۴۵ نفر بودن. هر کدومشون بیشتر از یک جزء قرآن رو تابستون حفظ کرده بودن. اتوبوس که از #تبریز حرکت کرد، بچهها با شوق و ذوق مدام از زیارت امام رضا علیهالسلام حرف میزدن. بعضیها اولین بار بود که به مشهد میرفتن و اشک شوق توی چشماشون حلقه زده بود.
شش روز پر از معنویت و خاطره گذشت؛ زیارت، دعا، بازی، نشستهای دوستانه و برنامههای فرهنگی. اما شیرینترین لحظهها همون لحظههایی بود که بچهها کنار ضریح حضرت رضا دلشون رو با قرآن یکی میکردن.
#آذربایجان_شرقی
🆔 ••✾ @peickesaba ✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
میرزا اسماعیل دولابی رحمةاللهعلیه:
بعضی مواقع خداوند متعال میخواهد کسی را در مراتب بندگی زود بالا برود. به همین خاطر درهای زندگی او را مثل دیگ زودپز محکم میبندد و او را در سختی قرار میدهد.
خود ما نمیدانیم که آیا ما در سختیها بهتر خداوند را بندگی میکنیم یا در خوشیهایمان... اکثر کسانی که به مراتب بالای بندگی رسیدند، زندگی سختی داشتهاند.
#شاه_کلید
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨بدرقه عسل
قرار بود فرمانده پایگاه آمنه #زاهدان روز اول مدرسه به همراه مادر عسل اون رو تا مدرسه بدرقه کنن؛ آخه مادرش که مربی پایگاهه میگفت: نزدیک شروع مدارس عسل بیتاب بود و ناآروم. هزار حرف رو میشد از نگاهش خوند.
وقتی برای تهیه لباس مدرسه رفتیم، میدیدم مدام بر میگرده و اطراف رو نگاه میکنه. رد نگاهش به دختری بود که دستش تو دست پدرش بود...
عسل نباید متوجه میشد که منم دلتنگ هستم. دستش رو محکمتر میگرفتم و با قدمهای استوار راه میرفتم.
اول مهر رسید، میدونستم که باز هم منتظر و چشم به راهه؛ جلو اومد، دستاشو دوطرف صورتم گذاشت و گفت: مامان میشه اول بریم دیدن بابا!
و این شد که با هم راهی گلزار شهدا شدیم تا عسل با دعای خیر پدر شهیدش راهی سنگر علم بشه. همون طور که پدرش "شهید قائم وکیلی ملاشاهی "در سنگری دیگه حافظ امنیت ایران بود.
#وَ_ما_یَسطُرون
#سَر_و_سِر
#سیستان_و_بلوچستان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
🔰 خنکای #مریوان خبر آمدن پاییز دارد. اما همچنان شور و حرارت تابستان برای نو+جوانههای صالحین برجاست.
در اردوهایی که بوی کار جهادی و تشکیلاتی دارند؛ فرصتی برای یادگیری مسئولیتپذیری و جریانسازی در مسیر مدرسه و زندگی ایجاد میشود.
#کردستان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••