eitaa logo
پاراگراف
27 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
تکه‌ کتاب‌های محبوب از منظَرِ یک شیفته‌ی کتاب https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psv0c8c&btn=شیفته‌ی.کتاب
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌بینم که على بين شماست، ولی دست به دامان او نمی زنید. قسم به کسی که جانم به دست قدرت اوست، کسی بعد از علی از اسرار پیامبرتان خبر نمی‌دهد! کردید آنچه نباید می‌کردید و نکردید آنچه را که باید می‌کردید. اگر با علی بیعت می‌کردید نعمت فراوانی برای شما از آسمان و زمین جاری بود. 📚 ترجمه الجمل
به طرف على رفتم و او را سخت در آغوش گرفتم. بوی رسول خدا را می‌داد و چون او معطر بود. وقتی کنارش می‌نشستی، گویی نزد رسول خدا بودی، قلبت قرار و آرامش می‌گرفت و عطر حضور رسول خدا مشامت را پر می‌کرد. بارها و بارها از دو لب مبارک رسول الله در مدح پسر ابیطالب شنیده بودم که می‌فرمود : علی جان و نفس من است. علی خیر بشر و من ابا فقد كفر ... . منزلت على نزد من همانند منزلت من نزد خداوند است. 📚 نجیب بنی‌امیه
رو به زن‌ها که ایستاده بودند جلوی در اتاق ادامه داد : توکل کنید به خداوند که تواناست و قدرت‌مند. 📚 ستّی
پیر و جوان و زن و مرد ندارد. ثروتمند یا که فقیر، دین‌دار و بی‌دین ندارد. وادی محبت را می‌گویم، نه عشق و عاشقی‌های کذایی، نه. ابراز محبت به ساحت قدس ائمه اطهار را می‌گویم. این که آنها را امیر و خود را خاکسار آستانشان بدانی و در این راه، سبد سبد محبت نثار راه‌شان نمایی. لذتی دارد غیرقابل وصف. آثاری دارد غیرقابل عرض. باید چشید. باید دید. 📚 یک‌روز یک‌جا یک‌نفر
پدرم فرمود : حرم خداوند مکه است، حرم رسول خدا مدینه؛ و حرم امیرالمؤمنین على كوفه. حرم ما اهل بيت اما قم است. 📚 ستّی
نجف برایم آب بود و زندگی در آن حیات و رهایی از آن گدازندگی‌های جان‌سوز. 📚 کهکشان نیستی
این علی است که راهش هدایت است، رشد و سعادت در اوست و پرهیزگاری راهنمای اوست، و هر کس که از حق پیروی کند دوست اوست. 📚 ترجمه الجمل
در آدمیان جنون و طمع می‌تواند آنان را به دشمنی با یکدیگر وا دارد، تباهشان کند و در آخر، راهی دوزخشان کند. 📚 صدای فرشتگان
تقیه خود سرّی است که با کتابت فاش می‌شود. پس دنبالش نگرد که نیست. تقیه در سینه‌های ماست. تقیه هانی بن عروه است که گونه از خون جگرش سرخ می‌کند و با امرای ملعون اموی نشست و برخاست می‌کند؛ بلکه خون کمتری از شیعیان ریخته شود. تقیه حفظ جان قليل مریدان على است. 📚 دشنام
چقدر حضرت مهربان است به کسانی که اسمش را می‌برند و صدایش می‌زنند و از او استغاثه می‌کنند. از پدر و مادر هم به آن‌ها مهربان‌تر است! 📚 حضرت حجت
اشکالی ندارد. خدا بزرگ است و این روزهای سخت هم بالاخره می‌گذرد. 📚 به قلبش اشاره کرد
زن‌ها یکی یکی مرا در آغوش گرفتند و تبریک گفتند. صدای کِل کشیدن و هلهله بلند بود.. صفیه در حالی که برای محمد شعر می‌خواند او را به این سوی پرده آورد. عطر او همه جا را گرفت و بوی عود و گلاب گم شد. امین لحظه‌ای سر بلند کرد و نگاهم کرد. با چشمانی که می‌خندید و نگاهی که دریایی از عشق به قلبم می‌ریخت. همه‌ی عمر در انتظار چنين لحظه‌ای بودم. آرام و به نجوا گفتم: - حالا دیگر خانه‌ام خانه‌ی توست و من کنیزت یا محمد ... با حیایی شیرین سر به زیر انداخت و به قلبش اشاره کرد : - کنیز؟ شما بانوی این خانه‌اید.. اشک شوق از گوشه‌ی چشمانم سر خورد. خوشبخت‌ترین زن عالم بودم که بانوی قلب محمد می‌شدم. 📚 به قلبش اشاره کرد