عقربههای ساعت از پیِ هم میدویدند و زمان برای مربیان تربیتی #گرگان در دورهی #تواناشو زود میگذشت.
ساعات آخر، میکروفن از خستگی جیغ میکشید و لامپها گاهی پلک میزدند. اما در این میان استاد و شاگردان تازه نفستر از قبل بودند.
در پس این انگیزهی قوی، سرگروهها هدفشان این بود که بذر تربیت را صحیح و درست بکارند. یاد بگیرند که در هر پایگاه بسیج، باغچهای از عشق و مهر و صمیمت بسازند که با کمی آبیاری و رسیدگی بهترین بهرهوری را داشته باشند.
#گلستان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
🪖 فرزندان مقاومت، شاگردان جبهه
🚐 روستای بندامیر تازه داشت چشم باز میکرد که صدای سوت مربیها سکوت صبح رو شکست. ما بچهها، از پایگاه امام حسن مجتبی علیهالسلام #زرقان، با ماشین رسیدیم و هنوز خواب توی چشمامون بود، اما هیجان کلاس و تمرین همه را سرحال کرد. صف کشیدیم، پاها رو محکم میکوبیدیم زمین، خاک بلند میشد.
🏃♂️ تمرین شروع شد: زمینگرفتن، پیشروی، رد شدن از مانعها، حرکت تیمی. وسط موانع، یکی از بچهها پاش خورد به سنگ و افتاد، بلند شد و با خنده گفت:
— «اینم تاکتیک ویژه هفته دفاع مقدس!»
همه زدیم زیر خنده و چند ثانیه اردو از حالت رسمی در اومد.
🎖️وقتی همه منتظر بودن مربیها بگن «پایان تمرین»، یهو از دور چند نفر از بزرگترها با لباس رزمی وارد میدان شدن. تند و هماهنگ شروع کردن به اجرای تاکتیک عملیاتی واقعی؛ صف جنگی، پیشروی سریع، فرمانهای کوتاه… ما فقط زل زده بودیم با دهن نیمهباز. هفته دفاع مقدس برای ما از کتاب و عکس، تبدیل شد به یه خاطره زنده که هرگز یادمون نمیره.
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
_ صدای در میاد! کی میتونه باشه این وقت روز؟! بذار برم درو باز کنم....
_ عه! ریحانه تویی؟!چرا نفسنفس میزنی، بدوبدو کردی؟!
+ اینو باید از تو بپرسم فاطمه جا!ن😕، دیدم تو پایگاه مقاومت حسنی نیستی تا اینجا دویدم، مگه نمیدونی حلقه امروز متفاوته؟
_ متفاوت؟
+ آره! نرگس گفته امروز حلقه.مون قرآنی برگزار میشه...
_صبر کن منم چادرمو بردارم الان باهم بریم.
+ باشه فقط زودباش، دوست ندارم نصفه نیمه برسم...
#بروجرد
#لرستان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸تابستان امسال، برای نوجوانه های صالحین پایگاه مسلم بن عقیل تالارپشت #سیمرغ فقط فصل تعطیلی نبود؛ فصل شکوفایی بود. از روز اول کلاسها، هر نوجوان با دغدغهها، آرزوها و استعدادهای خودش وارد طرح شد. بعضیها دنبال یادگیری بودند، بعضیها دنبال رفاقت، و بعضیها فقط میخواستند تجربهای تازه داشته باشند.
🔸و حالا، در اختتامیهای که با اردو همراه شده، مجتمع کوثر بابلسر میزبان لحظههایی شد که فقط با عشق و تلاش ساخته میشدند. خانوادهها کنار فرزندانشان ایستادند، شاهد تغییراتی که شاید در نگاه اول دیده نشود، اما در رفتار، نگاه و حرفهای بچهها موج میزد.
#نو_جوانه_ها
#مازندران
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
🌤️ هوای اونروز #دلیجان خیلی خاصی خوب بود. بهتر از اون هوای دلهامون. من و دوستام با چادرای گلگلیمون وارد پارک بانوان شدیم.
🎉 اختتامیه نو+جوانههای صالحین پایگاه بسیج حضرت زینب بود، ولی برای ما بیشتر شبیه یه جشن رفاقت و رشد بود. مربیمون با لبخند نگامون میکرد، انگار داشت نتیجهی تر و خشک کردن باغ پرگلی رو میدید که براش دغدغه داشت. بازی کردیم، خندیدیم، حرف زدیم، دعا کردیم... و آخرش، وقتی داشتیم از پارک بیرون میرفتیم، احساسی عجیب مثل چراغی کوچیک، ولی پرنور در دلهامون روشن شده بود.
🌱 حسم میگفت، حالا دیگه ما فقط دخترای معمولی نیستیم. نوجوانهای مسجدی شدیم. بچههای مسجد که حرکت در مسیری تازه رو شروع کردیم...
#مرکزی
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
37.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دورهی توانمندسازی مربیان کودک بسیج استان #سمنان به روایت تصویر
#وَ_ما_یَسطُرون
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
20.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Made in payegah!
یک فصل پر از یادگیری و خاطرههای شیرین در پایگاه صدیقه کبری سلاماللهعلیها #اردبیل تموم شد و قراره از این به بعد اتفاقات جدیدتری رقم بخوره.
از فاطمهی خجالتی، تا سارای هنرمند، چهره همه با اشک و لبخند بود؛ وقتی که کلیپ گزارش فعالیتهای پایگاه در روزهای گذشته میدیدن و خاطراتتشون یکییکی از جلوی چشمشون رد میشد.
بعد از گزارش عملکرد و مسابقه حفظ قرآن، نوبت انیمیشنهایی بود که بچهها خودشون ساخته بودند.
آقای زارعی، جانشین فرماندهی ناحیه و حاجآقا اکبری مدیر تعلیم و تربیت بسیج #اردبیل در کنار مسئولین حوزه حضرت زینب سلاماللهعلیها نشستند به تماشا و همه به اتفاق از دیدن هنرنمایی دخترا ذوق زده شدن...
#وَ_ما_یَسطُرون
#اردبیل
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
✍ آیتالله سید شهابالدین مرعشی نجفی اعلیاللهمقامه:
وقتی مادرم مرا میفرستاد تا پدرم را برای خوردن غذا صدا کنم، بعضی وقتها میدیدم پدر به خاطر خستگی، در حال مطالعه خوابش برده است. دلم نمیآمد ایشان را بیدار کنم.
همانطور که پایش دراز بود، صورتم را کف پای پدر میمالیدم تا از خواب بیدار شود. در این حال که بیدار میشد، برایم دعا میکرد و طلب عاقبت به خیری مینمود. من خیلی از توفیقاتم را از دعای پدر و مادر دارم.
#شاه_کلید
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برگهای زرین اجرای طرح ملی غنیسازی اوقات فراغت تابستانه بسیج در روستای گنداب علیای #قروه
#نو_جوانه_ها
#کردستان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••