قفسه حکم قسمت box بازی های cube scape رو داشت. همه چی توش چپونده بودی ۳ مرغه تکون نمیتونست بخونه اصلا جا نمیشد تو قفسه نمیدونم از درش چجوری جاش کردی.
میخوابیدم رو تخت پتومو میزدم کنار میدیدم زیرش یه دسته حلزون گرد جمع شدن دارن عشق میکنن باهم.
اون خواب برام حکم کابوس داشت وقتی انیمهی uzumaki spiral into horrorرو دیده بودم.
- Paradox -
بعد از سوسک چندش ترینه
تازه من سامسور کردم قاطیش از این سوسکایی که رو تنه درخت بود هم بود.
شماها هم که میدونید خوابهای من چقدر واقعیه و حواس پنج گانم توشون فعاله؟ دست میزدم به اینا که بذارمشون تو قفس یه جوری حس لامسم کار میکرد که وقتی پوستم با بدن لزجشون تماس پیدا میکردم میخواستم جیغ بزنم.