23.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹#زیارتنامهشهدا
🎙#سرداردلها
🌹#شهیدحاجقاسمسلیمانی
♥️ شادی ارواح طیبه شهدا اسلام ناب محمدی (ﷺ) مدافعان وطن حریم و حرم و امام شهیدان صلوات و فاتحه ای »قرائت بفرمائید.
#امامزمانعج
#اللهمعجللولیکالفرج
@parastohae_ashegh313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹#حاجحسینخرازی گفته بود تو عملیات خیبر (عملیاتی که از ناحیه دست جانباز شدند) فرشتهها اومدن روح منرو ببرن، من گفتم فعلا میخوام برای خدا بجنگم...
⁉️ مگه قرآن نفرمود وقتی اَجَل کسی برسه، فرشته مرگ یک لحظه بهش مهلت نمیده؟ پس مجاهد فی سبیلالله به کجا رسیده که به ملکالموت میگه من هنوز تو این دنیا کار دارم؟
🎙#راوی: حجتالاسلام #مهدوی_بیات
#شهید_آوینی درباره حاج حسین گفته بود:
💫 آن آستین خالی که با باد این سو و آن سو میشود، نشان مردانگیست. گاهی باد باید فقط به افتخار حسین خرازی بوزد تا نامردهای روزگار رسوا شوند.
🗓 ۸ اسفند،
#سالروزشهادت #شهیدحسینخرازی
#اللّٰهُمَّعَجِّلْلِوَلِیِّکَالْفَرَجُ
@parastohae_ashegh313
#شهیدمحمدعلیرهنمون:
🌷شنيده بودم #نــمــاز_اول_وقت برايش اهميت دارد،
ولی فكر نمی كردم اينقدر مصـــمم باشد! صدای #اذان کہ بلند شد همه را بلند كرد؛
💍انگار نہ انگار عروسی است،
آن هم عروسی خـــودش!
يكی را فرستاد جلو بقيہ هم پشت سرش،
#نماز_جـــماعتی شد بہ یاد ماندنی!!
#نماز_اول_وقت #سیرهشهدا
#اللهمعجللولیکالفرج
@parastohae_ashegh313
#قسمت242
اخلاص
عباس هادی
بــا ابراهيــم از ورزش صحبت مي كرديم. مي گفت: وقتــي براي ورزش يا مسابقات کشتي مي رفتم، هميشه با وضو بودم.
هميشــه هم قبل از مسابقات کشتي دو رکعت نماز مي خواندم. پرسيدم: چه نمازي؟! گفت: دو رکعت نماز مســتحبي! از خدا مي خواستم يك وقت تو مسابقه، حال کسي را نگيرم! ابراهيم به هيچ وجه گرد گنــاه نمي چرخيد. براي همين الگوئي براي تمام دوستان بود.
💙💙💙
حتي جائي که حرف از گناه زده مي شد سريع موضوع را عوض مي کرد. هر وقت مي ديد بچه ها مشغول غيبت کسي هستند مرتب مي گفت: صلوات بفرست! و يا به هر طريقي بحث را عوض مي کرد. هيچگاه از کسي بد نمي گفت، مگر به قصد اصلاح کردن.
هيچوقت لباس تنگ يا آستين کوتاه نمي پوشيد. بارها خودش را به کارهاي سخت مشغول مي کرد.
@parastohae_ashegh313
#شهیدحمیدباکری
... شهیدی که از شدت بیخوابی مویرگهای چشمش پاره شده بود و خون میآمد...
📗از کتاب: به مجنون گفتم زنده بمان صفحه 120
#سالروز_شهادت
#ششم_اسفند_1362
#اللهمعجللولیکالفرج
@parastohae_ashegh313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥#روایت تکان دهنده
🎙#حاجقاسمسلیمانی از مواجهه اش با یک پاسدار نمونه....
#اللهمعجللولیکالفرج
@parastohae_ashegh313
#خاطرهشهدایی
همسر شهیدباکری :
🌷روزی در حالی که آقا مهدی، از خانه بیرون میرفت به او گفتم: چیزهایی را که لازم داریم بخر، گفت: بنویس، خواستم با خودکاری که در جیبش بود بنویسم، با شتاب و هراس گفت:
💢 مال بیت المال است و استفاده شخصی از آن ممنوع است و حتی اجازه نداد چند کلمه با آن بنویسم.
#شهیدمهدیباکری
#اللهمعجللولیکالفرج
@parastohae_ashegh313
📘#کتاب_گویای «#نیمه_پنهان_ماه» #روایتگر زندگی #شهیدحسین_بصیر» از فرماندهان شجاع جنگ تحمیلی است که با پوشیدن لباس پاسداری و با ترسیم الگویی عملی از یک بسیجی حقیقی، مسئولیت و رسالت بزرگ دفاع از کشور را بر عهده گرفت. شنیدن این کتاب ارزشمند را به شما پیشنهاد می کنیم.
#اللهمعجللولیکالفرج
@parastohae_ashegh313
#فصل20
به مسجد جامع که رسید، خانم حكیمي را ديد. «ها... بهنام، باز پرنده گیر آوردي؟» بهنام لبخند تلخي زد. مي دانســت که آب براي نوشــیدن آدم ها هم کمیاب اســت. اما از ســهمیه ي خودش مي زد و به کبوتر و قناري و مرغ عشق هايي که از خانه ها پیدا مي کرد، مي داد. تكه نان خشــكیده اي را با مشت خرد کرد. يك پیاله آب بو گرفته و جلبك بســته گذاشت تو قفس. قناري ها به آب نوك زدند و سر بالا گرفتند. «دارند خدا را شكر مي کنند!» رسول نوراني گفت و کنار بهنام نشست. بهنام گفت:«چه خبر رسول؟» «بچه ها تو سنتاب با عراقي ها درگیر شده اند.» قناري هــا جان گرفتند. بهنام در قفس را باز کــرد. قناري ها را گرفت و بعد مشتش را رو به بالا باز کرد. قناري ها پرواز کردند. گنبد زخمي مسجد جامع را دور زدند و پر کشیدند طرف آسمان. رسول نوراني گفت: «من از خیابان آرش مي آيم. صالي و بچه ها آنجا هســتند. تشــنه اند. آمده ام آب ببرم.» «من مي برم، تو برو استراحت کن!» چشمان رسول از بي خوابي و خستگي، خون افتاده بود. کلمن را به بهنام داد و همان جا به ديوار تكیه داد و خوابش برد. بهنام، کلمن خودش را هم برداشت. چند خیابان و کوچه را گشت. خانه هاي زيادي را جســتجو کرد تا اين که در حــوض يكي از خانه ها، آب پیدا کرد. روي آب، جلبك بســته بود. آب بــو مي داد. دو کلمن را پر کــرد و به طرف خیابان آرش دويد.
🌹داستان شهید بهنام محمدی🌹
@parastohae_ashegh313