وقتی صفیه نظر محمد را در ارتباط با ملکه جویا شد، او با اشتیاقی غیرقابل وصف لبخند زد.
- آیا او به همسری من در خواهد آمد؟ خاله جان! کجاست زنی چون خدیجه؟
صفیه با شوق کِل کشیده بود، دستافشانی کرده و مبارک باد گفته بود، چرا که محمد با رویی باز خواسته بود صفیه از ملکه خواستگاری کند.
📚 بانوی عاشق
#رسولالله
#أمالمؤمنين
#تزویجالهی
اتفاقا او هم مثل تو به دنبال ثروتمندترین مرد دنیا میگشت، اما نه به دنبال ثروتی عاریهای که روزی باید پسش بدهی و به زمین بازگردانی.
او به دنبال داراییای میگشت که هرگز گدا نمیشود و روز به روز بر ثروتش افزوده میگردد. او ثروتمندتر از محمد سراغ ندارد، در شجاعت، در ایمان و اعتقاد به خدای یگانه، در عشق و یک یک مردم، در بخشش و ایثار، در بزرگی و منش، بدون تکبر و غرور. باز هم برایت بگویم؟ او مردی است که گویا همهی مردانگی عالم، یکجا در او جمع شده است. آیا داراییای بهتر از او میخواهی که حاضر است خود را به خاطر مردم فدا کند و همه چیزش را بدهد تا آنها سعادتمند شوند؟ و باز ثروتمند بماند؟
📚 بانوی عاشق
#رسولالله
#أمالمؤمنين
#تزویجالهی
ای خدیجه! ای ملکهی آسمانی زیبا! گوارا و مارک باد تو را که پرندهی همای بخت تو به سوی سعادت و خوشبختی به پرواز درآمده است! چرا که با برترینِ همهی انسانها ازدواج کردی و چه کسی در میان مردم همچون همسر توست، ای بانوی بزرگوار؟
📚 بانوی عاشق
#رسولالله
#أمالمؤمنين
#تزویجالهی
با آنها هم آواز شد و خواند : خانهی خدیجه امشب ستارهباران میشود! رو به زنان دیگر ادامه داد : کل بکشید و هلهله کنید که این خانه دیگر رنگ شب را نخواهد دید. این واقعهای نیست که چون آذرخش بیاید و برود. این خبر تا ابد چون طلوع خورشیدی است که هرگز غروب نخواهد کرد.
📚 بانوی عاشق
#رسولالله
#أمالمؤمنين
#تزویجالهی
خدا همواره به وسیلهی اسباب و وسائط، فیض و رحمتش را صادر میکند.
📚 صدای فرشتگان
#سنتِالهی
سنّت الهی و وعدهی پروردگار قطعی و حتمی است
📚 صدای فرشتگان
#سنتِالهی
#وعدهیالهی