دیشبم تا ساعتای سه اینا با بچه ها چت میکرده، یهو حالت تهوع میگیره و میرن بیمارستان، صبح تموم میکنه..
- Paradox -
دیشبم تا ساعتای سه اینا با بچه ها چت میکرده، یهو حالت تهوع میگیره و میرن بیمارستان، صبح تموم میکنه..
برای بار نمیدونم چندم، لعنت به این دنیا
#ناشناس
نمیفهمم چرا افشار با دوستت رفیق بودن
- اشتراکات.
معصومه با همه راحت بود. با همه شوخی میکرد.