eitaa logo
[ دࢪیك‌دقیقہ‌ ]
909 دنبال‌کننده
86 عکس
4 ویدیو
0 فایل
⿻ در پناه کتاب‌ها ، زمان معنایش را از دست می‌دهد و من همسفر بی‌تکرار ذهن‌ها می‌شوم ⋆ ⭒ قلم ِاینجا : فاطمه | دختر ِماه ؛ نویسنده ای از جنس کاغذ و ماه . ˒˒ کپی ؟ راضی نیستم ˓˓ شروط : @PANAH112 [ ورود آقایون ممنوع ]
مشاهده در ایتا
دانلود
دࢪ یك‌ دقیقہ‌ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ Part625 _ هر چی باشه.. مسیحا: هر چی ؟ سرم و تکون دادم. برای تأیید بیشتر پلک‌هام رو هم روی هم فشردم. مسیحا: همینجا بهم قول بده تا تهش باهامی. _ تا ته چی ؟ مسیحا: زندگی ! _ هستم عزیزم.. هستم.. دستش و گرفتم و روی قلبم گذاشتم. _ تا زمانی که نفس داشته باشم ، تا زمانی که قلبم می‌تپه کنارت می‌مونم و پا به پات قدم بر می‌دارم . لبخندی که روی لبش نشست گواه از حس خوبی که از حرفام گرفت . _ الو صدرا صدرا: جانم آقا ؟ _ صدرا چی‌کار کردی بچه‌ها رو ؟ صدرا: با وعده‌ی پول و این داستانا دهنشون و بستم دیگه . یه ذره ته دلم آروم گرفت . _ خوبه.. ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ
سلام رفقا عزیزای دلم ؛ حالتون چطوره ؟
امروز روز ابراز علاقه به کسایی که داخل فضای مجازی باهاشون در ارتباطی .. درسته ؟ دوستتون می‌دارماا عزیزای قلبم :) 💙🫂
[ دࢪیك‌دقیقہ‌ ]
دࢪ یك‌ دقیقہ‌ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ Part625 _ هر چی
دࢪ یك‌ دقیقہ‌ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ Part626 و خوب هم بود .. همین که لو نمیرم و می‌تونم زیر زیرکی اون پسر مسیحا نام و به غلط کردن بندازم عالیه ! این سری سفت و سخت پیش میرم ، بالاخره روزی پناه و به دست میارم ! عکسایی که حرم گرفته بودیم برای وناز فرستادم . سریع آنلاین شد ، پیامم و ریپلای زد و جواب داد . از تایپ کردنش حس خوبی نگرفتم.. حال دلش و از تایپ کردنشم متوجه میشم ؛ و متوجه شدم که الان حالش خوب نیست . بلافاصله نوشتم « وناز عزیزم ، حالت دل خوبه ؟ » خیلی طول کشید تا جواب بده ؛ ولی وقتی جواب داد ، جوابش شامل یه پیام نه چندان طولانی بود که با خوندن خط به خطش ضربان قلبم بیشتر بالا می‌رفت . « نه پناه نه.. خوب نیستم ! مشکل تو زندگی همه هست ، از بدم تولد تا الان توی زندگی منم بوده.. ولی هیچ‌وقت به اندازه‌ی الان غمگین نبودم پناه . چیزی که همیشه ازش می‌ترسیدم و حتی ثانیه‌ای فکر کردن بهش حالم و بد می‌کرد به سرم اومده .. تو الان پیش عزیز ترین عزیز منی ؛ ازش بخواه گره از کارم باز کنه.. ازش بخواه که مشکلم و راست و ریست کنه. » ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ ⠀ִֶָ
سلام رفقا ، حال ُاحوال ؟ اوضاع ُاحوال ؟
خودتون می‌دونید که عاشق شما أم ، عاشق این فضا و این چنلم ؛ پس صد در صد تا حالا به طور جدی به پاک کردن چنل حتی فکرم نکردم . چون علاوه بر دلایل خودم وجدانم اجازه نمی‌داد این کار رو بکنم . فقط من برای این زحمت نکشیدم [ رزی ، زهرا ، مهوا ، فائزه ، دوستای قشنگم که از اول چنل تا الان کنارم بودن ، و شماهایی که چه یک روز و چه یک‌سال کنارم بودید ] هم به گردن این چنل حق دارید و براش زحمت کشیدید ✨ داخل مدت‌هایی که فعالیت نداشتم متوجه شدم ممبرای در یک دقیقه چند دسته‌ان ؛ کسایی که بخاطر جوایز ، تبادل ، تقدیمی و .. مجبور بودن داخل چنل بمونن چون لف دادن ِبلافاصله حق الناسه . کسایی که اشتباهی عضو شدن و بعد ها فراموش کردن لف بدن . کسایی که اصلاً متوجه نیستن چنلی به اسم در یک دقیقه دارن و در یک دقیقه افتاده ته ایتاشون . کسایی که به خاطر رمان اینجا أن ، رمان و می‌خونن و لذت می‌برن . به هر حال از تمام کسایی که به هر دلیلی تا الان عضو در یک دقیقه بودن تشکر می‌کنم و از صمیم قلب ممنونشونم ، اونایی هم که لف دادن حل چشاشونه 🌚💘 اما چند وقتی هستش که به این فکر افتادم اینجا رو به یه چنل کوچک تر انتقال بدم ؛ چنلی که فقط و فقط مختص رمان و کسانی باشه که رمان رو می‌خونن . اینجا هم حذف نمیشه ولی تغییر محتواش میدم و قصد دارم تبدیلش کنم به یه آنلاین شاپ که مختص سنگ مصنوعی‌هامه . - https://eitaa.com/joinchat/2255160735C17efae8791 کسانی که رمان رو می‌خونن تشریف بیارن چنل جدیدمون 💕 بقیه هم می‌تونن بمونن و کنار هم خوش باشیم و از شاپ ِجدید سنگ مصنوعی دکومان لذت ببریم : ))) 🤏🏻🎀
اینجا تا حدوداً ده روز در یک دقیقه باقی می‌مونه تا کسانی که پیگیر رمانن به خانواده‌ی جدیدمون بپیوندن ؛ کسانی هم که می‌خوان لف بدن ، بدن و کسانی که می‌خوان بمونن ، بمونن 🦦💘
اینم نمونه کار از سنگ مصنوعی‌ای که گفتم .
یلداتون مبارك ؛ الهی که یه دقیقه بیشتر خوش باشید :) 💙