درد کم کم از بین می رود اما زخم ها همیشه باقی می مانند تا یادآوری باشند از اینکه باید رفتار خود را اصلاح کنی.
هدایت شده از خورشیدَك𓍯
من عکاس نیستم اما عکس میگیرم برای خودم، نویسنده نیستم اما مینویسم برای ِخودم، برای دل ِخودم🐋.
ادمی که رفته، دیگه رفته، رابطه ای که خراب شده، دیگه خراب شده. چیزی که درست نیست،هرچقدرم بخوای و تلاش کنی بازم درست نیست. خونه ای که از جا کنده شده، شاید بتونی دیواراشو بسازی، بازم رنگش بزنی، سقفو درست کنی ولی هیچ وقت اون خونه ی قبلی نمیشه.
تغییر می کنه، دیگه اون خونه رو که بزرگتر کنی گرما وصمیمیت قبلش رو نداره.
حالا هعی دست و پا بزن
هعی بخواه درستش کن
هعی درموردش فکر کن
چیزی که رفته، رفته.
خونه ای که کنده شده، کنده شده
واقعیت تغییر نمی کنه،این ماییم که چشممون رو به واقعیت می بندیم. انقدر چشممون رو می بندیم و ادای کورا رو در میاریم تا واقعیت با یه سیلی می زنه تو گوشمون تا بفهمیم نمیتونیم نادیدش بگیریم. هیچ وقت نمی تونیم از واقعیت فرار کنیم. چون همه می دونن این خونه ی بزرگ قبلا یه خونه ی دیگه بوده ولی دیگه هیچ وقت قرار نیست به حالت قبلیش برگرده.
_نازنین