eitaa logo
پیک صبا
15.7هزار دنبال‌کننده
27.8هزار عکس
7.1هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
آیت‌الله حائری شیرازی رحمةالله‌علیه: 🔸اگر برای کار فرهنگی خرج نکنیم ... آمریکا پول می‌ریزد برای کار فرهنگی. شوروی پول می‌ریزد برای کار فرهنگی. انگلستان پول می‌ریزد برای کار فرهنگی. برای چه؟ برای اینکه بچۀ خانوادۀ نماز شب‌خوانِ شما را تبدیل بکند به کسی مثل قاتل آیت الله دستغیب! این‌هایی که ترور آیت الله دستغیب (ره) را طراحی کرده بودند و دستگیر شدند، پدران آنها عموماً مسلمان بودند. مسلمان‌های متدین و خوب هم بودند! به خاطر کار فرهنگی‌ای که دشمن کرده، این بچه‌هایی را که ممکن بود رزمنده و شهید بشوند، تبدیل کرد به اینطور افراد. یعنی کسی که مستعد شهادت است را می‌کند اعدامی! اگر مسلمان برای کار فرهنگی خرج کند، کسی که ممکن است اعدامی شود را می‌کند فردی که به مقام شهادت می‌رسد. اگر هم کافر پول خرج کند، رزمنده را می‌کند کمونیست. خب شما که می‌دانید بی‌مایه فطیر است. این یک واقعیتی است که آنها یک قسمت زیادی از پولشان را خرج کارهای فرهنگی و تبلیغی می‌کنند. اگر آنها برای کارهای فرهنگیشان خرج کنند ولی ما برای دفاع خرج نکنیم، آن وقت اگر بچه‌هایمان منحرف شدند خودمان مقصریم. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🍃 اینجا پایگاه حاج سید احمد خمینی(ره) ساریجالو است؛ محلی که به پل ارتباطی مسجد و مدرسه تبدیل شده؛ حلقه صالحین شهید ابراهیمی با جذب دانش‌آموزان به مسجد، گامی مهم در راستای انس با قرآن کریم و زندگی با آیه‌ها برداشته است. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🔸️ دیدار مدیر امور روحانیون و مدیران معاونت تعلیم و تربیت بسیج با مدیران تعلیم و تربیت بسیج نواحی سپاه نبی اکرم ﷺ استان کرمانشاه 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
هوای خنک پاییز، ورودم را به دبیرستان دخترانه توحید همراهی می‌کرد. در محفل انس با قرآن، تفسیر آیاتی از سوره زمر در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها را برای دختران که با دقت گوش می‌دادند، را بیان کردم. پس از پایان تفسیر آیات، اذان ظهر فضای سالن را بیشتر از قبل روحانی کرد. به نماز ایستادیم. صف‌های منظم نماز جماعت، تصویری به یادماندنی از معنویت و اتحاد را در آن روز پاییزی خلق کرد. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🪄پشت‌پرده‌های کلاس پرده‌خوانی طبق معمول، باز هم دیر رسید! اما این‌بار بی‌سروصدا وارد شد. دید فاطمه و زینب و محدثه با بقیه گرم صحبت‌اند. دست‌هایش را به شکل قلب قاب کرد و با لبخند گفت: «تو قلب منین، بچه‌ها!». آن‌ها هم با لبخند، پاسخ مهرش را دادند. آن روز خانم دوست‌علی قرار بود آموزش پرده‌خوانی و نقالی داشته باشد و ریحانه، مثل همیشه، پایه ثابت چنین برنامه‌هایی بود؛ هم اعتماد به نفس داشت و هم قدرت بیان. با توجه به مناسبت‌های پیش رو، سرگروه پایگاه حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها تصمیم گرفته بود بچه‌ها را برای اجراهای صحنه‌ای آماده کند. باورش این بود که بچه‌های امروز پر از استعداد و توانایی‌اند. در پایان، خانم دوست‌علی به همه یک جفت جوراب هدیه داد. یکی از دخترها با شیطنت پرسید: «خانم! این جوراب برای قدم برداشتن توی این مسیره؟!» و همه زدند زیر خنده…خنده‌هایی که شروع یک مسیر تازه بود. ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در مجموعه‌های شاخص تربیتی، توجه به خانواده، هم‌طراز با توجه به متربی اهمیت دارد. خانواده، همان نهاد کوچک، اما پر اثر است. جایی که پدر و مادر، رهبران یک دنیای آرام‌اند؛ دنیایی که اگر آگاهی در آن کم‌رنگ شود، چالش‌های فردی و اجتماعی خیلی زود درِ خانه را می‌زنند. با همین دغدغه، بیست‌وششمین همایش خانوادگی مــــاح در سالن پایگاه بسیج مسجد امام حسین‌ علیه‌السلام برگزار شد؛ گردهمایی‌ای صمیمی میان خانواده‌ها و مربیان، تا بار دیگر یادمان بیاید تربیت نوجوان در عصر تکنولوژی، نه با نصیحت، بلکه با همراهی آگاهانه و زبان مشترکِ نسل‌ها معنا پیدا می‌کند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
30.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از مسجد صاحب‌الزمانِ گروغ شهرستان با نوجوان‌های حلقات صالحین زدیم بیرون. مقصد دقیق معلوم نبود؛ فقط یک عالمه شور و حال برای رفتن به اردو در چهره‌ها موج می‌زد! در مسیر، باغی دیدیم که کنارش آبی زلال روان بود. کفش‌ها را درآوردیم و زدیم به آب! صدای خنده‌ها و شرشر رودخانه قاطی شده بود؛ حسی قشنگ و بی‌دغدغه. نماز جماعت که تمام شد، سفره‌ی ناهار پهن کردیم. هنوز لقمه‌ی اول پایین نرفته بود که باران گرفت! همه دویدند زیر سایه‌بان، جز دو نفر…آقای کرمشاهی و مرادیان! زیر باران نشسته بودند، خونسرد و ریلکس! آقای عیدزاده داد زد: «آقا بیاین، خیس می‌شین!» آقای کرمشاهی خندید و گفت: «آب که از سر گذشت، چه یه وجب چه یه متر!» آقای مرادیان هم ادامه داد: «تو بیا حاجی! ناهار با طعم بارون خوش‌مزه‌تره!» اون روز فهمیدیم بعضی لذت‌ها وقتی معنا دارند که ساده زندگی کنی و قدرش را بدانی... 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••