- 𝘱𝘢𝘳𝘢𝘻𝘪𝘵 -
___
با اینکه دو دست کوچکش را بستند !
دستش به کرم از همهکس بازتر است :)
- 𝘱𝘢𝘳𝘢𝘻𝘪𝘵 -
من جایی فهمیدم بزرگ شدم که بدون مامانم رفتم هیئت🗿💔
من جایی فهمیدم بزرگ شدم که دیگه مهد کبوترانه ی حرم رام ندادن💔