تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را؟
تو مرا گنج روانی، چه کنم سود و زیان را؟
-مولانا
دبیرا وقتی میگن "مدرسه" یا "اگه مدرسه بودیم" واقعا دلم هُری میریزه:((
چقدر دلم واسه این محیط بسته با بچهها نازش و کادر مسخرش (منظورم دو سه نفرشونه) و معلمای خوشگل بلامون تنگ شده. چقدر دلم برای خندههای تو زنگ تفریحمون تنگ شده. دلم برای سر کلاس فیزیک نشستن و سر کلاس زیست یادداشت کردن تنگ شده. دلم برای خندیدن با دبیر دینیمون تنگ شده. برای بحثهای مختلف کلاس ریاضی و سوال حل کردناش، برای لذت و آرامش کلاس فارسی، برای شعر خوندن سر کلاس فارسی، برای راه انداختن سیستم و شنیدن غرغرای معلم زیست.
من واقعا از فرط دلتنگی میتونم گریه کنم! مخصوصا که الان پریود هم هستم.
کاش زودتر باز بشن تا ما دیگه از طریق اسکایروم درس یاد نگیریم. زودتر باز بشن تا با معلمامون خداحافظی کنیم و برامون خاطره بنویسن.
خواهی که مه و زهره چون مرغ فرود آید
زان می که به کف داری یک رطل به بالا ده
-مولانا
قرار بود ۵ بیدار بشم که تا شروع کلاسم یه پارت درس خونده باشم
نتونستم بیدار بشم 😕