هدایت شده از کتابخانهٔ ﺍمیلیـا
هرچقدر از خوبیهای عکاسی بگم کم گفتم واقعا . هم حالت خوب میشه هم اون لحظه رو برای همیشه ثبت میکنی ( البته اگه اشتباهی پاکش نکنی ) و بعدها میری و با یه نگاه ساده برمیگردی به اون زمان و مثل یک ماشین زمان عمل میکنه ㅠ ㅠ
می رود غافله عمر به سرعت امروز
ما در اندیشه ی آنیم که فردا چه کنیم
_صائب تبریزی
هدایت شده از 𝗖ꨵ𝗼𝗿𝗮𝗹𝗶𝗮
یه افسانه هست که میگه داستان زندگی آدمای کتابخون تو یه کتاب نوشته شده اونا انقدر کتاب میخونن تا کتاب زندگی خودشونو پیدا کنن
می دونستید «دورت بگردم» واقعیه و واقعا فرد خوب می شه؟ قدم زدن دور یک فرد بیمار (معمولا در سه یا هفت نوبت) با این نیت که انسان ناخوشی اون شخص رو به خودش بگیره از رسوم شناخته شده؛ داستانش از این جاست که امپراطور مغول باهور؛ برای خارج ساختن بیماری از بدن پسرش همایون و انتقال اون به بدن خودش این کار رو انجام داد و در این حادثه ولیعهد باهور حقیقتا خوب شد اما امپراطور کمی بعد درگذشت.
اونی که پارتی میره خراب نیست، اونی که فیلم و کتاب معرفی میکنه صرفا اهل شوآف نیست، اونی که دانشگاه نمیره، احمق نیست، اونی که با دوست پسرش زندگی میکنه، بی خونواده نیست، اون دختری که پشنهاد دوستی میده هرزه نیست، اونی که مهاجرت میکنه، وطن فروش نیست؛
اتفاقا اونی که حق انتخاب داشته و انتخاب کرده که کی و چی باشه خیلی بهتره از اونیه که توی چارچوب بوده و حق انتخاب هیچی رو نداشته و نشسته فقط بقیه رو قضاوت میکنه.
اون وقتی خوشحاله
یه ریز حرف میزنه،
اما وقتی ناراحته
یک کلمه هم
چیزی نمیگه
اون منم.
اگه به یه آدم بگی
فوق العاده ایی،
فوق العاده تر از قبل میشه
اگه یه آدمو برای تلاشش تحسین کنی
بیشتر تلاش میکنه
اگه به یکی بگی که چقدر قشنگ میخندی
قشنگ تر میخنده
اگه به یکی بگی چقدر خوشگل شدی
واقعا خوشگلتر میشه
و از همه مهم تر اگه تو مهربون بمونی
مهربونیِ این دنیا ته نمیکِشه