eitaa logo
پیک صبا
15.6هزار دنبال‌کننده
27.8هزار عکس
7.1هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
☀️نه نام، نه نان؛ برای پیمان 👈خبر حضور مادر شهید امیرعلی مومیوند در برنامه "عهدآرمان" دانشگاه فرهنگیان را که دیدم، برایم مهم بود که مادر شهیدی که سال‌ها مربی صالحین بوده از خود و فرزند شهیدش چه می‌گوید؟ 🔉 مادر شهید اینطور شروع کرد: من مادرِ امیرعلی‌ام… مادری که پسرش نه برای نان، نه برای نام ـ برای پیمان با امام زمانش رفت. عهد و پیمانی که از فاطمه ودیعه گرفته شد. از همان روزی که بانوی آسمان، بر درِ خانه‌اش ایستاد و گفت: حق را نمی‌فروشند، حتی اگر جان برود. و من… من ایستاده‌ام، چون مادرم زهرا، نه با اشک، که با افتخار. ای مردم! اگر دل‌هایتان برای شهید می‌سوزد، یادتان باشد که او تنها خون نداد ـ او پیام داد! پیامش این بود که این خاک، اگر بی‌عهد بماند، بی‌روح می‌شود. پیامش این بود که تا وقتی جوانِ مؤمن در این سرزمین هست، هیچ دستی نمی‌تواند چراغ عدالت را خاموش کند. من مادر شهیدم، اما سوگوار نیستم؛ من «وفادار»م. اشک‌هایم را بر زمین نمی‌ریزم؛ با تمام وجود فریاد می‌زنم: ای امامِ عصر! ما هنوز پای عهدیم! فرزندم رفت، اما علمِ ایمانش در این خانه و در این کشور فرو نخواهد افتاد. امیرعلیِ من خونش از جنس تجدید عهد بود. و من، مادرِ اویم؛ مادری که در دلِ آتش، هنوز می‌گوید: ما از مکتب زهرا آمده‌ایم، برای حق ایستاده‌ایم، و تا آخر پای پیمان‌مان می‌مانیم. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
مراسم عزاداری شب‌های فاطمیه، با همت مربی صالحین مسجد حضرت ابوالفضل روستای شوره ماژین ، به مدرسه‌ای از نور بدل شد؛ جایی که تربیت، در لباس عشق جاری بود و «یاران مادر» نه‌تنها عزادار، بلکه آگاه، هم‌دل و سربازان ولایت شدند. جایی که نوجوانان هیئت «یاران مادر» با دل‌هایی زلال و صدایی رسا، به صف عشق ایستادند. لحظه ورود، «محمد» با صدایی بغض‌آلود نوحه را آغاز کرد، «حسین» با چشمان پر از اشک ذکر گفت و «امید» در صف اول، هماهنگ و پرشور سینه زد. این هیئت، سندی زنده از پیوند نسل نو با حقیقت ناب اهل‌بیت است؛ جایی که حنجره‌های کوچک، صدای بلند دفاع از جبهه‌ی حق در تاریخ هستند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🎈 جشن خاکیِ روز دانش‌آموز صحنه‌ی عجیبی بود؛ بچه‌ها دلشان گرفته بود. هر کدام با حسرت از جشن‌های رنگارنگ شهرهای اطراف می‌گفتند: بادکنک، تزیین، شیرینی و عکس‌های یادگاری و... یکی زیر لب گفت: «ما هم روز دانش‌آموز داریم، ولی جشن‌مون وسط این خاک‌هاست...» اما درست همان‌جا، میان خاک و سادگی، اتفاق افتاد. خانم محمدجانی، مربی پایگاه اسما بنت عمیس، بی‌هیاهو بساط شادی را مهیا کرد؛ چند بازی دست‌جمعی طراحی شد، خوراکی‌های کوچک آماده و دل‌هایی که بی هیاهو و جنجال شادی را تجربه کردند. خنده‌ها برگشت، چشم‌ها برق گرفت، و همان زمین خشک، شد صحنه‌ی پرشورترین جشن روز دانش‌آموزی که روستای جزین تا حالا دیده بود. وقتی زمان رفتن رسید، هیچ‌کس دلش نمی‌خواست خداحافظی کند. همه یک صدا گفتند: «خانم، یه ذره دیگه... فقط یه بازی دیگه!» همین جمله، خلاصه‌ی تاثیر آن روز بود؛ بچه‌ها فهمیدند نشاط ربطی به امکانات ندارد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ صالحینِ بصیرِ ایران✾••
وقتش رسیده بود پوست‌اندازی کنند. نوجوانان دیروز پایگاه ذوالفقار که حالا جوان شده‌اند و چند سالی است کبوتر جلد مسجد هستند، باید اساسی وارد کار می‌شدند. مربی خیلی خوب آنها را می‌شناخت و بهشان اعتماد داشت. می‌دانست خیلی کارها از دستشان بر می‌آید. همه‌ی نوجوانان را به جلسه‌ی پایگاه دعوت کرد. حس مسئولیت‌پذیری جالبی داشتند که به این جلسه آمده‌اند. فرمانده براساس استعداد، به هرکدام از بچه‌ها، مسئولیتی در شورای پایگاه داد. نوبت به صحبت اعضای شورای جدید پایگاه که شد، همه از دغدغه و کارهایی که قرار است انجام بدهند گفتند و فرمانده و مربی حسابی تحویل‌شان گرفتند. حالا باید منتظر بود و نتیجه‌ی کادرسازی و کارسپاری چند ساله را تماشا کرد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📸 اولین قدم، اولین قاب ِراضیه 🔺از وقتی پای راضیه به حلقه‌ی صالحین پایگاه نجمه‌ باز شد، دنیایش رنگ تازه‌ای گرفت. هر جلسه که می‌آمد، دلش می‌خواست هم‌کلاسی‌هایش را هم به مسجد بیاورد. 🔺می‌گفت: «بدون رفیقام، هیچ چیز صفا نداره...» راست هم می‌گفت؛ مسجد با حضورشان زنده‌تر شده بود. روز سیزده آبان که رسید، پر از شور و هیجان بود. 🔺می‌خواست با دوستانش در راهپیمایی شرکت کند، اما این بار فرق داشت. قرار شد مستندی بسازند از حضور خودشان؛ روایتی از نگاه چند دختر نوجوان به ایرانِ قشنگشان. 🔺آن روز، راضیه برای نخستین‌بار پشت دوربین رفت و طعم خبرنگاری را چشید. همان‌جا فهمید که خبر فقط تصویر نیست؛ روایت دل‌هاست. 🔺سیزده آبان شد نقطه‌ی آغاز مسیرش در دنیای رسانه؛ جایی که صدای خودش و رفیق‌هایش شنیده شد، صدای نسلی که با عشقِ وطن، قلم و دوربین دست گرفت. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آیت‌الله حائری شیرازی رحمةالله‌علیه: 🔸اگر برای کار فرهنگی خرج نکنیم ... آمریکا پول می‌ریزد برای کار فرهنگی. شوروی پول می‌ریزد برای کار فرهنگی. انگلستان پول می‌ریزد برای کار فرهنگی. برای چه؟ برای اینکه بچۀ خانوادۀ نماز شب‌خوانِ شما را تبدیل بکند به کسی مثل قاتل آیت الله دستغیب! این‌هایی که ترور آیت الله دستغیب (ره) را طراحی کرده بودند و دستگیر شدند، پدران آنها عموماً مسلمان بودند. مسلمان‌های متدین و خوب هم بودند! به خاطر کار فرهنگی‌ای که دشمن کرده، این بچه‌هایی را که ممکن بود رزمنده و شهید بشوند، تبدیل کرد به اینطور افراد. یعنی کسی که مستعد شهادت است را می‌کند اعدامی! اگر مسلمان برای کار فرهنگی خرج کند، کسی که ممکن است اعدامی شود را می‌کند فردی که به مقام شهادت می‌رسد. اگر هم کافر پول خرج کند، رزمنده را می‌کند کمونیست. خب شما که می‌دانید بی‌مایه فطیر است. این یک واقعیتی است که آنها یک قسمت زیادی از پولشان را خرج کارهای فرهنگی و تبلیغی می‌کنند. اگر آنها برای کارهای فرهنگیشان خرج کنند ولی ما برای دفاع خرج نکنیم، آن وقت اگر بچه‌هایمان منحرف شدند خودمان مقصریم. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🍃 اینجا پایگاه حاج سید احمد خمینی(ره) ساریجالو است؛ محلی که به پل ارتباطی مسجد و مدرسه تبدیل شده؛ حلقه صالحین شهید ابراهیمی با جذب دانش‌آموزان به مسجد، گامی مهم در راستای انس با قرآن کریم و زندگی با آیه‌ها برداشته است. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🔸️ دیدار مدیر امور روحانیون و مدیران معاونت تعلیم و تربیت بسیج با مدیران تعلیم و تربیت بسیج نواحی سپاه نبی اکرم ﷺ استان کرمانشاه 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
هوای خنک پاییز، ورودم را به دبیرستان دخترانه توحید همراهی می‌کرد. در محفل انس با قرآن، تفسیر آیاتی از سوره زمر در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها را برای دختران که با دقت گوش می‌دادند، را بیان کردم. پس از پایان تفسیر آیات، اذان ظهر فضای سالن را بیشتر از قبل روحانی کرد. به نماز ایستادیم. صف‌های منظم نماز جماعت، تصویری به یادماندنی از معنویت و اتحاد را در آن روز پاییزی خلق کرد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🪄پشت‌پرده‌های کلاس پرده‌خوانی طبق معمول، باز هم دیر رسید! اما این‌بار بی‌سروصدا وارد شد. دید فاطمه و زینب و محدثه با بقیه گرم صحبت‌اند. دست‌هایش را به شکل قلب قاب کرد و با لبخند گفت: «تو قلب منین، بچه‌ها!». آن‌ها هم با لبخند، پاسخ مهرش را دادند. آن روز خانم دوست‌علی قرار بود آموزش پرده‌خوانی و نقالی داشته باشد و ریحانه، مثل همیشه، پایه ثابت چنین برنامه‌هایی بود؛ هم اعتماد به نفس داشت و هم قدرت بیان. با توجه به مناسبت‌های پیش رو، سرگروه پایگاه حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها تصمیم گرفته بود بچه‌ها را برای اجراهای صحنه‌ای آماده کند. باورش این بود که بچه‌های امروز پر از استعداد و توانایی‌اند. در پایان، خانم دوست‌علی به همه یک جفت جوراب هدیه داد. یکی از دخترها با شیطنت پرسید: «خانم! این جوراب برای قدم برداشتن توی این مسیره؟!» و همه زدند زیر خنده…خنده‌هایی که شروع یک مسیر تازه بود. ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا