید.
در چرخه [آتش بس ـ مذاکره ـ جنگ]، بیشترین ضربهای که بر پیکره توانمندیهای جمهوری اسلامی وارد میشود، دلسردی و سرخوردگی مردمی است که با تمام توان برای فتح قلههای عظیم تمدنی و گذر از پیچ تاریخی به میدان آمدهاند و حاضر به هرگونه فداکاری و ایثار نسبت به عزیزترین داشتههایشان هستند.
🔻قطعا روزی این جنگ باید تمام شود. و ابزار پایان ممکن است که مذاکره باشد. اما مذاکره تنها در صورتی راهگشا و سازنده خواهد بود که میدان آنچنان دشمن را به ستوه آورده باشد که خصم از گفتگو تنها به دنبال بیرون کشیدن پای خود از ورطه سقوط و اضمحلال حتمی باشد و نه به دست آوردن آنچه در صحنه نبرد برایش غیرممکن و یا پر هزینه است.
دانشآموختۀ علوم سیاسی
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹راهبرد «مواجهه اشتدادیِ» ایران در مقابل رویکرد «تنزل بخشیِ» دشمن درجنگ
محمدجواد فلاح
🔻ترامپ به جهت استقامت ایران و اعلان صریح برای عدم حضور در اجلاسیه پاکستان به ظاهر عقب نشینی کرد و به رغم تهدیدهای علنی با صراحت اعلام آتشبس یک طرفه نمود.
قطعا این عقبنشینی ظاهری محصول استقامت و تعیین شروط جدید ایران به ویژه عقب نشینی از محاصره دریایی است.
🔻آنچه باید نسبت به آن مراقبت شود اتخاذ موضع اشتدادی و پلکانی رو به بالا در مواجهه با چنین حیلهگران سیاسی و نظامی است. این بدان معناست که ما در مواجهه با طرف مقابل باید ضمن حفظ شرایط قبل امتیازات جدیدی را طرح کنیم و به شدت بر آن پای بند باشیم.
این رویکرد چند منفعت دارد. اینکه دشمن باید تاوان بدعهدی خود را با ایجاد مطالبه جدید جبران کند. دوم اینکه تاب آوری ما در برابر خطوط از پیش تعیینشده قبل بیشتر میشود و سوم اینکه به جهت روانی معادلات دشمن به هم ریخته و در نقض تعهدات محتاطتر عمل میکند.
🔻این رویکرد یک نوع پاتک روانی- عملیاتی به دشمن است که قصد دارد سطح مطالبات اصلی ما شامل پرداخت غرامت، خروج از منطقه، قبول شرایط جدید تنگه و حفظ غنیسازی و رفع تحریمها را به چیزی مثل رفع حصر دریایی و آزاد کردن کشتی توقیف شده تنزل دهد. در این صورت ما از موضع اصلی خود به مطالبات سطحی تنزل مییابیم و در این صورت نمیتوانیم موازنه قدرت را حفظ کنیم. اینکه اکنون زمزمه میشود برای مذاکره، رفع محاصره پیش شرط ماست به نظر حقیر یک نوع تنزل است که به دشمن جرات میدهد اقدامات ایذایی بیشتری را مرتکب شود.
🔻برای جلوگیری از افتادن در دام «تنزل بخشی» خطوط قرمز ایران و مطالبات اصلی کشور، «مواجهه اشتدادی» میتواند آن را خنثی کند. بخشی از این اشتداد بخشی به عهده تیم رسانهای جنگ است شبیه توییت دکتر مرندی که هشدار شدید اللحن به کشورهای عربی و کشتیها دادند و بخشی نیز مربوط به اقدامات عملی نیروها در میدان وابسته است که بایستی برای آن چاره اندیشی کنند. و بخشی نیز به عهده تیم سیاسی و نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی است. در این میان به نظر میرسد مردم رویکرد اشتدادی را در صحنه حفظ کرده و در این زمینه موفق عمل کردهاند.
مدیر گروه مطالعات خانواده پژوهشکده باقرالعلوم علیهالسلام
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹از جمهوریتخواهی مردان میدان تا ضدیت با جمهوریت دیگران
علی اسکندری
🔻این فراز از آخرین پیام سردار سید مجید موسوی بهعنوان نماینده اصلی میدان نظامی در این جنگ بسیار درسآموز و مهم بود. «امروز اما به میان شما آمدیم که بگوییم ما با شما عهد میبندیم که اگر از این پس دشمن دست از پا خطا کند و تعرضی به این خاک پاک صورت گیرد، این بار هر جا که شما بگویید هدف ما خواهد بود».
🔻این فهم از مردمسالاری را حتی خوشبینانهترین افراد به مردم، هم برای خود متصور نبودند؛ که حتی جزئیترین امور نظامی نیز قابلیت تعامل با مردم دارد و خیابان میتواند برای آن تصمیم بگیرد.
این فهم را میتوان کنار قرائت جوانان سیاست دوست اصولگرا و اصلاحطلب گذاشت.
🔻آن جوان اصلاحطلبی که دلباخته دوم خرداد است و در این دولت نیز مسئولیتهایی دارد اینگونه مینویسد؛ «خیابان وقتی بر قدرت ملی میافزاید که پشتیبان میدان و دیپلماسی باشد و نه اینکه بدون اطلاع کافی از میدان و دیپلماسی تعیینکنندهء جزئیات آن شود. خوشبختانه اکثریت ایرانیانی که برای محافظت از ایران به خیابان میآیند پشتیبان میدان و دیپلماسیِ مقتدر ایراناند، ولو بعضی مصادرهکنندگانِ پرهیاهو خلافش را ادعا کنند.» این بهترین قرائت از جمهوریتخواهی اصلاحطلبان است. مردم و خیابان زمانی برای آنها ارزش دارد که در خدمت آنها و صرفا پشتیبان آنچه باب میل آنها است باشند. در غیر اینصورت لایق تحقیر است. هیچگاه نیز دست از توهم اکثریتپنداری خود نمیشوند. چون همیشه از دو خرداد ۷۶ تا خرداد ۸۸ همیشه اکثریت هستند! و با این چماق اکثریت اجازه هر تعدی به مردم و دیگری خود را دارند. این همان بلایی است که در دوره هشت ساله طلایی خود بر سر مفاهیم توسعه سیاسی و جامعه مدنی و تشکلهای اجتماعی و امثال اینها آوردهاند.
🔻یا جوان اصولگرایی که مینویسد؛ «فانتزی علیه بعثت، در امتداد تفکری که بعثت را به کف خیابان تقلیل میداد، حالا شاهد نوعی نگرش فانتزی_رمانتیک هم در مورد بعثت مردم هستیم...باید هم مراقب یأسپراکنیها در نتیجۀ عملیات روانی دشمن باشیم و هم مراقب عاملیتسازیهای هیجانی و کاذب در مورد خیابان.» همه در منفعل خواستن مردم مشترکند.
🔻اما این سرباز خامنهای است که میفهمد برای انقلاب اسلامی خیابان و مردم همه چیز است. عاملیت آنها حتی در تعیین مصداقیترین جزئیات نظامی هم حضور دارد ابدا فانتزی نیست. آنها خود اصلیترین بخش واقعیت موجود هستند و نه صرف پشتیبان و تایید کننده هر کاری که در هر حوزهای انجام میگیرد.
🔻این فهم ناقص و ابزاری از جمهوریت انحصار در این جوانان نیست. فرق است میان مردم میدانی که نقاط هدف خود را هم از مشورت با مردم میگیرد تا مسئولان تصمیمگیری که به بهانه جنگ انتخابات را تعطیل میکنند. آن هم در دولت اصلاحطلب و مدعی مردممداری انتخابات اینگونه به تعویق میافتد و اصولگرایانی که خود از این تعویق منتفع هستند استقبال میکنند.
پژوهشگر
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹هر بعثتی در تاریخ مأموریتی بر عهده دارد
احمد رهدار
🔻آنچه امروز در پهنهی خیابانهای ایران مشاهده میکنیم، فراتر از یک واکنش عاطفی به یک فقدان بزرگ است. ما با پدیدهای روبرو هستیم که امام شهیدمان از آن به عنوان «مبعوث شدن مردم» یاد کردند. هر بعثتی در تاریخ، مأموریتی بر عهده دارد و اگر رسالت نسل اول انقلاب، پاکسازی جغرافیای ایران از نفوذ استکبار بود، رسالت این «مردم مبعوث»، ایفای نقش در قامت «امام مستضعفان جهان» است. ما از امامت فردی به «امامت جمعی» هجرت کردهایم.
🔻سیمرغ فرود آمده از آسمان بر زمین
برای درک این تحول، میتوان از منطقالطیر عطار کمک گرفت. رهبر شهید ما همان سیمرغی بود که اراده ملی را نمایندگی میکرد. در این مقطع تاریخی، معادلهای شگرف رقم خورد. پیش از این، ملت خون خود را فدای رهبر میکرد، اما این بار خون رهبر به ملت هدیه شد. با دمیده شدن این خون مطهر در روح جامعه، آن حقیقت واحد در تکتک آحاد ملت تکثیر گشت. گویی فصل جدیدی بر منطقالطیر افزوده شده است. فصلی که در آن سیمرغ پس از یگانگی در آسمان، بر زمین فرود میآید و در کالبد میلیونها انسان تکثیر میشود. اکنون هر ایرانی، مرتبهای از آگاهی و ارادهی خامنهای شهید را در خود دارد.
🔻سوژگی ملت در خیابان حاصل تربیت امام شهید
یکی از کلیدیترین دستاوردهای این دوران، تجلی «سوژگی» و عاملیت مردم در خیابان است. در گذشته، نهادهای رسمی، زمان، مکان و شعارهای حضور مردم را تعیین میکردند و مردم در جایگاه لبیکگو و ابژه بودند. اما امروز، مردم خود در جایگاه فاعل و سوژه قرار گرفتهاند. آنها اکنون همزمان سه نقش کارگردان، بازیگر و تماشاگر صحنه را ایفا میکنند. این جوشش خودانگیخته محصول هیچ اتاق فکر و دیوانسالاری اداری نیست، بلکه ناشی از یک تربیت مستمر الهی است که باعث شده مردم بدون نقشه عملیاتی از پیشتعیینشده، دقیقاً در پازل مبعوثیت امت نقشآفرینی کنند.
🔻ابطال نظریۀ شکاف نسلی در دانشگاهِ خیابان
سالهاست که نظریات آکادمیک بر طبل «شکاف نسلی» و تفاوت ماهوی نسل دهه نود با آرمانهای انقلاب میکوبند. اما واقعیتِ میدانیِ این دو ماه، بطلانِ قطعی این نظریات را فریاد زد. خیابان به یک دانشگاه بزرگ تبدیل شده است که در آن، انتزاعیترین مفاهیم تمدنی مانند «ایستادگی» و «استقلال»، برای نسل جدید به عینیترین شکل ممکن تبیین شد. ما شاهد غنیسازی ارادهها در نسل چهارم هستیم. نسلی که به تعبیر رهبر شهید، از نسل اول جلوتر است. این پدیده را نمیتوان با ظرفیت دانشهای پوزیتیویستی موجود در دانشگاهها تبیین کرد. اینجا سخن از حکمتی است که خروجیاش امثال سلیمانیها هستند.
🔻مقاومت روزمره از نظریه تا متن زندگی
ما در حال تجربه نوعی «مقاومت روزمره» هستیم. مقاومت دیگر یک اتفاق در حاشیه زندگی یا واکنشی صرف به زمان وقوع جنگ نیست، بلکه به متن زندگی و یک «سبک زندگی» تبدیل شده است. شبهای اربعینی ایران نشان داد که میتوان کارهای روزمره را تعطیل نکرد، اما حضور در صحنه را به بخشی از سلوک فردی و اجتماعی بدل ساخت. این حضورِ آگاهانه، سرمایه اجتماعی ایران را به شکلی درونزا افزایش داده است.
🔻رسالت ملت مبعوث ایران ارتقا یافته است. اگر تا دیروز مأموریت ما حفظ «حرم ایران» بود، امروز رسالت ما رهبری این حرم برای کل جهان است. الهامبخشی ایران امروز چنان است که اندیشمندان و شاعران جهان عرب، تمنای حضور در میدان آزادی تهران را دارند تا با این سمفونی شرف همراه شوند. این بعثت معطوف به یک رسالت جهانی است و ما در نسبت با امام حیّ خود، آیتالله سید مجتبی خامنهای که سیمرغ مرحله جدید و نماینده اراده ملی است، وارد دوران «امامتِ امت» شدهایم تا پرچم توحید را بر قلههای رفیع عالم به اهتزاز درآوریم.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹آمریکا از این جنگ چه میخواهد؟
بخش اول
رضا طراوت
🔻با آتشبس موقّت و توافقی نسبی برای مذاکره این سؤال مجدّدا جدّی میشود که آمریکا در مذاکرات و حصول توافق چه قدر جدّی است؟ پاسخ به این سؤال نیز مستلزم این است که ابتدا بفهمیم آمریکا از این جنگ چه میخواهد؟
سخن رهبر شهیدمان که هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در آخرین سخنرانی عمومی ایشان قبل از شهادت و هم در حین این مدّت مرتّب با تبیینهای مختلف ایشان تکرار میشد عبارت است از اینکه آمریکا دنبال تسلیم و تسلّط بر ملّت ایران است. از جمله؛ «نکتهای که من میخواهم به عنوان یک نقطهی اساسیِ عرایضم عرض بکنم این است که رئیسجمهور آمریکا در یکی از بیاناتش و اظهاراتش گفت ایران باید تسلیم بشود. «تسلیم بشود»! بحث غنیسازی دیگر نیست، بحث صنعت هستهای نیست، بحث تسلیم ایران است.»(۱۴۰۴٫۴٫۵)
«ذات استکباری آمریکا بجز تسلیم چیز دیگری را قبول نمیکند؛ این را همهی رؤسای جمهور آمریکا میخواستند ولی به زبان نمیآوردند؛ این رئیسجمهور فعلی (۵) به زبان آورد؛ گفت باید ایران تسلیم بشود. این در واقع آن باطن آمریکا را لو داد.»(۱۴۰۴٫۸٫۱۲)
«مسئلهی ما با آمریکا این است که آنها میخواهند ایران را ببلعند، ملّت ایران مانع است، جمهوری اسلامی مانع است. اینها مایلند که بر ملّت ایران تسلّط پیدا کنند. این حرفهایی هم که رئیسجمهور آمریکا میزند ــ که من حالا اشاره خواهم کرد ــ گاهی تهدید میکند، گاهی میگوید باید فلان کار بشود، فلان کار نشود، معنایش این است که اینها در پی تسلّط بر ملّت ایرانند.»(۱۴۰۴٫۱۱٫۲۸)
🔻نکته در این است که این ذات استکباری سلطهخواه قبلا با ما وارد جنگ نظامی نشده بود و اکنون شده است. این یعنی آنکه آمریکا به یک نقطه بحرانی در قبال مواجهه با ایران رسیده است. برای درک این واقعیّت ابتدا باید به وضعیت خود آمریکا توجّه کنیم.
آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم تبدیل شد به نقطۀ آرمانی تمدّن غرب. بهشت روی زمین انسان مطابق ایدههای غربی. آزادی، توسعه، قدرت! آمریکا مهاجرپذیر بود و هست چون ایدهاش این است که بهترین است و سرزمین بهترینها است. کشوری که آقای عالم است و محور مدیریت جهان! در نظر آنها حتّی خدا هم خادم آمریکا بود. مذهب آمریکایی که حضرت امام (ره) میگفت همین بود. خدا در خدمت دنیاطلبی انسان!
🔻انقلاب اسلامی ایران نخستین ضربۀ قاطع به این باور بود و بعد از آن این جدال شروع شد. انقلاب اسلامی و فکر آن، فکری درست در مقابل فکر غربی به مظهریت آمریکا بود. ایران آمریکا را از کشور خود خارج کرد و حیثیت آن را به سخره کشید. آمریکا به علّت آن ذات استکباری و مقابله با فکر اسلامی و منافع خود در منطقه خصوصا نفت و نیروی نیابتیاش یعنی اسرائیل و جهان سرمایهداری متأثّر از صهیونیزم سیاست خصمانه خود را ادامه داد. هستهای بحرانی نبود. بحران شد چون آمریکای بهانه جو دنبال بهانه بود.
🔻امّا برای تحلیل درست آمریکا، باید آمریکا را از وضعیت درونیاش تحلیل کرد.شاید از ابتدای دهه ۹۰ و به طور قطع از اوسط این دهه برای مردم آمریکا نیز روشن شده بود که آنچنان هم چیزی به نام آمریکای اوّل وجود ندارد. کشوری با مشکلات اجتماعی متعدّد و اقتصاد ضعیف شده اینَک رقیب بزرگی چون چین را در کنار خود میدید. گویا آمریکا دیگر اوّل نبود! ترامپ در انتخابات های دوره اوّل و دوم خود مطالبات مربوط به آمریکای اوّل را برجسته کرد و رأی آورد یعنی این مسئله افول آمریکا صرفا باوری در نخبگان نبود بلکه باوری اجتماعی شده بود. در کنار این فضای عمومی سیستم حاکم بر آمریکا به جنب و جوش شدید افتاد که برای وضعیت جدید تدبیر کند.
🔻بنابراین دنیا میرود به آن سمتی که نظم جدیدی بر آن جاکم شود. این نظم جدید از دیدگاه رهبر شهید انقلاب خطوط اساسیای دارد؛
«خطّ اساسی اوّل عبارت است از انزوای آمریکا؛ آمریکا در نظم جدید جهانی منزوی خواهد بود.
خطّ اساسی دوّم؛ انتقال قدرت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و حتّی علمی، از غرب به آسیا.
خطّ اساسی سوّم: فکر مقاومت و جبههی مقاومت در مقابل زورگویی گسترش خواهد یافت.»(۱۴۰۱٫۱۱٫۸)
🔻بنابراین آمریکا باید این وضعیت و چالش اساسی را تدبیر کند. این تدبیر در سیاست خارجی خطوطی دارد که در اسناد راهبردی آمریکا موجود است و باید اتّفاقاتی هم به لحاظ ژئوپلتیک و سیاست بین الملل بیافتد. باید دنیا آماده تقابل مؤثّر آمریکا با چین میشد. جنگ اوکراین از بروزات این موضوع بود. طرّاحی هیأت حاکمه آمریکا برای تضعیف همزمان اروپا و روسیه. تحریک اوکراین به نحوی که روسها وادار به حمله شوند.
رهبر شهید انقلاب سال ۱۴۰۱ فرمودند؛ «امروز دنیا در آستانهی یک نظم جدید است. این جنگ اوکراین را به نظر من باید یک مقداری با یک دید عمیقتری نگاه کرد.»(۱۴۰۱٫۲٫۶)
🔹آمریکا از این جنگ چه میخواهد؟
بخش دوم
رضا طراوت
🔻آمریکا در جنگ اوکراین به بخشی از اهدافش رسید و در آنچه به اهدافش نرسید کارهای ایران بیتأثیر نبود. باز هم نام ایران مطرح بود. امّا در غرب آسیا هم آمریکا برنامهای دارد. برنامه آمریکا این است که در عین خروج از منطقه به دلیل حضور پرهزینه و کم فایده نظامیاش و کاهش نیاز به نفت خلیج فارس، به گونهای خارج شود که نظم مورد نظرش برقرار شود. به طور خلاصه آنچه راهبرد «اوّل آمریکا» نامیده میشود صورتش در غرب آسیا میشود «اوّل اسرائیل». این دو کاملا در هم تنیده و همآهنگ هستند.
🔻رهبر شهید انقلاب در نماز جمعه نصر میفرمایند؛ «تکیهی آمریکا و همدستانش بر حفظ امنیّت رژیم غاصب، پوششی برای سیاست مهلک تبدیل رژیم به ابزار آنان برای در اختیار گرفتن همهی منابع این منطقه و استفاده از آن در درگیریهای بزرگ جهانی است. سیاست آنان، تبدیل رژیم به دروازهی صادرات انرژی از منطقه به جهان غرب و واردات کالا و فنّاوری از غرب به منطقه است و این یعنی تضمین موجودیّت رژیم غاصب و وابستگی کلّ منطقه به آن.»(۱۴۰۳٫۷٫۱۳)
🔻ایران و محور مقاومت مهمترین مزاحم این ایده هستند و باید برای آن فکری کرد. از سوی دیگر ایران مانند روسیه و چین نیست که فکر و عقلانیت متفاوتی برای اداره بشر نداشته باشد. حرف نو و متفاوت انقلاب اسلامی، خطر تمدّنی و راهبردی ایران را بسیار برجسته میکند.
🔻بنابراین ایران را باید مهار و تسلیم کرد. هیچ چیز کمتر از این به درد آمریکا و اسرائیل که نماینده او است نمیخورد. آمریکا و غرب برای این خطّ کلان راهبردی بیش از ۱۴ سال ایران را تحت شدیدترین تحریمهای مالی قرار دادند و انواع و اقسام بحرانهای سیاسی و اجتماعی و امنیتی پدید آوردند. اینها ایران را در مواردی کند کرد امّا متوقّف نه!
🔻انتخاب آیتالله رئیسی در ۱۴۰۰ و غلبه بر بحران اجتماعی ۱۴۰۱ «بن بست ایران» را برای آمریکا تثبیت کرد. جنگ نقطهای است که همۀ راههای دیگر به بنبست میرسد. لذا ما نباید فکر کنیم که این جنگ اخیر جنگ اسرائیل با همکاری آمریکا است نه! این جنگ جنگ آمریکا است! همانطور که در جنگ اوّل نیز وقتی اسرائیل در معرض ضربات مهلک قرار گرفت آمریکا وارد شد.
«رژیم آمریکا وارد جنگ مستقیم شد، چون احساس کرد که اگر وارد نشود، رژیم صهیونیستی بکلّی نابود خواهد شد. وارد جنگ شد برای اینکه او را نجات بدهد، لکن هیچ دستاوردی از این جنگ نداشت.»(۱۴۰۴٫۴٫۵)
🔻امّا آنچه همیشه اوّلین مانع آمریکاییها و حتی اسرائیلیها برای حمله مستقیم نظامی بود، عبارت بود از محور مقاومت در منطقه. تقدیر الهی به نحوی رقم خورد که محور مقاومت به لحاظ سختافزاری در لبنان و به خصوص سوریه آسیب جدّی ببیند. و تهدید موجودیتی حزبالله در نظر رژیم کمرنگ شود. این موضوع به اضافۀ کیفیت عملیاتهای وعده صادق ۱ و ۲ این انگاره را برای رژیم پدید آورد که میتواند بدون هزینۀ زیاد به ایران حمله مستقیم نظامی کند. رهبر شهید انقلاب میفرمایند؛ «بایستی خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی به هم بخورد؛ اینها نسبت به ایران دچار خطای محاسباتیاند؛ اینها ایران را نمیشناسند، جوانان ایران را نمیشناسند، ملّت ایران را نمیشناسند، قدرت و توانایی و ابتکار و ارادهی ملّت ایران را هنوز نتوانستهاند درست بفهمند؛ این را ما باید به اینها بفهمانیم»(۱۴۰۳٫۸٫۶)
🔻مقاومت قدرتمندانه ایران در جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد اسرائیل بدون کمک گسترده آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. بنابراین جنگ جدید با مشارکت بسیار گستردهتر آمریکا هم به لحاظ پدافندی در نسبت با ماقبل آن و هم به لحاظ آفندی صورت گرفته است.
پایان این جنگ برای آمریکا وقتی است که یا ایران تسلیم شود و یا ایران تبدیل شود به زمین سوخته! اوّلی نخواهد شد. بنابراین استراتژی قطعی آمریکاییها زمین سوخته کردن ایران است. و آمریکا اراده قطعی برای زدن زیرساختها دارد.
🔻توجّه به این واقعیّت تضمین میکند که مذاکره با آمریکا به هیچ نتیجه ملموسی در مورد جنگ و مطالبات بر حقّ ایران منجر نخواهد شد. آمریکا تنها و تنها زمانی از این جنگ کنار خواهد کشید که یا موجودیّت اسرائیل را در خطر ببیند و یا اینکه هزینههای حمایت از اسرائیل برایش غیرقابل تحمّل بشود و آمریکا از راهبرد نظم اسرائیلی منطقه عقب بنشیند.
🔻معنای این سخن این است که میبایست هزینهزایی ما برای حضور آمریکا در منطقه چه از طریق ضربه به منافع آمریکا در منطقه چه از طریق بالابردن قیمت انرژی دائما افزایش یابد. طبعا از سوی دیگر آمریکا هم مسیر سوخته کردن ایران را پیش خواهد برد و تنها اهرم ما برای پیروزی در این نبرد نامتقارن زبان قدرتِ در میدان است. و امید اصلی ما نصرت الهی خواهد بود.
پژوهشگر مکتب امام (ره)
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹ملت برگزیده و برادران آخرالزمانی پیامبر (ص)
احمد کوثری
🔻تاریخ تحولات جوامع بشری، کمتر شاهد پدیدهای بوده است که در آن، یک ملت در پی سنگینترین ضربات روانی و فیزیکی، نه تنها دچار فروپاشی و انفعال نشود، بلکه با انسجامی بینظیر به میدان بیاید. حماسه حضور مستمر و ۶۰ روزه مردم ایران در خیابانها و تجمعات، آن هم پس از واقعه تلخ شهادت رهبر معظم انقلاب و تشدید هجمههای همهجانبه جبهه استکبار، یک کنش سیاسیِ صرف نیست؛ بلکه تجلیِ عینی یک حقیقت عمیقِ تاریخی و معرفتی است. برای درک چراییِ این استقامت بینظیر که نمونه مشابهی در تاریخ معاصر ندارد، باید به جایگاه ویژه و هویتی این مردم در کلام بزرگان اسلام و انقلاب رجوع کرد.
🔻مصداق بارز «برادران آخرالزمانی پیامبر (ص)»
ایستادگی ۶۰ شبانهروزی مردم در میان توفان فتنهها و تهدیدات، تفسیر عملی روایتی شگفتانگیز از پیامبر اکرم (ص) است. در روایتی که ابوبصیر از امام محمدباقر (ع) نقل میکند، رسول خدا (ص) دو بار فرمودند: «أَللّهُمَّ لَقِّنِی إِخْوانِی» (خداوندا! برادران مرا به من بنما!). زمانی که اصحاب پرسیدند آیا ما برادران شما نیستیم؟ ایشان جایگاهی والاتر برای قومی در آخرالزمان قائل شده و فرمودند؛ «شما یاران من هستید. برادران من قومی هستند در آخرالزمان که به من ایمان میآورند، در حالی که مرا ندیدهاند…».
پیامبر (ص) سختیِ کار این قوم را به دست کشیدن بر خارهای گَوَن در شب تاریک (خَرطِ القُتادِ فِی اللَّیلَةِ الظَلْماء) و در دست گرفتن آتش برافروخته (القابِضِ عَلی جَمْرِ الغَضاءِ) تشبیه میکنند. حفظ انقلاب اسلامی در برابر هجمه ترکیبیِ آمریکا و صهیونیسم در این روزهای سخت، دقیقاً به مثابه در دست نگهداشتن همان آتش گداخته است. این مردم، همان «مَصابِیحُ الدُّجی» (چراغهای فروزان در تاریکی) هستند که خداوند آنها را از فتنههای تیره و تار در امان نگه میدارد.
🔻ملتی فراتر از عصر حجاز و کوفه؛ از منظر امامین انقلاب
این ظرفیت عظیم معنوی و استقامت میدانی، از چشمان تیزبین معمار کبیر انقلاب و رهبر شهید آن پنهان نبوده است. امام خمینی (ره) با شناختی دقیق از جوهره این مردم، گزارهای تاریخی و بیسابقه را بیان فرمودند: «من با جرأت مدعى هستم که ملت ایران و توده میلیونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن على مى باشند.»
این برتری امروز در کف خیابانها اثبات شده است؛ جایی که برخلاف عهدشکنیهای تاریخی کوفه، مردم ایران ولیّ زمان و آرمانهای او را پس از شهادتش رها نکردهاند. در امتداد همین نگاه، امام شهید انقلاب با پیشبینی و آیندهنگریِ الهیِ خود فرمودند: «چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
حضور ۶۰ روزه مردم، تجلی همین «مبعوث شدنِ الهی» است. آنها با ارادهای جوشیده از بطن ایمان، به میدان آمدهاند تا «کار را تمام کنند» و توطئه دشمنان را در نطفه خفه سازند.
🔻ریشههای تاریخی و نبوغ ایرانیان در لسان نبوی
پیامبر اعظم (ص) با نگاهی فراملیتی و مبتنی بر شایستهسالاری ایمانی، بارها به جایگاه ویژه ایرانیان اشاره فرمودهاند: «بشارت باد بر شما ای فرزندان فَرُّوخ! اگر ایمان به ستارة ثریا بسته باشد...عجم، آن را در اختیار خود خواهد گرفت.» این سخن نشاندهنده نبوغ و استعداد ذاتی این ملت برای حفظ و اعتلای ایمان است. همچنین فرمودند: «نام ایرانیان را به زشتی یاد نکنید؛ زیرا آنها از یاران ما هستند و از ما حمایت میکنند.» این حمایتِ تاریخی، امروز در قامت دفاع همهجانبه از خیمه مقاومت و اسلام ناب محمدی متجلی شده است.
🔻سلمان؛ نماد پیوند ناگسستنی ایرانیان و اسلام
سلمان فارسی که پیامبر (ص) او را «پیشگام پارسیان» و یکی از کسانی است که خداوند دستور به دوستی با او داده، تنها یک شخص نیست، بلکه «سمبل و الگوی ایرانیِ مسلمان» است. مردمی که امروز ۶۰ شبانهروز در خیابانها ایستادهاند، در واقع تکثیرِ همان روحِ سلمانگونهای هستند که با بصیرت و وفاداری محض، در کنار خیمه ولایت ایستاد.
پدیده شگرف مقاومت ۶۰ روزه ملت ایران پس از داغِ بزرگ شهادت رهبر معظم انقلاب، یک اتفاق هیجانی و زودگذر نیست. این حضور، رزمایشی از جنسِ پایداریِ «برادران آخرالزمانی» پیامبر (ص) است. ملتی که پیامبر (ص) نوید رسیدنشان به ثریای ایمان را داده بود، امروز با عبور از گردنههای سخت و در دست گرفتن آتشِ فتنهها، ثابت کردهاند که لایقِ مدالِ افتخارِ «بهترینِ ملتها» هستند. آنها مبعوثشدگانِ خداوند در عصر حاضرند که با ارادهای پولادین، در حال «تمام کردن کارِ» دشمنان اسلام و انقلاب میباشند.
مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹فتنه (آزمایش) نخبگان!
رضا طراوت
🔻در شب تهدید به زدن زیرساخت تودۀ مردم خود را آماده کرده بودند ولو بلغ ما بلغ پای جنگ بایستند! امّا این ایمان هرچند ممدوح است، ایمانی است که در دلش کمی هم جهل دارد. همان دانایی که نخبگان را به شدّت هراسناک میکند که با خوردن زیرساختها و با لحاظ وضعیت نظامی، چگونه بجنگیم؟! مردم ما مبعوث شدند. توده در خیابان هستند امّا مردم فقط توده نیستند! نخبگان کجا هستند؟! نخبه در ظرف عقلانیت خود است و در خیابان هست و نیست! و این بودنی که در واقع نبودن است امروز مشکل ما است!
🔻مهمترین رهاورد مدرنیته برای بشریّت عقلانیت مدرن است. عقلانیتی که با تکیه بر ظرفیت نامحدود انسان در تسخیر طبیعت و عالم ولو در قامت جامعه بشریّت را به سوی قلّههای علم و فناوری سوق داد. اعتقاد به الوهیت انسان مهمترین باور ایدئولوژیک دنیای مدرن است. باوری که میگوید حتّی خدا هم نمیتواند F35 را ببیند!
باور دومی که در ساخت عقلانیت مدرن به شدّت حاضر است، غیب گریزی است. غیب یا اساسا معنادار نیست یا اگر هم معنادار باشد در خدمت انسان مدرن است. این باور، باور مستقلی نیست بلکه زاییده باور اوّل است. برای پایداری اعتقاد به الوهیت انسان باید غیب که ساحتی فرا انسانی است نفی شود!
🔻عقلانیت مدرن به شدّت محاسبهگر است زیرا غیبگریز است و مشاهده مادّی همیشه میگوید که انسان و ظرفیتش محدود است! بنابراین عقلانیت مدرن برای پیشبرد توسعه که برپایۀ فکرِ بینهایتی انسان است چارهای جز خیالفروشی ندارد! ادبیات رؤیای آمریکایی یا رؤیای ایرانی که نادانسته زیاد تکرار میشود نتیجه همین است. در واقع توسعه در دوگانۀ متضاد محاسبهگری و بینهایتی راه خود را باز میکند! هرگاه محاسبهگری اوج پیدا میکند ترامپی پیدا میشود که با شکاندن قالبهای متداول محاسبهپذیری امکانهای نو را در توسعه الوهیت انسان مطرح میکند! در واقع تنظیمگری رؤیافروشی و محاسبهگری کار بسیار سختی است که هنر طرّاحان توسعه است.
🔻افسوس که نخبگان ایرانی محاسبهگری مدرن را خوب یاد گرفتهاند امّا بینهایتیاش را فراموش کردهاند. این نتیجه سالها تحقیر انسان شرقی در عقلانیت مدرن است. برای همین در ایدۀ بسیاری از نخبگان انقلابی و غیر انقلابی، بمب اتم نداشتن حماقت است! جنگیدن در شرایط ذخایر اندک موشکی حماقت است! جنگیدن در فردای خوردن زیرساختها حماقت است و قس علی هذا! عقل مدرن مؤمنین ما را هم مشرک کرده! با این تفاوت که حتّی در مشرک بودنمان هم کامل نیستیم. نه اعتماد به نفس انسان مدرن را یکسره داریم نه اعتماد به خدای انسان را!
این مسیر قلّه و آرمانشهرش آمریکا است، همان آمریکایی که بهشت روی زمین جهان مدرن است و اکنون ساکنانش از تضادّ درونی رنج میبرند. آنها با رؤیای آمریکای اوّل بزرگ شدهاند و امروز میبینند که آمریکا اوّل نیست!
🔻اکنون مظهر اعلای مدرنیته با ما وارد جنگ شده و همه نشانهها دالّ بر این است که در پسای این جنگ نظم جدیدی بر منطقه حاکم خواهد شد و دشمن تا یکسره کردن تکلیف ما دست نخواهد کشید و این آخرین امکانِ عقل مدرن در مهار ایرانِ انقلابی را مفت از دست نخواهد داد!
توسعه مدرن در سنّت الهی امداد (کلّ نمِّّد هؤلاء و هؤلاء) امکانپذیر است. ما اگر در سودای مقابله و شکست مدرنیته هستیم. ابتدا باید عقل مدرن را شکست دهیم.
تمدّن توحیدی محصول عقلانیت توحیدی غیبباور است، در تک تکِ آجرهای ساختمان جدید و الهی بشریت باید باور به غیب موج زند. نمیشود این بنای باشکوه را بخواهی بسازی امّا در دلِت انسان را پرستش کنی! محاسبهگریِ محض را ستایش و غیبباوران را مسخره کنی!
🔻غیب و نصرت غیبی محاسبهپذیر نیست. در سپاهیان طالوت هم کسی نمیدانست چگونه قرار است در برابر جالوت پیروز شوند! امّا با صبر و امید به نصرت الهی و ایمان به غیب و محاسبات غیرظاهری پیروز شدند. نصرت الهی گاهی در قامت اشتباه ظاهر میشود! مگر در عملیات فتحالمبین اشتباه مقدّمه پیروزی نشد؟! مهم این است که خالصانه و مؤمنانه در میدان باشی همین! اگر قرار باشد نصرت غیبی الهی هم فرموله شود و شما بدانی کِی و چگونه بهرهمند خواهی شد دیگر چه غیبی است؟! این ایمان الهی است که دقیقا در نقطه توکّل و تفویض بارور میشود!
🔻در این موقعیت تاریخی نخبگان باید تصمیم خود را بگیرند! یا با نیمی از عقل محاسبهگر مدرن، دنبال ایرانی مدرن بروند و ایران سوخته به ارمغان آورند! یا با آتش زدن عقل مدرن که گوساله سامریِ نخبگان ما است، در متن باور به غیب تدبیرگری را سرلوحه خود قرار خواهد دهند! امّا ملّت مبعوث اجازه تسلیم نخواهد داد و در ادامۀ این نبرد تاریخساز یا نخبگان ما به تودۀ حاضر در خیابان میپیوندند یا تودۀ مبعوث شده در خیابان نخبگان خود را برخواهد کشید! این تضاد نمیتواند چندان ادامه یابد!
پژوهشگر مکتب امام (ره)
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹هدایت جنگ به فضای اقتصادی
محمدجواد فلاح
🔻اوضاع و شرایط جنگی نتوانست مردم را به زانو در آورد چرا که در شرایط جنگی نظامیان در میدان، مردم در خیابان و اهتمام مسئولان در مدیریت شهری به ویژه بازار نه تنها نگرانی مردم را رفع کرد بلکه همگان با انسجام اجتماعی و همدلی وصفناپذیری سطح نگرانیهای معیشتی را به حداقل ممکن کاهش دادند.
🔻دشمن با توجه به اینکه نتوانست در میدان جنگ و محاصره دریایی کاری از پیش ببرد مجدد با ابزار شکستن مقاومت اقتصادی مردم طمع در پیروزی کرده است.
🔻این مهم با ورود ناگهانی پولهای هنگفت برای خرید طلا، دلار و نقره و سایر محرکهای تاثیرگذار بر اقتصاد ایران وارد میدان شده و شوک عجیبی در بازار طلا، دلار، خودرو و... ایجاد کرده است که مردم به رغم ایستایی و عدم تحرکات بازارهای پیش گفته با شگفتانهای مواجه شدند که هیچ گونه توجیه اقتصادی در آن ملاحظه نمیشود.
🔻مهمترین عامل چنین اتفاقی دستهایی است پشت پرده که ضمن سودجویی از شرایط کنونی به دنبال برخی مقاصد سوء هستند. به عنوان نمونه کاهش قیمت جهانی طلا و تضعیف جهانی دلار با افزایش شارپی و عجیب طلا و دلار در این دو روز همخوانی ندارد.
🔻از این جهت باید به چند ملاحظه اهتمام ورزید.
ـ ورود جدی سیستمهای نظارتی به ویژه سازمان اطلاعات سپاه و نهادهای اطلاعاتی انتظامی برای مواجهۀ جدی و سرکوب کننده با عوامل ناامنی اقتصادی این روز البته بدون هیچ ملاحظه و مصلحتی.
ـ اقدام فوری و بهنگام نهادهای اقتصادی دولت برای کنترل شرایط پیش آمده (به عنوان نمونه ورود ورقه فولاد از جانب فولاد مبارکه و کنترل قیمتها در این عرصه توانست این بازار را کنترل کند.)
ـ مطالبه جدی مردم در خیابانها و شعارها به سمت خائنان اقتصادی جهت دهی شود. هوشمندی مردم در کشف رخنههای اقتصادی و بردن مطالبه به سمت و سوی این فضا مورد توجه قرار گیرد.
ـ همت عمومی و همگانی برای مدیریت مصرف و صرفه جویی در مصرف انرژی.
ـ تلاش رسانهای و ارائه پیوست مناسب جریان ساز برای غلبه بر تلاشهای رسانهای دشمن. متاسفانه در این زمینه میدان رسانه بشدت تهی است و جولانگاه فعالیتهای دشمن شده است.
مدیر گروه مطالعات خانواده پژوهشکده باقرالعلوم علیهالسلام
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹الگوی نوین قدرت
سعید سپاهی
🔻در ادبیات کلاسیک امنیت، بازدارندگی بر افزایش هزینۀ اقدام تهاجمی استوار بود؛ اگر هزینه بالا میرفت، رفتار مهار میشد. اما در منازعات جدیدتر، گونهای پیچیدهتر از اعمال قدرت ظهور کرده که هدفش نه جلوگیری از اقدام خاص، بلکه مختلکردن «توان تصمیمسازی» است. این الگو که میتوان آن را «فلجسازی راهبردی» نامید، مستقیماً حلقه تصمیم را هدف میگیرد و از طریق مهندسی ابهام، زمان و فشار روانی، وضعیت «بیتصمیمی پایدار» ایجاد میکند.
اهمیت این الگو زمانی مشخص میشود که بفهمیم در بسیاری از بحرانهای مدرن، شکست نه با غلبه نظامی، بلکه با تحمیل تردید رخ میدهد.
🔻فلجسازی راهبردی را میتوان در قالب یک مدل سهمرحلهای توضیح داد.
مرحله نخست، «تحمیل معضل امنیتی» است. در این حالت، بازیگر مهاجم مجموعهای از گزینههای همزمان پرهزینه تولید میکند؛ به گونهای که هر انتخاب، نوعی ناامنی بالقوه ایجاد کند. در اینجا هدف آن نیست که حریف را به واکنش خاصی وادار کنند، بلکه او را در وضعیتی قرار دهند که هیچ گزینهایی واقعاً امن نباشد. ابهام در آستانهها، پیامهای چندپهلو و اقداماتی که تفسیر دوگانه دارند، ابزارهای اصلی این مرحلهاند.
مرحله دوم، «تعلیق تصمیم و فرسایش اراده» است. وقتی معضل امنیتی تداوم یابد، محاسبهگری بیشازحد جایگزین ابتکار میشود. در این وضعیت، هزینه خطای واکنش، از هزینه تأخیر بیشتر به نظر میرسد. نتیجه، قفلشدن تدریجی چرخه تصمیم است؛ حالتی که در آن تصمیمساز نه میتواند واکنش نشان دهد و نه میتواند واکنش ندادن را توجیه کند. قدرت اثرگذار فلجسازی دقیقاً در این نقطه شکل میگیرد؛ ابتکار عمل به طور کامل از دست حریف خارج میشود.
مرحله سوم، «بهرهبرداری از زمان» است. هنگامی که حلقه تصمیم قفل شود، زمان به نفع بازیگر مهاجم عمل میکند.
هر واحد تأخیر، هزینه تصمیم بعدی را افزایش میدهد، اختلافات درونی را انباشته میکند و فضای روانی را فرسودهتر میسازد. حتی اگر در نهایت تصمیمی اتخاذ شود، دیرهنگام بودن آن، کارآمدیاش را کاهش میدهد.
🔻 در نتیجه، فلجسازی راهبردی نوعی پیروزی تدریجی است؛ پیروزیای که نه با ضربه، بلکه با فرسایش حاصل میشود.
یکی از سوءتفاهمهای رایج در این عرصه، خلط میان «صبر راهبردی» و «انجماد تصمیم» است.
صبر راهبردی به معنای انتخاب آگاهانه زمان مناسب برای اجراست؛ یعنی تصمیم گرفته شده اما اجرا بهصورت هدفمند به تأخیر افتاده است اما انجماد تصمیم، همان وضعیتی است که فلجسازی بهدنبال آن است؛ تأخیر ناشی از اضطراب، تردید و ابهام. تفاوت میان این دو تعیینکننده است؛ اولی کنش فعال است، دومی انفعال تحمیلی.
🔻از منظر علوم انسانی، فلجسازی راهبردی را باید نوعی «جنگ ارادهها» دانست؛ نزاعی که در آن شفافیت تصمیم ارزشمندترین سرمایه است. بازیگری که بتواند زمان را بازپس بگیرد، معضل امنیتی را از سطح فلجکننده به سطح مدیریتپذیر منتقل میکند. به همین دلیل، انسجام درونی، وضوح روایت و اعتماد درونسیستمی نه متغیرهای جانبی، بلکه پادزهر اصلی این الگو محسوب میشوند. در نهایت، قدرت در جهان معاصر بیش از آنکه در توان تخریب باشد، در توانایی حفظ انتخابهای روشن در دل ابهام نهفته است.
تحلیلگر امنیت شناختی
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹آخرین قطعات تاریخ تمهیدی
مهدی جمشیدی
🔻بسیار بعید است که ترامپ، دوباره به ایران حمله نکند. شخصیت متفرعن و استیلاطلب او، چنین اقتضایی دارد. او برای ضربۀ نهایی حمله میکند. او در درجۀ نخست، به دنبال کسب برگ برنده برای «پایان جنگ» نیست، بلکه به دنبال «پایان جمهوری اسلامی» است. وی تصوّر میکند که میتواند این هدف را محقّق کند؛ و اگر نتوانست، تصوّر میکند که دستکم، حملۀ دوباره میتواند پایان آبرومندانهای برای جنگی باشد که او تاکنون در آن ناکام و معطل مانده است. پس او اینبار میخواهد کار ما را بسازد و به طرح تهاجم ترکیبیای که پنتاگون روی میزش نهاده، امید دارد.
🔻محتمل است که ما هزینۀ فراوانی در این جنگ مجدد خواهیم داد و جنگ، بسیار دشوارتر خواهد شد، اما مهم این است که در نهایت، «فتح تمدّنی» از آن ما خواهد بود و آمریکا، دچار سقوط تمدّنی خواهد شد. این جنگ، ضربۀ نهایی ما خواهد بود، نه آمریکا. چون قرار است تاریخ، ورق بخورد و عهد تازه آغاز گردد.
🔻پس لاجرم باید مصائب را برتابید و هراسناک نشد. تقدیر تاریخ، اینچنین است که ایران، رسالت پیچ تاریخی را تقبّل کند و هم هزینۀ گزاف آن را بپردازد و هم مهتری پس از آن نصیبش گردد. چنانچه اندکی تحمّل کنیم و سختیها و تلخیها را برای رضای خدای متعال، بپذیریم و دچار تردید و رعب نشویم، از این گردنۀ تاریخی عبور خواهیم کرد و عهد قدسی از راه خواهد رسید. ما با فتوحات ملکوتی، فاصلۀ بسیار ناچیزی داریم و میرود که فصل دیگری از حیات انسان در این کرۀ خاکی رقم بخورد. خدای متعال، ما را برای این بعثت تاریخی و تمدّنی اختیار کرده و امکانهای گذار را نیز برای ما فراهم آورده است.
🔻مسأله، نهتنها بومی و ملّی نیست، بلکه حتی منطقهای نیز نیست؛ جهان در آستانۀ چرخش بزرگ است. دریغا اگر در این لحظههای سرنوشتساز، بیتابی کنیم و از راه رفته، بازگردیم. ما از تاریخ محمّدی برآمدیم و تاریخ انقلابی را رقم زدیم و اینک در قامت برهۀ تمهیدی و آمادهگر نسبت به تاریخ مهدوی، تجلّی کردهایم. سعۀ وجودی ما، اینچنین عظیم و ملکوتی بوده و هست. باید قدردان این مکانت و موقعیت باشیم و در نزدیکیهای قلّه، گرفتار سستی و تزلزل نشویم. بناست که ما، نقطۀ پایان را در سطرهای پایانیِ تفوّق آمریکا بنهیم و آن را به حاشیۀ تاریخ جدید برانیم.
🔻کمترین تردیدی نباید داشت که خدای متعال، در طرفی از تاریخ ایستاده است که ما ایستادیم؛ طرف درست تاریخ، اینجاست. طغیان و عصیان و شر و خباثت، همۀ بضاعت خویش را گرد آورده و به سراغ انقلاب اسلامی ایران آمده تا پرچم توحیدی را به زمین افکند؛ اما نخواهد توانست. دلیل این نتوانستن، ارادۀ الهی است که به گفتۀ اهل معنا و معرفت توحیدی، و از جمله رهبر شهید، به تداوم و بسط تاریخ انقلابی، تعلّق گرفته است. ترامپ، حمله خواهد کرد و قویترین ارتش دنیا را با فنآوریهای آنچنانی، به جنگ با ما روانه خواهد کرد، اما هم خودش - که فرعون زمانه است - و هم جنود ابلیسی او، در گرداب قهر و عقاب الهی، غرق خواهند شد. چندی دیگر، هم هجوم لشکر فرعون را خواهیم دید و هم هلاکت آنها را. رهبر شهید، از این لحظات سرنوشتساز، در لفافه سخن گفته بود و ما در انتظار آمدنش بودیم. ما به این وعده، بسیار نزدیکیم. این ابتلائی است برای ما تا آشکار شود که یا به امدادهای غیبی، ایمان داریم، یا در این تنگنای شدید، اسیر خوف و حزن میشویم. معجزهای تازه در راه است و در پس این معجزۀ قدسی، تاریخ ورق خواهد خورد. جنگ، دشوارترین معرکه برای عیانشدن عیار ایمان است. سلام بر خون حسینبنعلی علیهالسلام، سلام بر خاک کربلا، سلام بر صلابت مقاومت، سلام بر رهبر شهید، سلام بر مؤمنان مبعوث ... و سلام بر عطر صاحبالزمان.
🔻این گفتهها، پیشگویی و گمانهزنی نگارنده نیست، که اگر اینچنین باشد، اعتبار و وجاهتی ندارد. همچنین حاصل عقل ناسوتی برآمده از علوم ظاهری نیز نیست که بسیار شکننده و سیال است. وصول به این سنخ از حقایق عالی و قدسی، راهی جز شهود و حضور ندارد؛ اولیای الهی، که قلبشان محمل الهامات ملکوتی است، گاه زبان به بیان آنها میگشایند. بیبصرانی همچون صاحب این قلم، اگر قدری درایت و ذکاوت داشته باشند، این اشارات رحمانی و القائات روحانی را برمیگیرند و بر شرح و بسطشان همت میگمارند. این روایت، حاصل دلآگاهی اولیای الهی است؛ فکری است برخاسته از ذکر. آیتالله شاهآبادی، هر آنچه که در ماجرای انقلاب اسلامی رخ داد را پیشاپیش به امام خمینی گفته بودند و این راه برای ایشان، ناآشنا نبود. عالم غیب، غالب است و عالم شهادت، صورت نازله و رقیقهای از آن بیش نیست. آن سو، هستی است و این سو، هستینما. باید به باطن تاریخ، نظر افکند و وجوه قدسیاش را کشف کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
🔹صورتبندی یک بحران پنهان
سعید سپاهی
🔻در تحلیلهای رایج علوم اجتماعی، بحرانها معمولاً با شاخصهایی چون نابرابری، تعارض یا ناکارآمدی نهادی سنجیده میشوند. اما در زیرلایه این متغیرها، پدیدهای کمتر دیدهشده در حال گسترش است؛ بحران در رابطه جامعه با زمان. این بحران نه به معنای کمبود زمان، بلکه به معنای ناتوانی جمعی در «تصمیمگیری بهموقع» است؛ وضعیتی که میتوان آن را «فرسودگی زمانی» نامید.
🔻در جوامع مدرن متأخر، شتاب رویدادها از ظرفیت پردازش اجتماعی پیشی گرفته است. حجم اطلاعات، تکثر روایتها و تراکم بحرانها، فرد و نهاد را در وضعیتی قرار میدهد که آینده نه افق کنش، بلکه منبع اضطراب میشود. در چنین شرایطی، تعویق تصمیم به یک رفتار عقلانی ظاهری بدل میشود؛ زیرا هر تصمیم، بلافاصله در معرض بازنگری، تردید و نقد قرار میگیرد. نتیجه، شکلگیری نوعی «سیاست انتظار» است که در آن، زمان بهجای آنکه منبع قدرت باشد، به عامل فرسایش بدل میشود.
🔻از منظر نظری، میتوان این پدیده را با ترکیب سه دستگاه مفهومی توضیح داد؛
نخست، نظریه شتاب اجتماعی که نشان میدهد سرعت تغییرات، امکان تثبیت معنا را کاهش میدهد؛ دوم، نظریه فرسودگی روانی که بیان میکند انباشت تصمیمهای پرهزینه، به اجتناب از تصمیم منجر میشود؛ و سوم، نظریه کنش جمعی که تأکید میکند بدون افق زمانی مشترک، هماهنگی اجتماعی دچار اختلال میشود. حاصل این سه، جامعهایی است که میداند باید تصمیم بگیرد، اما نمیداند «چه زمانی» زمان مناسب است.
🔻نکته راهبردی آن است که بحران زمان، لزوماً به تعارض آشکار منجر نمیشود؛ بلکه خود را در شکلهای نرمتری بروز میدهد، تعویق اصلاحات، احتیاط افراطی، افزایش کمیتهها و فرایندها
ترجیح «مدیریت وضع موجود» بر انتخابهای پرریسک.
این وضعیت ممکن است در کوتاهمدت ثبات ایجاد کند، اما در بلندمدت به انباشت مسائل حلنشده و کاهش سرمایه اعتماد میانجامد.
🔻در برابر این روند، مسئله اصلی «حکمرانی زمان» است؛ یعنی توانایی نهادها و کنشگران برای بازتعریف ریتم اجتماعی حکمرانی زمان به معنای شتابزدگی نیست، بلکه به معنای ایجاد نقاط تصمیم شفاف، محدود کردن چرخههای بیپایان بازنگری، و بازسازی اعتماد به تصمیمهای گرفتهشده است. جامعهایی که نتواند زمان را سازمان دهد، حتی با منابع فراوان، دچار انسداد راهبردی میشود.
🔻بازاندیشی در رابطه جامعه با زمان، پیششرط خروج از بسیاری از بحرانهای ظاهراً نامرتبط است، زیرا پیش از آنکه مسئله «چه تصمیمی» مطرح باشد، پرسش بنیادیتر این است؛ چه زمانی تصمیمگرفتن هنوز ممکن است؟ در جهانی که تعویق به هنجار تبدیل شده، شجاعت بهموقعبودن، خود یک کنش راهبردی است.
تحلیلگر امنیت شناختی
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia