eitaa logo
شـهداۍ گـمـنـام ( زندگی به سبڪ شهدا )
1.9هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
3.6هزار ویدیو
38 فایل
•❤️|شـهیـد ســید مــرتـضـے آویـنــے: در عالمـ رازےاست کہ جز بـہ بهـای خــون فـــــاش نمـیشـود.💖 ایــنــجــا⇦ 『قـطـعـہ‌اےاز بـهشـ😍ــت』 『شـهـدای گمنـام』(زندگی به سبـ💚ــڪ شهـدا) 🌹°تخریب چی ڪانال ☜ @Khomool2 🌹°بیسیم چی ڪانال ☜ @Hasibaa2
مشاهده در ایتا
دانلود
7.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱ 🎥 اثری زیبا و کوتاه، ساخته شده بر اساس داستان زندگی یک شهید 🌺پیشنهاد میکنم حتما دختر خانومهای جوان ببینند ┄┅═✧❁🎼❁✧═┅┄ @parastohae_ashegh313 ┄┅═✧❁🎼❁✧═┅┄
: #مهدےجانم❤️ ✨دل را پر از طراوٺ عطر حضور ڪن ❣آقا تو را بہ حضرٺ زهرا ظهور ڪن ✨آخر ڪجایے اے گل خوشبوے فاطمہ ❣برگرد و شهر را پر از امواج نور ڪن ✨شب بخیر امپراطورم✨ @parastohae_ashegh313
درشهرِ ڪوچڪـِ خود گمنام بود... حالا دنیــــ🌏ـــــا او را می‌شناسد آری شهـــ🕊ـــادت با آدمی چنین میڪند هرچـه #گمنام‌ـتر مشهورتـــ❤️ـــر #شهید_ابراهیم_هادی #گمنامی_بجوییم #صبحتون_شهدایی @parastohae_ashegh313
⭕️همراه ما اومده بود عقب. بايد يک کم استراحت می‌کردیم و دوباره می‌رفتیم جلو. قوطی کنسرو رو باز کردم و گرفتم طرف حاجی. نگاهم کرد. گفت: "شما بخورين. من خوراکی دارم." دستمالش رو باز کرد. نون و پنيری بود که چند روز قبل داده بودند! ┄┅═✧❁🎼❁✧═┅┄ @parastohae_ashegh313 ┄┅═✧❁🎼❁✧═┅┄
به مصطفی می‌گفتم: «من نمی‌گویم خانه مجلل باشد، ولی یک مبل داشته باشد که ما چیز بدی از اسلام نشان نداده باشیم که بگویند مسلمان‌ها چیزی ندارند، بدبختند مصطفی به شدت مخالف بود، می‌گفت: «چرا ما این همه عقده داریم؟ چرا می‌خواهیم با انجام چیزی که دیگران می‌خواهند یا می‌پسندند نشان دهیم خوبیم؟ این آداب و رسوم ماست نگاه کنید این زمین چقدر تمیز است مرتب و قشنگ. این طوری زحمت شما هم کم می‌شود، گرد و خاک کفش هم نمی‌آید روی فرش». ما مجسمه‌های خیلی زیبا داشتیم که بابا از آفریقا آورده بود. خودمان دوتا همه را شکستیم. می‌گفت: «این‌ها برای چه؟ زینت خانه باید قرآن باشد به رسم اسلام. به همین سادگی وقتی مادرم گفت: «شما پول ندارید من برایتان وسایل خانه می‌آورم مصطفی رنجید گفت: «مساله پولش نیست مساله زندگی من است که نمی‌خواهم عوض شود». ┄┅═✧❁🖤❁✧═┅┄ @parastohae_ashegh313 ┄┅═✧❁🖤❁✧═┅┄
11.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#انیمیشن_شهید ۲ 🎥 برش‌هایی از زندگی سردار شهید محمدناصر ناصری 🌺 در این انیمیشنِ کوتاه به چند ویژگی ناب که یک #نیروی_انقلابی باید برای انجام کارهای تاثیرگذار فرهنگی داشته باشد ، اشاره شده. از جمله: ✍ برخورد با پارتی بازی و استفاده ی یکسان از بیت المال همگام با مردم ✍ پناه بردن به قرآن در مشکلات و عصبانیت‌ها که دستور اهل بیت (ع) هم هست ✍ تلاش برای تربیت و جذبِ حداکثریِ نیروی انقلابی و مجاهد ✍ پایبندی به اعتقادات در هر جای دنیا بدونِ خجالت کشیدن و .... ┄┅═✧❁🎼❁✧═┅┄ @parastohae_ashegh313 ┄┅═✧❁🎼❁✧═┅┄
💫ای شهیدان ، عشق مدیون شماست 💫هر چه ماداریم از خون شماست #شهدا_را_یاد_کنیم_بایک_صلوات #شبتون_شهدایی @parastohae_ashegh313
صبح ها🌤 دلواپسی‌هایم را در عطر نگاهت گم می کنم و با صبح بخیر چشمانت نَفَس می‌گیرم😊 #شهید_ابراهیم_هادی ❤ #صبحتون_شهدایی ❤ ─┅═ೋ❅♥️❅ೋ═┅─ @parastohae_ashegh313 ─┅═ೋ❅♥️❅ೋ═┅─
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شـهداۍ گـمـنـام ( زندگی به سبڪ شهدا )
✨﷽✨ #داستان_واقعی #رمان_عاشقانه‌ای_برای_تو 💖═══════💖═══════💖 #قسمت_دهم 《معنای تعهد》 📌گل خریدن ت
✨﷽✨ 💖═══════💖═══════💖 《زندگی با طعم باروت》 📌از ایرانی‌های توی دانشگاه یا از قولشون زیاد شنیده بودم که امیرحسین رو مسخره می‌کردن و می‌گفتن: ماشین جنگیه ... بوی باروت میده ... توی عصر تحجر و شتر گیر کرده و ... .😳 ولی هیچ وقت حرف‌هاشون واسم مهم نبود ... امیرحسین اونقدر خوب بود که می‌تونستم قسم بخورم فرشته‌ای با تجسم مردانه است ... . اما یه چیز آزارم می‌داد😐 ... تنش پر از زخم بود ... بالاخره یه روز تصمیم گرفتم و ازش سؤال کردم ... باورم نمی‌شد چند ماه با چنین مردی زندگی کرده بودم ... . توی شانزده سالگی در جنگ💥، اسیر میشه ... به خاطر سرسختی، خیلی جلوی بعثی‌ها ایستاده بود و تمام اون زخمها جای شلاق‌هایی بود که با کابل زده بودنش ... جای سوختگی🔥 ... و از همه عجیب‌تر زمانی بود که گفت؛ به خاطر سیلی‌های زیاد، از یه گوش👂 هم ناشنواست ... و من اصلً متوجه نشده بودم ... .😳 باورم نمی‌شد امیرحسین آرام و مهربان من، جنگجوی سرسختی بوده که در نوجوانی این همه شکنجه شده باشه😔 ... و تنها دردش و لحظه سخت زندگیش، آزادیش باشه✌️ ... . زمانی که بعد از حدود ده سال اسارت، برمی‌گرده و می‌بینه رهبرش دیگه زنده نیست ... دردی که تحملش از اون همه شکنجه براش سخت‌تر بود ... .😭😔 وقتی این جملات رو می‌گفت، آرام آرام اشک می‌ریخت ... و این جلوه جدیدی بود که می‌دیدم ... جوان محکم، آرام، با محبت و سرسختی که بی پروا با اندوه سنگینی گریه می‌کرد ... .😭😭 اگر معنای تحجر، مردی مثل امیرحسین بود؛ من عاشق تحجر شده بودم ... عاشق بوی باروت😍 ☄ ✍ ... ⇩↯⇩ 💖═══════💖═══════💖 ┄┅═✧❁🎼❁✧═┅┄ @parastohae_ashegh313 ┄┅═✧❁🎼❁✧═┅┄