eitaa logo
ساکنین پلاک "8"
199 دنبال‌کننده
15.1هزار عکس
9.1هزار ویدیو
117 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قابل توجه براندازا دنبــال هوش مصنوعی جدید باشین ۲۲ بهمن رو با این هوش مصنوعی‌ها نمیتونین به حاشیه ببرین
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 خلاقیت نزد اصفهانیاست و بس 😂
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 تشکر رهبر انقلاب از کار بزرگ ملت ایران در روز ۲۲ بهمن ✏️ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: ملت عزیز ایران دشمنان را مأیوس کردید 👈 همه انسجام ملی را حفظ کنیم، این انسجام ملی خیلی قیمتی است 🔹 رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (پنج‌شنبه) در پیامی تلویزیونی، اجتماع عظیم و میلیونی مردم در روز ۲۲ بهمن را مایه سربلندی و افزایش قدرت و عزت جمهوری اسلامی و موجب یأس دشمنان از تسلیم ملت ایران خواندند و با تشکر از آحاد شرکت‌کنندگان در این حرکت بزرگ، همگان را به حفظ انسجامِ ارزشمند ملی فراخواندند. ۱۴۰۴/۱۱/۲۳ 🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ🌹 ❀اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ ❀وَ بَرِحَ الْخَفآءُ ❀وَ انْکَشَفَ الْغِطآء ❀وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ ❀وَ ضاقَتِ الاَْرْض ❀وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ ❀وَ اَنْتَ الْمُسْتَعان ❀وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی ❀وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّة وَ الرَّخآءِ 🌹اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِران یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ🌹 ✿ฺالْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ ✿ฺاَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی ✿ฺالسّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ ✿ฺالْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل ✿یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ ✿ฺبِحَقِّ‌ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرین 🕊️🕊️🕊️ ◎دعای_غریق◎ «✨یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّت قَلْبِی عَلَى دِینِک✨» https://eitaa.com/pellake8
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥انتقاد پزشکیان از اصلاح‌طلبان بازداشت شده: به اسم اصلاحات حرفی را میزنند که دشمن میخواهد ┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
من خودم احساس میکنم این ایفای نقش پزشکیان توی این برهه ، با کل کارای مثبت من توی عمرم برابری بکنه آقای پزشکیان ممنون که بازی انتخاباتی نکردی 🌹🙏 آقای پزشکیان ممنون که زدی توی دهن هم حزبی هات 🙏🌹 آقای پزشکیان ممنون که خودت رو مجری اصلی حاکمیت و مسول برخورد های امنیتی معرفی کردی 🙏🌹 یه آقای بی شرفی بود خودش بنزین گرون می‌کرد بعد می‌گفت من نمی‌دونستم به عنوان یه اصلاحاتی یه تار موت میارزه به همه اون قوم و قماش
✳️ همه فکر می‌کردند همین‌جا شهید می‌شوند... 🔻 تانک‌هایشان راه افتاده بودند طرف خط ما... نباید از ما رد می‌شدند... فرماندهان را جمع کردم و گفتم: «بچه‌ها، هر طور هست، امروز باید جلوی این‌ها را بگیریم.» می‌دانستم همه‌شان خسته‌اند. دو هفته بود آب خوش از گلوشان پایین نرفته بود. یکریز جنگیده بودند. من هم دست‌کمی از آن‌ها نداشتم. با این حال باید مقابلشان می‌ایستادیم‌... 🔸 تا چشم کار می‌کرد، تانک به طرف دژ می‌آمد. آن‌ها مصمم بودند از خط ما رد شوند. کار وقتی به ما سخت شد که چند هلی‌کوپتر عراقی هم آمدند بالای سرمان. مانده بودم چه کار کنم. نیروهایم کم بود. آن‌هایی هم که مانده بودند، نا نداشتند از جایشان بلند شوند. مهمات زیادی هم نداشتیم... تانک‌های عراقی آ‌ن‌قدر زیاد بود که زور آرپی‌جی‌زن‌ها و توپ‌های ۱۰۶ مان به آن‌ها نمی‌رسید. آن‌قدر به خط نزدیک شده بودند که بچه‌ها جلویشان نارنجک می‌انداختند. 🔺 نیروهایم یکی‌یکی پشت خاکریز مجروح و شهید می‌شدند. بقیه هم با ناامیدی ایستاده بودند. همه فکر می‌کردند همین‌جا شهید می‌شوند. می‌دیدم بعضی‌ها اشهدشان را می‌خوانند. فکر می‌کردم این‌جا پشت این دژ، آخرین لحظه‌های زندگی من و بچه‌های تیپ ثارالله است. گفتم خدا کند حتی اگر به قیمت جان همهٔ ما تمام شود، عراقی‌ها از ما رد نشوند. ادامه در مطلب بعد... 📚 از کتاب | به روایت ؛ روایتی مستند از زندگی شهید حاج 📖 صفحات ۹۹ و ۱۰۰
✳️ لشکر سنجاقک‌ها... 🔻 توی این فکرها بودم که یک‌دفعه دیدم سنجاقک‌ها آمدند. معمولاً در این منطقه زیاد بودند؛ اما آن روز چنان زیاد شدند که مثل ابری جلوی چشم‌مان را گرفتند. حتی نمی‌توانستیم پنج‌شش متری خودمان را ببینیم. جلوی دژ ما چرخیدند و بعد به طرف عراقی‌ها پرواز کردند. نمی‌دانم چه شد که یک‌باره آتش عراقی‌ها خوابید. انگار ترس توی دلشان افتاد. تانک‌ها برگشتند و جلوی دژ خودشان آرایش گرفتند. با آمدن سنجاقک‌ها ما از آن حمله نجات پیدا کرده بودیم. اگر کمی دیگر فشار می‌آوردند از ما رد می‌شدند. 🔸 روحیه گرفتیم. حالا نوبت ما بود که آرامش را از آن‌ها بگیریم. برای همین آرپی‌جی‌زن‌ها را فرستادم سروقت تانک‌های سرگردان‌شان. بچه‌ها آن‌قدر شیر شده بودند که چند تانک را زدند و ده نفر را اسیر گرفتند که یکی‌دوتاشان افسر بودند. تانک‌های عراقی پشت خط دژ آرایش گرفتند. نیروها باز هم رفتند و چندتاشان را زدند. آن روز تا غروب خط را ترمیم کردیم و نگذاشتیم عراقی‌ها یک قدم هم جلو بیایند. 📚 از کتاب | به روایت ؛ روایتی مستند از زندگی شهید حاج 📖 صفحات ۹۹ و ۱۰۰ پ.ن: تصویر با هوش مصنوعی ساخته شده