eitaa logo
دانلود
بیشتر حرف بزن - از چیزایی که تو سرمه نمیتونم جمله بسازم:)...
https://eitaa.com/Pardox5/1557 یعنی فهمیده بودن که موندنی نیست.. - از بچگی قلبش ناراحت بوده‌. ولی ترم پیش یادمه که رفته بودم دانشگاه قلبشو عمل کرده بود خوب شده بود‌. فاطمه میگفت خیلی خوشحال بود از اینکه میتونه پیاده روی کنه دیگه.. تو اردو ها نمی اومد میگفت نمیتونم بخاطر وضعیتم راه زیاد برم یا خسته شم.
دیشبم تا ساعتای سه اینا با بچه ها چت میکرده، یهو حالت تهوع میگیره و میرن بیمارستان، صبح تموم میکنه..
بیست تا ناشناس نخونده هست. فرصت بدید جواب میدم. شاید امشب نه.
به نظرت توی این وضعیت افشار بهت نیاز داره که سراغش بری؟ - :)
داره حرف میزنه.
بهت پیام داد افشار؟ وای چقدر حالش بده الان - :)))
داره طومار مینویسه و نمیدونم چی باید بگم.
نمی‌فهمم چرا افشار با دوستت رفیق بودن - اشتراکات‌. معصومه با همه راحت بود. با همه شوخی میکرد.