#ناشناس
خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان بر عقل من بخندی گر در غمش بگریم کاین کارهای مشکل افتد به کاردانان دلداده را ملامت گفتن چه سود دارد میباید این نصیحت کردن به دلستانان دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوشرو تا دامنت نگیرد دستِ خدایخوانان من ترک مهر اینان در خود نمیشناسم بگذار تا بیاید بر من جفای آنان روشنروان عاشق از تیرهشب ننالد داند که روز گردد روزی شبِ شبانان باور مکن که من دست از دامنت بدارم شمشیر نگسلاند پیوند مهربانان چشم از تو برنگیرم ور میکشد رقیبم مشتاق گل بسازد با خوی باغبانان من اختیار خود را تسلیم عشق کردم همچون زمام اشتر بر دست ساربانان شکّرفروش مصری حال مگس چه داند این دست شوق بر سر، وان آستینفشانان شاید که آستینت بر سر زنند سعدی تا چون مگس نگردی گِرد شکردهانان
- عجیبه که نشنیده بودمش.
خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان
بر عقل من بخندی گر در غمش بگریم
کاین کارهای مشکل افتد به کاردانان
دل داده را ملامت گفتن چه سود دارد
می باید این نصیحت کردن به دلستانان
دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوش رو
تا دامنت نگیرد دست خدای خوانان
من ترک مهر اینان در خود نمی شناسم
بگذار تا بیاید بر من جفای آنان
روشن روان عاشق از تیره شب ننالد
داند که روز گردد روزی شب شبانان
باور مکن که من دست از دامنت بدارم
شمشیر نگسلاند پیوند مهربانان
چشم از تو برنگیرم ور می کشد رقیبم
مشتاق گل بسازد با خوی باغبانان
من اختیار خود را تسلیم عشق کردم
همچون زمام اشتر بر دست ساربانان
شکرفروش مصری حال مگس چه داند
این دست شوق بر سر وان آستین فشانان
شاید که آستینت بر سر زنند سعدی
تا چون مگس نگردی گرد شکردهانان
#سعدی
#ناشناس
امروز برم بیرون ؟ هم حال و حوصله اشو ندارم هم دارم میپوسم
- برو یه بادی به کلت بخوره.
#ناشناس
دانم ای زیبا روزی بر مزارم بنشینی
سر کنی اه و زاری گوشه ی غم بگزینی
🩶
- 🤝
#ناشناس
https://eitaa.com/pardox4/34073
بچه ها خیلی عجیبه سعدی ازمون خواست دعاش کنیم🤣🤣🤣
- مرض🗿
#ناشناس
دوستم داشت با یه نفر آشنا میشد فقط برای من تعریف میکرد،طرف از حرفاش قشنگ معلومه بشدت مودیه و غیر قابل اعتماد،یهو چند روز چند روز غیبش میزد،سرچیزای الکی پافشاری میکرد،دوستم فقط تعریف میکرد نظر نمیخواست گفتم اگه جدی ترش کنه بهش میگم یکم بیشتر فکر کنه،۴ روز پیش اممیگفت مامانش گفته پسرم دیده همسن و سالاش زیاد طلاق میگیرن خیلی میترسه میگه بیشتر آشنا شیم گفتم خب خداروشکر بلکه بپیچونه شرش کم،امروز بعد ۴ روز از اون حرف با حلقه محرمیت اومده میگه یهو اصرار کرد که محرمیت بخونیم و نشون کنیم،
نگرانشم..
ادامش بگم این دختر خیلی ساده ایه و چون بابا بالاسرش نبوده همه نقطه ضعفش اینه یه نفر ادای حامی هارو دربیاره براش و لفظشو بیاد..
ولی اینی که من میبینم و حرفایی که من شنیدم..💔
میترسم دلش بشکنه خیلی دعا کنید خوشبخت بشه.
- انشاالله که خوشبخت میشن🫂