eitaa logo
پراکنده_دل!
592 دنبال‌کننده
336 عکس
144 ویدیو
29 فایل
کانال شخصیم! سعی میکنم بیشتر بنویسم! تاملات! شطحیات! @nashr313 علوم تربیتی موسسه امام خمینی / درس خارج حوزه علمیه قم
مشاهده در ایتا
دانلود
1_1616049489.mp3
2.97M
" حیات عند الرب " 1️⃣ 🔊 شهید آوینی ما همه افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم را هم را هم را هم را هم را هم و همه آن چیزی که دیگران جز در مقام لفظ نشنیده اند .. معنای جهاد اکبر و اصغر را درک کردیم.. چه میجوئی؟! عشق همینجاست! بدر و حنین و عاشورا اینجاست!
♦️هو العلی العظیم♦️ برای تمام کسانی که وقت به دنیا آمدنشان مادرانشان خواب عجیبی درباره ی آنان ندیده اند. برای تمام کسانی که پدرانشان وقتی لقمه ای را در دهانشان می گذاشتند نانی از غیب بدست نیاورده و بدیشان داده اند. برای تمام کسانی که دوران مدرسه ی شان عادی و معمولی بودند و در درس هایشان شکست میخوردند و با دیگران متفاوت نبوده اند. برای کسانی که دوران کودکی شان را طوری طی کردند که کسی نوری در سر آنان ندید و همگان آنها را خردسالی عادی پنداشتند. برای تمام کسانی که در تمام شقوق نوجوانی شان در هیمان کثرات و طوفان شلوغی های دنیا بی صدا توبه و گمان کردند به خاطر خطاهایشان در مسیر حقیقت بی استعدادند‌. برای تمام کسانی که وقتی خواستند ازدواج کنند همسر آینده ی شان را در رویاها از دستان غیبی نشناختند. برای تمام کسانی که رزقشان از طرق عادی و با سختی تامین می شود. برای تمام کسانی که بچه داری میکنند،خانه تمیز میکنند،نان حلال و با هزار جان کندن بدون آنکه به دنبال امور ماورایی خاصی باشند به خانه می برند. برای تمام کسانی که آرزوی استاد کامل داشتند و هیچگاه پیرمردی از پستوی صحراها و کوه قاف، ناگهان دست بر شانه های آنان نزد و صدایشان نکرد و یا در حرمی و یا مکان مقدسی برای رسیدن به این امر دستی از ماورا ندیدند و اکتفا کردند به جلسات و مجالس معمولی که خدا پیش پای آنان قرار داد و مشغول هستند. تبریک میگویم! دقیقا شما ویژه ترین آدمیان و مستعد ترین ها برای سلوک الی الله هستید. همان ها که انتخاب می شوند. چرا که شما در قاعده ی بازی قرار گرفته اید. از آنجا که فرمود: ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها. شما برای حرکتتان ساختار خلقت را در هم نریخته اید و ایمان شما به ساحت دین رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم همان ایمان آوردن به سیاهی های روی سفیدی های منقوش است که فرمود آنان که چنین اند برادران من هستند و حسرت بر دل اصحاب خویش با برادر خواندن آنان گذاشت. معمولی بودن پیچیده ترین حکمتی است که خدای علی اعلی به بنده ای عنایت میکند تا از لابلای همین امور عادی دست توحید را آرام آرام مسیطر بر جهان نظاره کند. فراموش نمیکنم پیرمرد عارف بزرگی را که میفرمود معتقدم جای آنانی که ندیده اند و استقامت کردند و ندیده خریدارند با جای آنانی که فقط باید نشانشان بدهند تا حرکت کنند در روز قیامت متفاوت است. معمولی بودن اما متشرع بودن و اهل ولایت الله بودن کلید گشایش لقاءالله در این دنیا است. دوام و التزام درست به شریعت ساحت معمولی بودن شما را به لایه ای بالاتر از معمولی بودن منتقل میکند.جای که برای سطوح پایین تر دیگر معمولی نیست اما در آن آسمان و در آن طور از وجود برای اهلش معمولی است. آنجا که فرمود: لو کشف الغطاء ما ازدت یقینا همان مرتبه ای است که خرق تمام حجاب ها نیز در آن معمولی است و ریشه در اعماق بیکرانه ی عبودیت دوانده و از خویشتن چیزی نمی یابد که بخواهد تفاوتی با دیگران احساس کند. این همان شیوه ی احراق است. قدر خود را بدانید و امیدوارانه ملتزم باشید. نشانه های غیبی همیشه برای قوی ترین ها نیست،گاهی بهانه ای برای تحرک ضعفاست. اینجاست که مراقبه و محاسبه به کار می آید تا معلوم شود بی خبری ها و نیامدن ها از کدام چشمه نشات میگیرد.... ✍ سید اصفهانی!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
درد ۱۶ تا ۱۹ اردیبهشت برای شهدای مقاومت فراموش نمیشد! داغ خانطومان تا روز شهادت، با حاج قاسم بود و تا ابد مهر سربسته ای بر دل عاشقان و مدافعان حریم اهل بیت.. لعنت خدا بر امریکا و بر غرب زدگانی که این شیطان بزرگ را نشناختند! لعنت خدا بر اعتماد به میز مذاکره ای که این شیاطین نشسته باشند و گل های ما را پرپر کنند! لعنت خدا بر آتش بس های دروغین کفر و تزویر! لعنت خدا بر فشارهایی که قلب حاج قاسم و فرماندهان مقاومت را فشرد و کسی نتوانست دم بزند!
یکی از بچه ها چند روز پیگیر بود که فرصتی مجازی مفصل گفت و گو کنیم و جلسه ای داشته باشیم. واقعا نمیرسیدم تا آخر گفت خب هر جا فرصت میکنید ما می آییم؛ من هم خیلی روی هوا گفتم قم یکی دو ساعتی بعد درسم میتوانم خالی کنم! این نامردها(به عبارت بهتر: مرررردها) هم از گرگان نمیدانم به چه بهانه ای آمدند تهران و در حد یک ساعت قم سفر کردند و برگشتند.. مدتی است که کنار هم در دانشگاه فرهنگیان گلستان دغدغه تیم سازی دارند و هم پیمان شده اند که کنار هم رشد کنند. در مورد مسیر و قالب ها و نکاتی که پیش رو دارند پرسیدند و متمایل بودند با تیم های ما گفت و گو کنند و از تجربه هایشان استفاده کنند. این همت و عزم راسخ این بچه ها با کیلومترها فاصله خیلی امیدوارکننده است. روزی این کلونی ها و تیم های کوچک و بزرگ نقاط مختلف کشور به شکل در هم‌تنیده ای کنار یکدیگر گره های بزرگی باز میکنند! سرعت حرکت کشور به سمت این مدل و فرایند، غیرقابل مهار و انکارناپذیر است.
حاج آقا با همه مشغله ها حتی بعد از ورود به مجلس، بچه ها را رد نکرده و جلسه هفتگیمان را در قم حفظ کرده است. با همه کم خوابی و برنامه‌ی فشرده حتی از اندک وقت استراحت و خانواده هم زده‌اند که این جمع چندساله که ابتدا با دغدغه طرح ولایت و تکمیلش دور هم جمع شده بودند، باقی بماند. الان خیلی از بچه ها خودشان برگزار کننده و استاد طرح ولایت شده اند و هرکدام خانواده و درس و بحث و کار خودشان اما نیازمان به این جلسات اخلاق و این دورهمی روز به روز بیشتر میشود. میخواستم بگویم جلساتی باید در زندگی شما وجود داشته باشد که اتفاقا هر چه مشغله هایتان بیشتر میشود تعهد و دل‌بستگی شما به آن دورهمی بیشتر! حاج آقای اقاطهرانی درخیلی از موارد مخالفت ها و داد و بیدادهای سیاسی ما علیه خودشان یا پایداری را شنیده اند و تحمل کرده اند اما هیچ کدام از مرتبطین و شاگردانشان را درگیر این هیاهو و شلوغی و سیاست بازی بار نیاورده اند! نه هیچ کدام ما متصل به کار حزبی ایشان هستیم و نه ایشان ترغیبی برای نیروسازیِ سیاسی! اگر ما جای ایشان بودیم جلسات اخلاق و موسسه امام کیلویی چند؟! اول یک تیم رسانه ای قدرتمند برای تودهانی به فلانی و فلانی تاسیس میکردیم! کار هر کسی نیست این حریت و اخلاق مداری.. این خصیصه ها و این اتکا به خدای متعال با وجود همه اشکالات ریز و درشت، در شاگردان مرحوم آیت الله مصباح خیلی هویداست! شاید یک رشحه ای از قدرت ایمان و توکل خود علامه مصباح موضوع جلساتمان چند وقتی است به "اهمال کاری" رسیده که حاج آقا تعبیر میکند یک مرض مُسری خطرناک و اعتیادآور و فراگیر است.. عامل بسیاری از زمین گیرشدن های خودمان و رفقایمان!
سلام خواهش میکنم انقدر نپرسید کتاب هایی که قراره تا پایان سال بخونیم و خوبه رو بگید بخریم!! معرفی هر کتابی که عرض میکنم بخونید، طبیعتا زمان خودش انجام میشه! در این ایام از معرفی دسته ای و گُتره‌ای کتب به شکل سبدغذایی که تا اخر سال قراره رجوع کنید متنفرم!! بچه های قدیمی تر میدونند ایام نمایشگاه اگه از این سوالا بپرسید جوش میارم! همینطوریش شماها که وارد نمایشگاه میشید با دیدن کتب مختلف بُن هاتوتو تموم میکنین، حداقل مدل ما که برای معرفی هر کتاب نسبت به شخصیت هر کس در زمان مخصوص به خودش ناظر به رشد و پیشرفتش توصیه هایی داریم، ذبح نکنید! با همون فضای انبوه خوانی و توصیه اساتید و مجموعه های مطرح و قابل اعتماد (مثل همین لیست کتب اخلاقی برنامه "کلمه"‌ شبکه یک که تازه منتشرشده)، یک لیست جمع و جوری میتونید دست و پا کنید! در همین حد ارزش گذاری؛ نه بیشتر!😅 به جد توصیه میکنم تازه دانشجوها و تازه طلبه ها اگر نمیتونن تونمایشگاه مدیریت کنند خودشون رو، از اتلاف وقت پرهیز کنند! به قول یکی از اساتید بخاطر یک لیوان شیر آدم نمیره یک گاو بخره! اگر لیست مشخص دارید بسم الله و الا به کتب برخی انتشارات امین مثل انقلاب اسلامی یا آثار برخی اندیشمندان مثل شهیدمطهری، علامه مصباح و... اکتفا کنید! @parakande_del
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ما به نصرت الهی ایمان داریم. خدای نوح، خدای ابراهیم، خدای اسماعیل، خدای موسی، خدای عیسی و خدای محمد؛ خدای ما هم هست! ... ایمان به خودش، به نصرتش، به هدایتش، به مسیرهای پر پیچ و خم..
مقدمه: تا به حال چهار نوع مدیر در مسندها و سطوح مختلف کشور دیده ام. انواع و اقسامشان را! با قالب ها و روش های مختلفی که هر کدام داشته اند! هر چند با این سن کم ولی تا دلتان بخواهد با گونه های مختلفی از ایشان مانوس بوده ام - دسته اول که تعدادشان هم متاسفانه زیاد نیست "مدیران موفق" هستند که ثمره کارهایشان هر چند دیربازده ولی قابل اتکا و روشن است. هر جا بوده اند تحول ایجاد کرده اند و مبارزه داشته اند و مجموعه ها را چند گام رو به جلو برده اند و احیا کرده اند! - دسته دوم "مدیران نیمه موفق" هستند که توانایی کارهای بزرگ دارند ولی شهامت و جربزه لازم را به خرج نمیدهند! گاهی از روی ترس از دست دادن موقعیت و جایگاه، گاهی از روی فقدان مهارت کافی و گاهی هم هر چند واقعا پاک دست اما نسبت به جایگاهشان قدکوتاه هستند و مرد میدانی که به آن ها سپرده شده حداقل در زمان پذیرش این مسئولیت، نیستند! - دسته سوم که درصد قابل توجهی از مدیران فعلی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند "مدیران متوهمند" ؛ اینها شکست خوردگانی هستند که توهم موفقیت دارند و هیچ گونه نمیتوانید در مخشان فرو کنید که باید تغییری ایجاد کنند! اینها کارها را پرقدرت شروع میکنند و ادای مبارزه با ساختارهای فشل را درمی آورند ولی با نگاه های پروژه ای و بی هدف به نیمه نرسانده رها کرده و ایده‌ی دیگری را استارت میزنند تا آن را هم ذبح کنند و به گند بکشانند! برای شما جالب است که بگویم اتفاقا عمده این عزیزانِ پرادعا از رفقا و جوانان خوش آتیه ای هستند که فکر میکردید اگر سر کار بیایند چه شاهکاری خواهند کرد! - دسته چهارم هم "مدیران شکست خورده"ای هستند که حتی خودشان هم التفات به شکستشان دارند ولی از آن صندلی لامصبِ مسئولیت پا نمیشوند! اینها نه حالی برای کار کردن دارند نه حوصله ای برای پیشرفت! ورشکستگانی که عمر خود را کرده اند و فقط میتوانید در جایگاه اِشغال پست ها به حسابشان بیاورید مثل خیلی از مدیران دولت قبل‌! میخواستم به اینجا برسم👇👇
پ.ن: محمدمیثم میثمی از مدیران موفقی است که حسرت کار کردن با او تا ابد در دلتان باقی خواهد ماند. از نیروهایش تیمی قدرتمند میسازد که تا کار را به انتها نرسانند خواب و زندگی را بر خود حرام میکنند! هر چند انقدر هوای خانواده های تیمش را هم دارد که هیچ کدام از خانواده های ما از کار کردن با رییس میثمی نمی نالند! فشار کار را نه انقدر زیاد میکند که همه ۱۲ ساعت سر کار باشند نه انقدر کم میکند که هر روز، اداری بار بیایی. حواسش جمع جمع، به هیچ کاری نصفه کاره چنگ نمیزند، خود را وقف مسئولیتش میکند و در عین سختی های کار همه بچه ها چشمشان به او که یک اشاره کند! هم اعتماد کامل به او دارند هم آماده هزینه دادن و جان نثاری برای او هستند حتی اگر کار آنطور که باید، درنیاید! به مناسبت بی انصافی و قضاوتی که علیه او شنیدم خواستم بگویم اگر همه دنیا هم علیه او صحبت کنند ما میفهمیم میثمی چگونه همه را آرزو بر دل گذاشته! آرزوی تکرار یک دهم از موفقیت او در پروژه هایی مثل عصرهای کریسکان با این تیم بی نظیر که مانندش را سراغ ندارم بر سینه‌شان سنگینی میکند! دوستت داریم رییس❤ هر چند فعلا موقعیت فراهم نیست اما دوست دارم باز هم با این تیم، با سجاد و محسن و با همه کسانی که انقدر خوب توسط شما چیده میشوند که آدم کِیف میکند؛ کنار شما کار کنم.. عکس ها را جهت انبساط خاطر از سفر کردستان انتخاب کردم و شاید رفع خستگی رفقایی که میدانم این چند وقت خیلی اذیت شدند! گرچه عکس های بهتری هم بود که ترسیدم کله ام رو بکَنن!😅 ضمنا خداقوت به آقاهادی عزیز بابت رونمایی از تقریظ کتاب خاتون و قوماندان💪
🌀 دکور یادواره شهدای مدرسه علمیه الهادی 📝 شعر و شعار انتخاب‌شده برای این مراسم: ای خصم مرا ز مرگ می‌ترسانی؟ عمامه‌ی بر سرم برایم کفن است
میلاد از رفقای نایاب روزگار است. وقتی کنارت هست تکیه‌گاهی مثل یک کوه داری، میتوانی با خیال راحت به او تکیه کنی و مطمئن باشی که کارها به بهترین شکل به سرانجام خواهد رسید. برایم انقدر آرامش بخش است که وقتی فشارهای ذهنم فوران میکند میدانم میلاد خونم کم شده! باید بروم برایم حرف بزند تحلیل کند تا به استقرار برسم. اگر مسئولیتی قبول کند مدیربالادستی خاطرش جمع است هیچ کس به اندازه او درکش نمیکند و وظیفه اش را بهتر از هر کسی انجام میدهد! حالا درست خلاف علی که انقدر ایده‌ی جذاب به کار اضافه میکند یکهو وسطش میبینی وسط کار دیگری هستی🤣😜 ولی همیشه در ذهنم این دونفر به همراه مجتبی (البته به انضمام همراهان و تیم های هر کداممان) یک ترکیب کامل برای شروع حرکت های درجه یک و ماندگار محسوب میشوند! امیدوارم موقعیتی برای اثباتش در آینده هم وجود داشته باشد تصویری که میبینید مربیان پنج سال اخیر قرارگاه ملی اتحادیه هستند! به عبارتی در مجموع ما با حدود ۴۰۰، ۵۰۰ دانش آموز زبده و شاید نخبه سر و کار داشته ایم! تقریبا هم مدل واحدی پیاده کرده ایم و دردهای مشترکی داشته ایم! با همه کاستی ها چه بخواهیم چه نخواهیم باید پاسخگوی این سال ها باشیم و گردنمان از مو باریک تر😅 اما حداقل میتوانیم ادعا کنیم حرف برای گفتن زیاد داریم و هر چه در چنته داشته ایم به میدان آورده ایم و خروجی های قابل قبولی تحویل داده ایم! به بچه ها میگویم به لطف خدا رمز اول این نیمچه موفقیت "رفاقت" و "اعتماد" بوده! چیزی که در این دوره زمانه کمتر پیدا میشود!
1️⃣ یکی از مفاهیمی که مدت ها پیش حاج آقای حاج‌علی‌اکبری راجع به تربیت دانش آموزان، مورد تاکید قرار میدادند و در سال ۹۲ به کتابی تبدیل شد و در طی این سال ها هم بارها از ایشان شنیده ام با عنوان "تربیت حماسی" خلق شده است. مدتی قبل در پاسخ به دغدغه‌ی یکی از اساتید و دوستان عزیز عرض کرده بودم که اگر شرایط، مساعد بود تمایل داشتم پژوهش بلندمدت و مفصلی ذیل این عبارت انجام میدادم‌ چرا که گمشده تربیتی این روزها در نوجوانان و یک راهبرد عملیاتی برای اصلاح و پرورش نسل اخیر به نظر میرسد! اگر بتوانم و حوصله ای کنم بنا دارم چند ریزعنوان پژوهشی جدید، ذیل مبحث تربیت حماسی را در کانال مرور کنم! شاید برای اهالی تعلیم و تربیت ریزموضوع خوبی برای تحقیق و تامل باشد که تکمیل کنند و ما هم استفاده کنیم. قبل از بیان این ریزعنوان ها چند روزی به شرح مقدمات بحث میپردازم تا اهمیت موضوع روشن شود... حدود ۸ ماه، فقط جمع آوری و نوشتن فیش های اولیه به طول انجامیده. امید که مورد استفاده قرار بگیرد ان شاءالله. (ناموسا اگه استقبال نمیکنید و به دردتون نمیخوره بگید ادامه ندم🤪🧐) مفهوم شناسی اجمالی حماسه: این اثیر در جلد اول کتاب نهایه برای دو طایفه‌ی عرب، واژه "حمس" (جمع احمس) را به کار برده که آنان به این دلیل این گونه نامیده میشدند که در دین خود تحمس یعنی شدت و استواری و شجاعت داشتند. عادتشان این بود که در مزدلفه وقوف میکردند و به عرفات نمیرفتند و میگفتند: ما اهل خداییم و از حرم بیرون نمیشویم و... به نظر میرسد طبق توضیح مفصل ابن اثیر و آنچه در فرهنگ لغات قاموس آمده "اهل حماسه" دارای خصلت هایی چون استقامت، بی باکی و حرکات هایی خلاف عادت بودند. شهید مطهری درباره معنای لغوی حماسه میگوید: کلمه حماسه به معنای شدت و صلابت است و گاه به معنای شجاعت و حمیت استعمال میشود‌. استاد شهید در جای دیگری فرموده‌اند: حماسه افتخار و نازیدن به چیزی یا موضوعی است که یاداوری آن در روح، هیجان به وجود آورد و انسان را به حرکت وادارد و آماده دفاع کند لذا اصولا حماسه در زمانی ایجاد میشود که انتظار آن نمی رود! (حماسه حسینی جلد 3، ص 331) حالا؛ در واژگان تخصصی تعلیم و تربیت، انسان حماسی به چه کسی میگویند؟! خواهم گفت خدا بخواد..
در ۲۵ شوال ۱۳۸۲ قمری در عزای شیخ الائمه امام صادق علیه السلام نیروهای وحشی پهلوی به مدرسه فیضیه حمله کردند و شاگردان امام صادق را به خاک وخون کشیدند. پیام امام درپی این واقعه تکان دهنده‌ سال ۴۲ که نقطه عطفی در روزهای مشتعل‌شدن این نهضت بود، خواندنی ست: "ناراحت و نگران نشوید مضطرب نگردید ترس و هراس را ازخود دور کنید‌‎ ‎‌شما پیرو پیشوایانی هستید که دربرابر مصایب و فجایع، صبرواستقامت کردند که آنچه ما‌‎ ‎‌امروز میبینیم نسبت به آن چیزی نیست. پیشوایان بزرگوار ما حوادثی چون روزعاشورا‌‎ ‎‌وشب یازدهم محرم را پشت سر گذاشته‌اند و درراه دین خدا یک چنان مصایبی را‌‎ ‎‌تحمل کرده اند شما امروز چه میگویید؟ از چه می ترسید؟ برای چه مضطربید؟ عیب‌‎ ‎‌است برای کسانی که ادعای پیروی از حضرت امیر و امام‌‎ ‎‌حسین را دارند در برابر این نوع اعمال رسوا و فضاحت آمیز دستگاه‌‎ ‎‌حاکمه، خود را ببازند. دستگاه حاکمه با ارتکاب این جنایت خود را رسوا و مفتضح‌‎ ‎‌ساخت و ماهیت چنگیزی خود را به خوبی نشان داد. دستگاه جبار با دست زدن به این‌‎ ‎‌فاجعه، شکست و نابودی خود را حتمی ساخت. ما پیروز شدیم؛ ما ازخدا می خواستیم‌‎ ‎‌که این دستگاه ماهیت خود را بروز دهد وخود را رسوا کند.‌ ‌‌بزرگان اسلام ما، در راه حفظ اسلام واحکام قرآن کریم کشته شدند زندان رفتند ‎‌فداکاریها کردند تا توانستند اسلام را تا به امروز حفظ کنند و به دست ما برسانند. امروز‌‎ ‎‌وظیفۀ ماست که دربرابر خطراتی که متوجه اسلام و مسلمین می باشد برای تحمل‌‎ ‎‌هرگونه ناملایمات آماده باشیم تابتوانیم دست خائنین به اسلام را قطع نماییم و جلو‌‎ی ‎‌اغراض و مطامع آنها را بگیریم."
‍ ‌‌♦️هو العلی العظیم‌‌♦️ چه خوب است برای یک بار در این هنگامه ی پر طمطراق سایه های چنبره زده بر وجود شکننده ات، به قوت آسمانی نهادینه شده در عمیق ترین لایه های هستی ات اعتماد کنی. دست عیسوی ات را از درون،برون کشی و ابرهای متراکم تیره و تار در پیش چشمانت را کنار بزنی، جایگاه نورت را بیابی آنجا بدون اینکه دیگران بدانند بنشینی و بی صدا در مرکز و کانون خویشتن سفر کنی. آنجاست که افکار آرام آرام تبدیل به اصوات می شوند در ابتدا شلوغند و جهت دار و مبهم در ادامه وقتی قوت جمع کردن یافتی،خاطره ها در مدار صحیح خویش قرار می گیرند صوت ها تبدیل به دیدنی ها می شوند و سخن از رازی مرموز در مکنون وجودت خواهند گفت. اسراری که ده ها هزار سالست ابلیسیان آن را به هزار شگرد از انسان پنهان می دارند. اگر قوت تمرکز و تطبیق عالم های نهفته در وجودت روزی ات باشد، خواهی دید که هستی از افق ادراکی ات به زبان فهم تو با تو سخن می گوید. در آنجاست که معلوم می شود قرآن کریم چیست و حاملان آن چه شاهکاری برای انسان آورده اند. زحمت این رجوع را کلمات آن به عهده می گیرند و راه را برای رسیدن به خاموشیِ کانون هموار می کنند. در آن طوفان و گردباد سهمگین لایه ی زیرین که خود را محبوس و اسیر آن می پنداشتی و گمان می کردی که بی اعتباری ات نزد اهل اعتبار جراحتی به ساحت حرکت آسمانی ات وارد کرده است، نوایی زلال را می شنوی که از پیوستن جمله ی کیهان و اکوان در برابر تو به شکل کلماتی هویدا می شوند که هزاران بار آن را دیده بودی اما ندیده بودی: "ما ودّعک ربک و ما قلی" حضرت غیب الغیوبی عالم که مشرف به ساحت ظاهر هاست هیچ گاه تو را رها نکرده و هیچ گاه بر چشمه ی وجودت خشمگین نبوده است. تو در دایره ی قضاوت های تلخ از خویشتن محبوس شده ای و این تلقین مکرر هزار باره که هر روز در برابرت قد علم کرده و اعماق وجودت را زخمی و در هم شکسته می کند ،همان شگردی است که شیطان در اردوگاه عدم ها برای رهاندن خویش از غم تنهایی هزاران ساله اش  به وسیله ی آن لشکر کشی می کند. تردید نداشته باش که تحفه ای هستی برای خویشتن، که نمونه ی مشابه در ازل و ابد نداشته ای. سفرت را آغاز کن و بدان بی توجهی های دیگران و روی گرداندن های آنان از تو، هدیه ای لاهوتی برای توست که اگر مخزن رموز آن را در هم شکنی،گوهرهای لایزالی غیرت و عشق خدا نسبت به خودت را در آن خواهی یافت که او میخواهد برای او باشی. که اگر با او باشی با همه ای و اگر بی او بودی،وجهه داشتن نزد نیستی ها جز طنزی تلخ برای اهل حقیقت نیست. خودت را باور نکن! بلکه خود الهی ات را جستجو کن و به آن باور داشته باش و بدان هیچ گاه رها نشده ای و بی دلیل در این چینش راز آلود کثرات در این زمان و مکان خویشتن را ادراک نمی کنی. این ترکیب ماورایی الفاظ را که هزاران هزارا عالم را در پس خویش پنهان کرده اند هر روز به تعداد نفس هایت زمزمه کن: ما ودّعک ربک و ما قلی(سوره ی ضحی) و  رسالت مخصوص خویش را از ورای تجلی آن کشف کن. المکتوبات فی النجف الاشرف @m_h_esfahani
2️⃣ شهید مطهری در ادامه اشاره کرده است: یک شخصیت حماسی، آن کسی است که در روحش این موج وجود دارد؛ یک روحیه متموجی از عظمت، شجاعت، خرق عادت و حس دفاع از حقوق خود و دیگران و نیز حس عدالتخواهی.. در واقع حماسه، کیفیتی از زیستن و حکایتی از قوت روح است. انسان حماسی، بی تفاوت نیست؛ روزمرگی، سستی و اخوت را به رسمیت نمیشناسد؛ بیش از همه از تکلیف‌گریزی و عافیت طلبی گریزان است. انسان حماسی دارای روحی بزرگ است؛ از هر چه حقیر است نفرت دارد؛ کوله بار رنج و محت را بر جسم خویش تحمل میکند. انسان حماسی درد دارد؛ او حقیقتا انسان است؛ نسبت به وضعیت موجود رضایت ندارد؛ سکون را نمیپسندد؛ همواره به افقی برتر چشم دارد؛ می‌شورد و می‌شوراند و نمی‌تواند بی اعتنا بماند. پس حماسه به منزله شعله ای در میان تاریکی است و حرکتی در خلال سکون ها و سکوت های مرگبار. (سیدمهدی موسوی، تربیت حماسی الگوی تربیت مهدوی) شهید بهشتی در چند سخنرانی مفصل که برخی در کتاب نقش آزادی در تربیت کودکان اشاره شده با تعابیر دیگری این مطالب را تکرار میکند. در یکی از سخنرانی هایشان فرموده‌اند: اسلام نوجوان فضول بار می‌آورد! شما را به خدا در این کلاس ها یک مشت انسان های قالبی خاک برسر نسازید! انسان بسازید نه یک مشت انسان نمای قالبی ابزاری که در فلان مدل مشخص درس میخواند در فلان مدل مشخص پسر خوبی در خانه است و مودب بار آمده و باب میل شما رفتار میکند و با فلان مدل یک دانشمندی، پروفسوری، مهندسی، رزمی کاری چیزی میشود! بشریت انسان پویای آزاد میخواهد! فرصت اظهارنظر کردن، حرف پَرت زدن، استدلال غلط کردن میخواهد تا در آینده لجوج و پرخاشگر و متعصب و سطحی بار نیاید! پدرمادرها، آقا و خانم ها این بچه ها اگر با این منش انتخاب و حُریت بار نیایند در آینده روبروی شما خواهند ایستاد! حجت الاسلام حاج علی اکبری با اشاره به همین تعبیرات در مصاحبه ای تحت عنوان "تربیت حماسی؛ چرایی چیستی عناصر و ابعاد" تکمیل میکند: من از آن (نوجوان فضول شهیدبهشتی) تعبیر میکنم به "تربیت پویا و نقاد" که در مقابل تربیت تسلیم خواه و محدودکننده قرار دارد‌. انسان حماسی با یک دغدغه مندی و روحیه انتقادی و پویایی در عمل، شجاعت در شکستن عادت ها را دارد که اتفاقا از خودش شروع میشود و به محیط اطرافش میرسد. اول در خودش حماسه ایجاد میکند یعنی معمولی زندگی نکند‌ که فقط بخورد و بخوابد و درس بخواند و ورزش کند! فکرش، روحش، قلبش را پرورش میدهد و در وهله دوم در هر محیطی که قرار میگیرد این حماسه سازی را عملیاتی میکند. تا اینجا حماسه و اهلش رو تعریف کردیم. یکی دو فیش دیگه در ضرورت تربیت حماسی و مقدمات بحث جلو میریم بعد به چند گونه اساسی ذیل تربیت حماسی اشاره خواهم کرد ان شاءالله
خانه های آن کسانی می خورد دَر بیشتر که به سائل می دهند از هر چه بهتر بیشتر عرض حاجت می کنم آنجا که صاحبخانه اش پاسخ یک می دهد با ده برابر بیشتر گاه گاهی که به درگاه کریمی می روم راه می پویم نه با پا، بلکه با سر بیشتر زیر دین چهارده معصومم اما گردنم زیر دین حضرت موسی بن جعفر بیشتر گردنم زیر دین آن امامی هست که داده در ایران ما طوبای او بَر، بیشتر آن امامی که فِداکِ گفتنش رو به قم است با سلامش می کند قم را مُنوَّر، بیشتر من برایش مصرعی می گویم و رد می شوم لطف باباهاست معمولا به دختر بیشتر
برادر عزیزمون حاج آقا سلمان زارع ابلاغ کردند: " من که به عده ای از فارغ التحصیلانی که به فکر دوماد شدنشون نبودن، روزشون رو تبریک گفتم... شما رو نمیدونم! " کوچولوها گوششون رو بگیرن.. تیم های اول و دوم تحویل بگیرن! زشته! پیرمرد شدید دیگه علی الخصوص: حاج مهدی گلستانی و حاج علی صداقت کنار هم از بسیج دانشگاه تهران😅😁 محمدامین بختیاری از وسط متروی تهران ورامین!😬 امیرحسین حاتمی زاده از تریبون نماز جمعه هشتگرد در رشته آبیاری نمیدونم چی چی😝😊 محمدصالح عبداللهی با سود خالص ظرف های سلف دانشگاه امام صادق🤐😜 علی صباغان با مسئولیت جدید و حال شهدایی و هویزه و این چیزا🤪 امیرعباس غرایاق از وسط نقشه های نمایشگاه به عنوان یک جذاب لعنتی😋 طاها لقایی از وسط دانشگاه مشهد که فقط خودش میدونه داره چه غلطی میکنه😄 محمدمهدی اولادیان با پیچوندناش از مسجد دماوند🤕 حاج رسول و حاج علی و حاج مرتضی و حاج مسیح که توی این ۴ ، ۵ سال هیچ جلسه ای رو به اندازه جلسه‌ی مقدمات ازدواج پیگیر نبودند🤣 سیدامیررضای رضوی سلطانی که قراره حماسه شهیدفهمیده رو تکرار کنه😂 امیرمحمد شعاعی که فقط ضربه های نهایی مونده و تمومه💪 داداشای مهدی زاده که گفتم بهشون دوقلوی خوب گیر نمیاد الکی نگردن😆 محمدحسین حبیبی که حتی تایم خاستگاری و عقد و ازدواجشم توبرنامه اش معلومه🙃 محمدرضای چمنی که اگه جلوشو نگرفته بودم الان خانومش ماشین طرح مادران برنده شده بود🤦‍♂️ حاج مهدی ممدوحی و حاج علی پهلوان که فقط مانعشون منم خودشون از خدا خواسته😅 دیگه بقیه تیم ها زودشونه یه چندتا عروسی از همین تیم اول و دوم دانشجویی-طلبگی دربیاد امسال بسه! حالا نکته جالبش اینه دوتا عروسی قطعی امسال ان‌شاءالله محمداکبری و محمدامین رستم پور از تیم سومند🤨🤥 نکنید این کارها رو. حرمت متقدمین و السابقون رو نگه دارید😛🤨 تک تک اینایی که گفتم وقتشه برن خونه‌ی بخت. تنبلی نکنند لطفا!😠
برای با تو بودن من به هر در میزنم؛ حتی "فلسطین" میشوم اما؛ به "اِشغالم" نمی‌آیی..
3️⃣ در باب ضرورت اینگونه تربیت در عصر حاضر باید بگوییم: انتظار و ایستادگی انسان در عصر غیبت، مسئله ای ساده و عادی نیست بلکه خود از جنس کارها و فعالیت‌های حماسی و جهادی است. همچنین آماده شدن و زمینه سازی اجتماع برای ظهور نیز جز با روحیه حماسی امری غیر ممکن است. ظهور موعود بزرگ‌ترین حماسه تاریخ بشر است و منتظران ظهور و زمینه سازان آن حماسه سازان تاریخ‌اند. حماسه ای که بر نفی وضع موجود حاکم بر جهان و عدم انقیاد و سازش در برابر ظالمان و همدردی و همدلی با مظلومان استوار است. به راستی کسی که فقط در قالب و مدل مدنظر خودش بدون توجه به اطرافش رشد میکند میتواند چنین دغدغه بزرگی در خود بپروارند؟! چنین تربیتی بر دوری از انزوا و گوشه گیری تاکید دارد و حضور موثر در روابط و مناسبات اجتماعی و تقابل حق و باطل و اصلاح طلبی را در بر پایه قرار داده است. در این راستا به تشکل حق و جمع گرایی و ایجاد صفوف واحد در مصاف با جبهه باطل، حرکت بر مقتضیات زمان و نو به نو کردن راهبردها و برنامه ها، پرهیز از کهنه گرایی، پاسخ به شبهات و حیرت افکنی ها و بر عمومی ساختن فرهنگ مهدویت کوشش دارند و بنا بوده با تشکیل حکومت و نظام سیاسی زمینه سازی را تمام کنند. بنابراین صدر و ساقه آموزه مهدویت با حماسه و مجاهدت، صلابت و شور گره خورده است. پس هم انتظار، هم زمینه سازی ظهور و هم آمادگی برای درک حضور باید بر اساس الگوی حماسه و حماسه سازی شکل گیرد. از این رو نظام تربیت مهدوی به حماسه سازی معطوف میشود یعنی باید در تربیت، الگویی مبتنی بر آمادگی روحی معرفتی و رفتاری برای حماسه سازی و یاری رسانی به موعود منتظر به کار گرفته شود و روشن است که این حماسه‌سازی و یاری رسانی تنها محدود به زمان ظهور نیست بلکه دوران غیبت را نیز شامل میشود. از این رو الگوی تربیت مهدوی را میتوان تربیت حماسی نامید چرا که شرط اساسی در حماسه سازی تربیت حماسیِ حماسه سازان آینده است. بنابراین باید در تربیت منتظران و زمینه سازان ظهور عناصر مشترک و کلیدی حماسه سازی را تقویت کرد و توسعه داد تا زمينه‌ی حماسه‌ی ظهور ایجاد شود. از جمله دلایل بر این مدعا - که تربیت حماسی الگوی جامع تربیت مهدوی است - این است که همه حماسه های بزرگ و به خصوص حماسه های دینی بر دوش انسان های تربیت شده ای بوده است که از ویژگی‌های حماسی برخوردار بوده اند چنان که قرآن کریم می فرماید و کاین من نبی قاتل معه ريون كثير فما وهنوا لمَا أَصَابَهُمْ في سبيل اللهِ وَمَا ضعُفُوا وما استكانوا والله يحب الصابرین (۱۴۶ آل عمران) و چه بسیار پیامبرانی که همراه او توده های انبوه، کارزار کردند؛ و در برابر آن چه در راه خدا بدیشان رسید، سستی نورزیدند و ناتوان نشدند و تسلیم دشمن نگردیده اند، و خداوند شکیبایان را دوست دارد. با مطالعه تاریخ صدر اسلام، شخصیت هایی چون حمزه سیدالشهدا و مالک اشتر را می بینیم که مصداق این آیه شریفه اند و از همه برجسته تر حماسه سازان حسینی در نهضت عاشورا هستند. استاد مطهری معتقد است: شخصیت حسین (علیه السلام) و تاریخچه حسين (علیه السلام) حماسی بود؛ یعنی در روح ها غیرت مردانگی (و) آزادگی بخشید و بردگی و ترس را از میان برد و خون ها را به جوش آورد. به این نحو که حماسه اسلام را احیا کرد، به روح ها شخصیت، حریت، غیرت و آزادگی ایده آل داد و خون ها را به جوش آورد؛ رخوت را از بدن ها گرفت و روح ها را به حرکت در آورد. از آن جا که بیشترین شباهت یاوران امام مهدی (ارواحنا فداه) به یاران امام حسین (علیه السلام) یا به بیانی دیگر، شباهت میان حماسه حسینی و حماسه مهدوی شعار مشترك یا لثارات الحسین است، از این رو ویژگی هایی که در روایات برای منتظران واقعی و زمینه سازان ظهور و یاوران حضرت حجت ذکر شده همگی نشانه های یک انسان حماسی و مجاهد است.
4_5901974733372526454.mp3
22.47M
ْ استراتژی میدانی خداوند برای رهایی بندگانش از بن بست های روح، بلکه کل بن بست ها، خلق حسین بن علی است. یا عبادالله! متنعم شوید از حسین که اگر تشنه از آب گوارا ننوشد و به هلاکت افتد، خودش تقصیر کرده و مستحق ملامت است. آب مایه حیات است یعنی حسین آفريده شد برای حیات بشریت. برای آنها که زمین گیرِ عادات خود شده اند، برای آنها که دچار رکود روح شده اند و در باتلاق ضعف ها و تکرار ها گرفتار آمده اند می گویم: اگر حسین ندارید نگران باشید. زین پس بجای حسین بن علی بگویید مُحیی القلوب، بگویید محیی الأموات. ْ @mosannef
انقدر بود که نمیشد فقط به استوری ایسنتا اکتفا کرد. من از این جمع فقط مهدی گلستانی رو میشناسم که حالا بچه های تیمش بهش میگن حاج مهدی! شاید نهایت یکی دوباری که دانشگاه براشون منبر رفتم، دیده باشمشون و چندباری هم تلفنی با عشوری حرف زده باشم. خلاصه‌ی قصه اینه هیچ دخل و سنمی به هم نداریم و نخواهیم داشت اما انقدر میفهمم که حال و هوای خوبی دارند! خودشون الان متوجه نمیشن اما مجموعه های زیادی هستند که چه بسا بهتر و قوی تر از این بچه ها کار می‌کنند ولی حال خوبی ندارند! نعمتیه واسه خودش! شاید حاصل شمه هایی از اخلاصشون باشه، شاید حاصل رشدی که با استقامت و تحمل فشارها کرده‌ان، شاید بابت سرسپردگی به آرزوها و آرمان هاشون و هزارتا شاید دیگه که قابل محاسبه‌ی مادی نیست و رنگ الهی داره (صبغة الله و من احسن من الله صبغة...) اما مهدی... امیدوارم بزرگش کرده باشه این یک سال مسئولیت! یک سالی که ناخودآگاه چندتا چالش جدی براش داشت که از تجمع ها و میدون داری هاش شروع شد تا تهدیدها و فحش هایی که خورد و داد و مطالبه کرد! به خودشم گفتم که این موقعیت پیش بینی نشده یک موهبت الهی بوده که باید به فال نیک بگیره و ازش درس بگیره. همیشه مکررا به تیم های دانشجویی عرض کردم که فرصت کنش دانشجویی توی این تشکل ها رو از دست ندن تا ساخته بشن. قرار گرفتن توی این موقعیت های خواسته و ناخواسته، باطن آدم ها رو نشون میده؛ تازه اینجاست مجبوری تواوج فرماندهی و کانون توجه‌بودن بری یه گوشی بشینی و خودتو درمان کنی! امیدوارم مهدی هم به درمان روحش سرعت ببخشه! تبریک به علی آقای صداقت که سال بعد از این حرف ها میخوام براش بزنم..