#ناشناس
منم چند وقته پیش نمیدونم بختک بود چی بود داشت خفم میکرد چشمامو نمیتونستم باز کنم ولی یادمه مچ دستاشو گرفته بودم 🗿
- بهت افتخار میکنم که نذاشتی فرار کنه و محکم وایسادی.
#ناشناس
https://eitaa.com/pardox4/32958
آخه با چی وصل میشید که میتونید پیامم بدید
- همونایی که متقلبین میفرستیم.
#ناشناس
https://eitaa.com/pardox4/32958
یه مدته که همه چی قطعه واقعاااا اعصابم آرومه دیگه هم نیازی نمیبینم محض مطلع بودن از تفکرهای مختلف با یه عده حتی دمخور لحظه ای بشم 😂
فعلا همین یه نخود سلامت روانم از هرچیزی برام مهمتره
- واقعا تنها جنبه مثبتش همینه.
- Paradox -
#ناشناس منم چند وقته پیش نمیدونم بختک بود چی بود داشت خفم میکرد چشمامو نمیتونستم باز کنم ولی یادمه
در ادامه فرمود و صبح که بیدار شدم گلای رو تختی از ابیاری شبانه رشد بسزایی کرده بودند.
#ناشناس
ببین هر چقدر به ازدواج فکر میکنم اوکیما
فقط نمیدونم چرا با این که دست یه نامحرمو باید عادت کنم بگیرم کنار نمیام😂😂
فکر کن برای اولین بار دستت به یه غریبه بخوره بعد هی نباید با خودت بگی عوا خاک به سرم چون اتفاقی نیفتاده که بهت محرمه
- آبجی تو دیگه خیلی پاک بزرگ شدی.
- Paradox -
#ناشناس ببین هر چقدر به ازدواج فکر میکنم اوکیما فقط نمیدونم چرا با این که دست یه نامحرمو باید عادت
من تنها چیزی که سر اولین تاچ متصور میشم اینه که، دستش سرده یا گرم، پوستش نرمه یا زبر.
- Paradox -
#ناشناس ببین هر چقدر به ازدواج فکر میکنم اوکیما فقط نمیدونم چرا با این که دست یه نامحرمو باید عادت
یادش بخیر پونزده شونزده سالم بود شوهر عمه مامانم اشتباهی منو جای نوه اش تو خواب بغل کرده بود برده بود تو ماشین