من و ماری موندیم مدرسه تا چهار
مریم قرار بود بیاد نیومد..
انقدر خندیدم امروز نزدیک بود شلوارمو خیس کنم🤣
یکی اومد گفت یه لحظه میای؟گفتم چرا؟گفت بیا رفتم پیشش گفت اون دوست من روت کراشه
بعد من اینجوری بودم که ای جان بگو بیاد جلو باهم آشنا شیم
ماری گفت یعنی چی بیا جلو؟؟یه کم خودتو بگیر حداقل جذبت حفظ شه انقدر زود پا نده😂😂
از اونجایی که تاحالا کسی بهم نگفته بود
نمیدونستم چجور باید برخورد کنم
و وقتی یارو گفت روت کراشه تو ذهنم اینطوری بودم که:خب ساحل الان چی بایییید بگی چی باید بگیی
#توگفتی
https://eitaa.com/pardox3/403 یه لبخند صدا دارم بزن که فک نکنه خودتو گرفتی
- ماسک دارم
- زینب ناهار چی اوردی امروز؟
+ میخوای بمونی؟
- آره
+ کشک بادمجون
- جوووون
+ یا ابلفضل
فاطمه که داشت به مکالممون گوش میداد رو به زینب: الی بمیرم برات😂😐