eitaa logo
19 دنبال‌کننده
784 عکس
36 ویدیو
27 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ninja warrior
Warlings Armageddon
level devil
موجودیت او به تناقضات بست شده بود؛ _.
در جای و جمع مورد علاقه‌اش امکان نداشت که بی‌حوصله شود، اما احساس تنهایی میکرد و هیجانی نداشت! چشم میگرداند و لذت میبرد، و نارضایتی‌ای را که در دلش احساس میکرد را نادیده می‌گرفت! مثل بار قبل جمع‌های دیگر هم بودند، فقط انگار اینبار به آن جمع‌ها خوشی بیشتری نسبت میداد! و... صفحه‌ی متعلق به او منتظر ثبت آن روزش بود و او به خلاف آنطور که میلش میکشد از آن استفاده کرد. چه شده بود؟، احساس کرده بود که آن روز شبحی در پی‌اش بود اما وجود شبح از چه بود؟
https://abzarek.ir/service-p/msg/2304314
حرفی بود اگه
او به هیچ وجه به خودش اجازه نمیداد به آینده فکر کند. احساس عجیبی به او میگفت که اگر درباره‌ی اتفاقات واقعی خیال پردازی کند، آنها هرگز اتفاق نمی‌افتند. گذشته از این، هرچقدر هم که بعضی از خیال‌بافی‌ها میتوانستند خوشحالش کنند، آخر سر فقط برگشتن به واقعیت را دردآورتر میکردند. بنابراین، قانون این بود؛ او باید به حالا فکر میکرد و آینده را به حال خودش رها میکرد. میدانست که این روش خیلی خوبی نیست، اما بهترین راهی بود که برای پشت سر گذاشتن روزهایش به ذهنش میرسید. (سوزان کالینز)
_