با گوش دادن این آهنگا،
مه و ابر می شم و می رم لابلای خاطرات مامانم از روزای انقلاب و جنگ.
از روزی که توی یزدانشهر درگیری شده بود و مردم با هر وسیله ای به دستشون بود به سمت محل درگیری می رفتن
از شهادت عموی مهربون مامانم و روز تشییع شهدا که مامانم با سیل جمعیت می دوید جلو و با قد کوچیکش هی تلاش می کرد تابوت عمو رو ببینه
آب رودخونه می شم و لابلای تابوتای شهیدا تاب میخورم.
شهیدا روی دست مردم مثل گلبرگهای گل روی امواج آروم رودخونه،
آروم آروم به سمت دریا پیش می رن
هدایت شده از بافتار
نوحۀ ملت برای قهرمان خرمشهر
«مَمَّد نبودی ببینی»؛ قصهاثر و بازآفرینیهایش
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane