eitaa logo
پاراگراف
27 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
تکه‌ کتاب‌های محبوب از منظَرِ یک شیفته‌ی کتاب https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psv0c8c&btn=شیفته‌ی.کتاب
مشاهده در ایتا
دانلود
تقیه خود سرّی است که با کتابت فاش می‌شود. پس دنبالش نگرد که نیست. تقیه در سینه‌های ماست. تقیه هانی بن عروه است که گونه از خون جگرش سرخ می‌کند و با امرای ملعون اموی نشست و برخاست می‌کند؛ بلکه خون کمتری از شیعیان ریخته شود. تقیه حفظ جان قليل مریدان على است. 📚 دشنام
چقدر حضرت مهربان است به کسانی که اسمش را می‌برند و صدایش می‌زنند و از او استغاثه می‌کنند. از پدر و مادر هم به آن‌ها مهربان‌تر است! 📚 حضرت حجت
اشکالی ندارد. خدا بزرگ است و این روزهای سخت هم بالاخره می‌گذرد. 📚 به قلبش اشاره کرد
زن‌ها یکی یکی مرا در آغوش گرفتند و تبریک گفتند. صدای کِل کشیدن و هلهله بلند بود.. صفیه در حالی که برای محمد شعر می‌خواند او را به این سوی پرده آورد. عطر او همه جا را گرفت و بوی عود و گلاب گم شد. امین لحظه‌ای سر بلند کرد و نگاهم کرد. با چشمانی که می‌خندید و نگاهی که دریایی از عشق به قلبم می‌ریخت. همه‌ی عمر در انتظار چنين لحظه‌ای بودم. آرام و به نجوا گفتم: - حالا دیگر خانه‌ام خانه‌ی توست و من کنیزت یا محمد ... با حیایی شیرین سر به زیر انداخت و به قلبش اشاره کرد : - کنیز؟ شما بانوی این خانه‌اید.. اشک شوق از گوشه‌ی چشمانم سر خورد. خوشبخت‌ترین زن عالم بودم که بانوی قلب محمد می‌شدم. 📚 به قلبش اشاره کرد
وقتی صفیه نظر محمد را در ارتباط با ملکه جویا شد، او با اشتیاقی غیرقابل وصف لبخند زد. - آیا او به همسری من در خواهد آمد؟ خاله جان! کجاست زنی چون خدیجه؟ صفیه با شوق کِل کشیده بود، دست‌افشانی کرده و مبارک باد گفته بود، چرا که محمد با رویی باز خواسته بود صفیه از ملکه خواستگاری کند. 📚 بانوی عاشق
اتفاقا او هم مثل تو به دنبال ثروتمندترین مرد دنیا می‌گشت، اما نه به دنبال ثروتی عاریه‌ای که روزی باید پسش بدهی و به زمین بازگردانی. او به دنبال دارایی‌ای می‌گشت که هرگز گدا نمی‌شود و روز به روز بر ثروتش افزوده می‌گردد. او ثروتمندتر از محمد سراغ ندارد، در شجاعت، در ایمان و اعتقاد به خدای یگانه، در عشق و یک یک مردم، در بخشش و ایثار، در بزرگی و منش، بدون تکبر و غرور. باز هم برایت بگویم؟ او مردی است که گویا همه‌ی مردانگی عالم، یک‌جا در او جمع شده است. آیا دارایی‌ای بهتر از او می‌خواهی که حاضر است خود را به خاطر مردم فدا کند و همه چیزش را بدهد تا آنها سعادتمند شوند؟ و باز ثروتمند بماند؟ 📚 بانوی عاشق
ای خدیجه! ای ملکه‌ی آسمانی زیبا! گوارا و مارک باد تو را که پرنده‌ی همای بخت تو به سوی سعادت و خوشبختی به پرواز درآمده است! چرا که با برترینِ همه‌ی انسان‌ها ازدواج کردی و چه کسی در میان مردم همچون همسر توست، ای بانوی بزرگوار؟ 📚 بانوی عاشق
با آنها هم آواز شد و خواند : خانه‌ی خدیجه امشب ستاره‌باران می‌شود! رو به زنان دیگر ادامه داد : کل بکشید و هلهله کنید که این خانه دیگر رنگ شب را نخواهد دید. این واقعه‌ای نیست که چون آذرخش بیاید و برود. این خبر تا ابد چون طلوع خورشیدی است که هرگز غروب نخواهد کرد. 📚 بانوی عاشق
عشق، تنها قوه‌ای است که راه به عالم بالا دارد 📚 صدای فرشتگان
خدا همواره به وسیله‌ی اسباب و وسائط، فیض و رحمتش را صادر می‌کند. 📚 صدای فرشتگان
سنّت الهی و وعده‌ی پروردگار قطعی و حتمی است 📚 صدای فرشتگان
او خدایش خدای ابراهیم است؛ خدای یکتا. همان که خالق حقیقی ماست و برای همین است که هر چه خدا برایش تقدیر می‌کند، دوست دارد. 📚 به قلبش اشاره کرد