19.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویر دیدهنشده از اغتشاشات پرند
🔸️۱۸ و ۱۹ دیماه اغتشاشگران در پرند با تخریب اموال عمومی، اثار ویرانی متعددی را از خود برجای گذاشتند.
🌹بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ🌹
❀اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ
❀وَ بَرِحَ الْخَفآءُ
❀وَ انْکَشَفَ الْغِطآء
❀وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ
❀وَ ضاقَتِ الاَْرْض
❀وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ
❀وَ اَنْتَ الْمُسْتَعان
❀وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی
❀وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّة وَ الرَّخآءِ
🌹اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِران یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ🌹
✿ฺالْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ
✿ฺاَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی
✿ฺالسّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ
✿ฺالْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل
✿یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
✿ฺبِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ
الطّاهِرین
🕊️🕊️🕊️
◎دعای_غریق◎
«✨یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّت قَلْبِی عَلَى دِینِک✨»
✳ اگه بنا بود آمریکا رو سجده کنیم، انقلاب نمیکردیم
🔻 گفت: «اهل سخنرانی و این جور چیزا نیستم.»
اصرار میکردند: «یه چیزی بگو.»
گفت: «اگه بنا بود #آمریکا رو سجده کنیم، انقلاب نمیکردیم. ما بندهٔ خدا هستیم و فقط به اون سجده میکنیم. سر حرفمون هم ایستادهایم. اگه همهٔ دنیا ما رو محاصرهٔ نظامی و تسلیحاتی کنند، باکی نیست. #سلاح ما #ایمان ماست. ایمان بچههاست که توی #خلیج_فارس با #ناوهای_غولپیکر میجنگن. حاضریم تموم سختیا رو قبول کنیم که فقط یه لحظه قلب امام عزیزمون شاد بشه. همین.»
📚 برگرفته از کتاب #دلیل | روایت حماسهی نابغهی اطلاعات عملیات سردار #شهید_علی_چیتسازیان
📖 ص۱۸۰
👤 #حمید_حسام
❤ #مثل_شهدا_زندگی_کنیم
✳ آدمها خودشان قیمتشان را تعیین میکنند!
🔻 طلحه و زبیر اگرچه در تاریخ، کنار هم نام برده میشوند اما هرکدام برای من [شیطان] پروژۀ مستقلی بوده و زحمت مستقلی بردهاند.
من به زبیر از طریق پسرش عبدالله، مسلط شدم ولی در مورد طلحه، مستقیم عمل کردم.
طلحه را با #جاذبههای_دنیا فریب دادم. حرص به #مال_دنیا را در دلش قوت بخشیدم.
درست است که خدا مرا در قرآنش تحقیر کرده و کید مرا ضعیف شمرده؛
انّ کید الشّیطان کان ضعیفا... ولی اینطوریها هم نیست. ضعف و قوت، نسبی است.
یکی از هنرهای من این است که طرف را چنان مشغول جمع کردن و انباشتن میکنم که فرصتی برای بهرهبردن پیدا نمیکند و میشود حمّال ورثه. ورثهای که اموال او را چون مفت به چنگ آوردهاند، مفت هم از دست میدهند و برای خودش فاتحۀ بیالحمد هم نمیخوانند.
همین طلحه، نقدینگیاش هنگامی که مُرد، دومیلیونوششصدوهشتادوهشتهزار دینار شمرده شد. علاوه بر این فقط صدها اسب در اصطبل داشت و... بماند خانهها و املاک عدیدهاش در شهرهای مختلف.
خب. همین یک قلم، یعنی رساندن یک آدم یکلاقبا به این ثروت افسانهای، کار کمی است؟!
یکی را با دو درهم میشود خرید و یکی را با این ثروت.
#قیمت آدمها که دست من نیست. هنر من کارشناسی است. و جوش دادن معامله. قیمت پایه را خود آدمها تعیین میکنند.
من که چشمم به مال دنیا نیست. چشمم به این آدمهاست.
مفاد قرارداد را هم هرکسی خودش تنظیم میکند.
یکی جای خالی را با #ثروت پر میکند، یکی با #مقام، یکی با #قدرت، یکی با #شهوت، یکی با #شهرت...
نقش من شبیه کارگزار بورس است یا بنگاه معاملاتی.
این صاحبمال است که مظنّه را تعیین میکند و میگوید کی بخر و کی بفروش.
البته دست من هم هیچوقت از پیشنهادهای خوب و جذاب، خالی نیست.
✍ #سید_مهدی_شجاعی
📚 #تویی_به_جای_همه | حماسۀ سجادیه. دفتر اول
📖 صفحات ۱۹۱ و ۱۹۲