مثلا پرایوت
نزدیک ۲۰ نفر رفتیم سوارکاری و به هممون سواری داد خیلی هم اسب خفنی بود و خیلی خوب سواری میداد و جز اس
اینم بگم
که رعد فقط وقتی زین میشد که رییس مجموعه میخواست سوارکاری کنه
و این اسب هروقتی که هرکسی میومد برای سوارکاری زین میشد
https://eitaa.com/perayvet/644
چه داستان قشنگی بود
کاش همه مثل این اسبه ارزش خودشونو بدونن..
#سردیار
+
+
داستان نگفتم
این اتفاقات واقعا افتاد و واسم جالب بود و گفتم حیفه ننویسم
حیف از آن بغض، که با اشک امانش دادم
داشت میکشت مرا ، راه نشانش دادم...
#محمد_عزیزی #شعر
مثلا پرایوت
حیف از آن بغض، که با اشک امانش دادم داشت میکشت مرا ، راه نشانش دادم... #محمد_عزیزی #شعر
گیرم که به هر حال مرا بردهای از یاد
گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی نه شنیدی نه تو بودی
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد
#ارسالی